قیمت لحظه ای طلا و اونس - سایت طلا
Iran Robotic
انجمن پرشس و پاسخ


مسابقات رباتیک بابل 1 تا 3 اردیبهشت ماه 1387 www.robofire.ir
این مجموعه به یک اپراتور مسلط به کامپیوتر (مجموع آفیس)و اینترنت (مرد) تمام وقت نیازمند می باشند. در صورت تمایل لطفا CV (رزومه) خود را به آدرس moayeri@gmail.com ارسال نمایید

جستجو در مقالات سایت


 

نام کاربري : ميهمان

نام کاربري
رمز عبور


رمز عبور را فراموش کرده ام؟
چنانچه در ورود مشکل دارید
لطفا از مرورگر FireFox استفاده نمایید
 





شماتيک ربات مسيرياب با ميکرو ۲۰۵۱
موارد اولیه برای کارگاه الکترونيک رباتيک
تبدیل آنالوگ به دیجیتال با استفاده از میکرو و ADC
mp3 player با 89c51snd1
کار با پرت پارالل
کار با پرت سريال ۲
نحوه خواندن مقدار مقاومت
آشنايی با نيمه رساناها


مدار تبدیل آنالوگ به دیجیتال توسط ای سی 555
i-sobot كوچك‌ترين ربات انسان‌نماي جهان
مجله هوش مصنوعی
اولین دوره جشنواره بزرگ ربات های ملی
نخستین همايش ملي نخبگان جوان
دومین دوره مسابقات انتخابی المپیاد جهانی روبات لگو
لیست اجناس
سفارش پروژه های دانشجویی
فرستنده اف ام با توان بک وات
فرستنده گیرنده مادون قرمز 8 کاناله با برد 10 متر:
گیرنده مادون قرمز 8 کاناله با برد 10 متر
لیست تمامی مطالبی که تاکنون در وبلاگ منتشر شده به صورت یکجا
گیرنده FM (مدار رادیو موج اف ام ) 100 در صد عملی
مدار حس کننده اختلاف دما
به زودی

آشنایی با اصطلاحات کاربردی در شبکه
انواع حسگرها
آشنایی با مدارک رسمی MICROSOFT
تکرار کننده (ریپیتر) چیست؟
blu-ray چیست؟
میلاد مولود کعبه مبارک باد !

.....عیــــــــــــــدمبارک بــادا !
تفنگ مغناطیسی

عکس های روبات های شوشتر و شاهکارهای .........
طریقه ساخت فیبر مدار چاپی بوسیله اسپری پزتیو20
طریقه ساخت فیبر مدار چاپی بوسیله لتراست
طریقه ساخت فیبر مدار چاپی بوسیله لامینت
سنسور مادن قرمز بدون حساسيت به نور محيط
هوش مصنوعی
جناب آقای استاد محمدی
جناب آقای استاد زارعی
راه اندازی سایت جدید مرکز
معرفی كتاب : مباني رباتيك اصول و طراحي و ساخت(جلـد اول)
تازه های الکترونیک
فراخوان(تغيير زمان دفاعيه )
معرفی کتاب : روبوتیک ، مکاترونیک و هوش مصنوعی
روز شمار علم در این هفته


تست
انجمن هاي فارسي سيسکو سيستم
ديتا شيت قطعات الکترونيکي
يک نگاه بکنيد بد نيست.
مقاله
سايت در مورد دلفي
بهترين منبع براي برنامه نويسي با مثال
همه چيز در مورد الکترونيک
معرفي پايه هاي خانواده ۷۴**و ۴۰**
فيلم از ربات هاي مسير ياب
ExpressPCB
قوانين شبيه سازي روبوکاپ دو بعدي
معرفي پايه هاي خانواده ۷۴**و ۴۰**
معرفي پايه هاي خانواده ۷۴**و ۴۰**
 


تعداد بازديد امروز: [6458]
تعداد بازديد ديروز: 7289
تعداد مقالات ارسالي:
245
تعداد اعضا:
7555
کاربران آنلاين :
 


نام کاربری

نظر شما درباره طراحی سایت چه می باشد

خیلی خوب
ضعیف
متوسط

 


ارسال های جديد وبلاگ یا سايت آدم آهني من adamahanieman.persianblog.com

عنوان :  

 

 

بعد از مدتها سلام .

معرفي دو نوع ربات كه به تازگي ساخته شده اند .

دومو ، ربات طراحي شده بوسيله ي " ارون ادسينگر "

محققان دانشگاه MIT اخيرا رباتي را با قابليت انجام و كمك به انجام كارهاي روزمره ي انسان به نمايش در آورده اند . اين ربات كه دومو (Domo) نام گرفته است نسبت به نمونه هاي موجود برتري هاي محسوسي دارد . اين ربات با انسان ها همكاري متقابل دارد و خود را با محيط اطراف وفق مي دهد .

دومو قادر است اشياي را كه در اطراف خود مي بيند تشخيص داده ، لمس كند ، بردارد و هر كدام را در جاي مخصوص خود قرار دهد . و برعكس ربات هاي خط مونتاژ ميتواند اطراف خود را با استفاده از يك جفت چشم مجهز به دوربين هاي ويدئوي درك كند . كه اين دوربين ها به 12 رايانه وصل هستند ، دوربين ها در قالب چشم هايي شبيه چشم هاي انسان طراحي و ساخته شده اند ، زيرا به نظر سازنده ي آن آقاي "آرون ادسينگر" اين كار باعث مي شود تشخيص اين كه روبات در هر لحظه به كدام نقطه نگاه مي كند راحت تر باشد . ضمن اينكه اطرافيان دومو راحت تر مي توانند با آن ارتباط برقرار كنند و وجود آن را در بين خود بپذيرند .

دومو طوري طراحي شده كه قادر به حركت با سرعت هاي متغير باشد و تا بتواند همراه با انسان ها و در بين آنها بهتر عمل كند ، اين ربات به چهره ي انسان ها بسيار حساس است . اين قابليت براي برقراري ارتباط با مردم و تميز اطرافيان از هم لازم است .

 

ربات تشخيص دهنده ي مزه

اين ربات ، رباتي است كه داراي حس چشيدن غذا با استفاده از اينفرارد يا اشعه مادون قرمز مي باشد . بدين ترتيب كه اشعه مادون قرمز به ماده ي غذايي مذبور تابيده مي شود و با توجه به اينكه هر ماده ي غذايي يك طول موج خاصي را با يك ميزان مشخص جذب مي نمايد نوع ماده ي غذايي و مقدار آن براساس ميزان و نوع طول موج جذب شده توسط ربات مشخص مي گردد.                                                                                                                                                                 

در حافظه ي ربات نوع هاي مختلف مواد غذايي براساس ميزان و نوع طول موج جذب شده وجود دارد كه ربات در مواجه با ماده ي غذايي طبق كاتالوگي كه در حافظه اش وجود دارد ، غذا را سنس كرده و نوع آن و ميزان و خوشمزگي آن را مشخص مي كند و در مواقع لزوم مشاوره هاي لازم را نيز جهت بهبود مزه ي ماده ي غذايي مورد نظر ارائه خواهد داد . اين       ربات

                                                                                                                                                                           MIOو دانشگاه NECتوسط شركت

طراحي و نخستين بار در اكسپو 2006 آئيچي ژاپن به نمايش در آمده است .                                                            

                   

 و در آخر يه خبر جديد ، جالب و ... البته اگه بشه كه ...

به گزارش مجله دانشمند

 ايران ميزبان جام جهاني روبات ها در سال 2010  خواهد بود ؟؟؟

 برگزاركنندگان مسابقات ايران اوپن اميدوارند كه با چند دوره برگزاري مسابقات بين المللي و كسب رتبه هاي خوب در مسابقات جهاني بتوانند در سال 2010 ميزباني مسابقات جهاني ربوكاپ را به دست آورند . با اين حال ناظران فدراسيون بين المللي ربوكاپ كه ظهر روز شنبه در نشستي با خبرنگاران شركت كرده بودند ، مي گفتند كه علاوه بر برگزاري مسابقات ايران اوپن ، كشور ميزبان بايد داراي ويژگي هاي ديگري هم باشد و اميدوار بودند كه به زودي شرايط ميزباني ايران براي مسابقات جهاني روبوكاپ به وجود بيايد . آنها به اين نيز اشاره كردند كه با اين كه استقبال از مسابقات در مقايسه با بسياري كشورها خوب بوده ، اما هنوز تعداد شركت كنندگان آن يك چهارم شركت كنندگان مسابقات بين المللي است .

ايران چهارمين كشوري است كه پس از ژاپن ، آمريكا و آلمان ، مسابقات ربوكاپ را برگزار مي كند . ژاپن مبدع برگزاري مسابقات بين ربات ها است و نخستين بار در سال 1992 اين كار را انجام داده ، اما اولين مسابقات جهاني روبوكاپ در سال 1997 برگزار شد و تا كنون برگزاري سالانه اين رقابت ها با ميزباني كشورهاي مختلف ادامه داشته است .

خداكنه كه بشه ...

 

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=6918121

نظرات

 

عنوان :  

 

 

پس از آن غروب رفتن اولين طلوع من باش

من رسيدم رو به آخر

تو بيا شروع من باش

شب و از غصه جدا كن

چكه كن رو باور من

خط بكش رو جاي پاي گريه هاي آخر من

اسمت و ببخش به لبهام

بي تو خاليه نفس هام

قد بكش رو باور من

زير سايه بون دستام

خواب سبز رازقي باش

عاشق هميشگي باش

خسته ام از تلخي شب

تو طلوع زندگي باش

من پر از حرف سكوتم

خاليم ، رو به سقوطم

بي تو و آبي عشقت ، تشنه ام

كوير لوتم

نميخوام آشفته باشم ، آرزوي خفته باشم

تو نذار آخر قصه حرفم و نگفته باشم

پس از آن غروب رفتن ...

تو بيا شروع من باش

                                                            تقديم به تو كه انتظار هديه مي كني

 

 

 

 

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=6731255

نظرات

 

عنوان :  

 

 

سلام .

سال نو همگی مبارک . امیدوارم امسال سالی باشه پر از موفقیت و شادکامی و خوشبختی برای ایران و ایرانی .



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=6506395

نظرات

 

عنوان :مبانی رباتيک  

 

 

مباني رباتيك :

ربات ها ماشين هايي هستند كه به تقليد رفتار انسان ها يا حيوانات مي پردازند . انسان ها داراي جسم مي باشند و از ماهيچه براي حركت بدن ، حسگر براي دريافت اطلاعات محيط ، قدرت براي فعال كردن ماهيچه ها ، مغز براي پردازش اطلاعات حسگرها و دستور به ماهيچه ها و ويژگي هاي نامشهود ديگر مانند هوش و روحيه برخوردارند . به طور مشابه ربات ها نيز از ساختار قابل حركت ، موتورها ، حسگرهايي براي مشاهده محيط ، فعال ساز براي كنترل حركت ، منبع تغذيه و پردازنده / كامپيوتر براي كنترل رفتار و اجزاي خود برخورد ار مي باشند . ربات هاي صنعتي بازوها يا ماشين هاي خودكار مكانيكي هستند كه توسط كامپيوتر كنترل شده و از آنها در خطوط  مونتاژ كارخانه ها استفاده مي شود . وظايف آنها بازه وسيعي را از اتصال اجزاي بدنه اتومبيل تا قرار دادن يك قطعه  بسيار كوچك در يك دستگاه الكترونيكي در بر مي گيرد . يك ربات صنعتي كه از شش مفصل برخوردار  است ، شباهت بسيار زيادي به بازوي انسان دارد . اين شش اتصال در واقع معادل شانه ، آرنج و مچ هستند . هر كدام از اين اتصالات توسط يك موتور DC/AC كنترل مي شوند . خود اين موتورها توسط سيگنال هايي كه توسط كابل منتقل مي شود ، كنترل مي گردند . كامپيوتر كنترلي ربات شامل برنامه هايي است كه رفتار هر موتور را كنترل مي كند و بدين ترتيب ربات عمل مورد نياز را انجام مي دهد . براي حركت ربات ، اين رايانه ، موتورها و دريچه هاي مرتبط را فعال مي كند . ربات ها قابل برنامه ريزي جديد بوده و مي توان با برنامه ريزي جديد رفتار متفاوتي را از آنها انتظار داشت .

برنامه يك ربات جوشكاري حاوي دستورات لازم در زمينه ميزان جريان برق و اعمال جريان براي المان جوشكاري ربات است تا بدين ترتيب بعنوان قطعات فلزي با قطرهاي مختلف را به هم جوش داد . حسگرهاي موجود ، اطلاعات محيطي را به صورت پسخورد در اختيار كامپيوتر كنترلي قرار مي دهند و آنها را قادر مي سازند تا عمليات ربات را مطابق با شرايط محيطي تنظيم كنند . كامپيوترها سيگنال هاي فرمان را به ابزار رباتيك ارسال مي نمايند و بدين ترتيب عمليات كارخانه كنترل مي گردد .

مي توان ماشين هاي رباتيك را به گونه اي برنامه ريزي كرد كه وظايف مختلفي را انجام دهند و در نتيجه ربات ها مي توانند به منظور توليد  محصولات مختلف ، مورد استفاده قرار گيرند . ربات هاي فوق در كارخانه هايي مورد استفاده قرار مي گيرند كه محصولات متنوعي را در دسته هاي كوچك توليد مي كنند و محصولات  هر دسته با دسته ديگر فرق مي كند . ربات ها با سخت افزار فرآيند توليد ادغام مي شوند . پس از اينكه كار جاري خط توليد به پايان رسيد ، مي توان از اين ربات ها براي كار ديگر دوباره استفاده كرد .

خط توليدي كه در آن از ربات استفاده مي شود ، ممكن است فقط شش ماه دوام داشته باشد . پس از آن ، كارخانه به دليل تغيير محصول توليدي خود بايد خط توليد فوق را جمع آوري كند . از انجايي كه مي توان ربات ها را براي انجام كارهاي مختلف برنامه ريزي كرد ، مي توان آنها را به راحتي از يك خط توليد جدا كرده و در جاي ديگر مورد استفاده قرار داد .كارخانه موتورولا از دو ربات به طور همزمان براي مونتاژ قطعات الكترونيكي در دستگاه هاي راديويي خود استفاده مي كند . اين دو ربات دوازده كار پايه اي مانند قرار دادن قطعات الكترونيكي بر روي بوردهاي چاپي را بطور مشترك با هم انجام مي دهند . اين دو ربات به صورت جفت و دقيقا مانند دو بازوي يك انسان در خط مونتاژ كار مي كنند و كامپيوتر كنترل كننده با ارسال سيگنال هاي مناسب مانع از برخورد آنها باهم مي شود .

 

حواس انسان براي ربات ها :

تمركز طراحان بر شبيه سازي حواس انسان براي ربات ها است . ربات ها بايد بتوانند حسي از محيط پيرامون خود داشته باشند ( مشابه حواس انسان ) . آنها بايد بتوانند ببينند ، احساس كنند ، بشنوند ، بو بكشند و با انسان ها به زبان طبيعي صحبت كنند .رادارها ، دستگاههاي كاشف ، ميكروفن هاي جهت دار ، اسكنر هاي بدن و موارد مشابه قادر ند بهتر از اعضا ي بدن انسان عمل كنند ، ببينند و يا اشياء را شناسايي كنند . مشكل اصلي ، گردآوري اطلاعات نيست ، بلكه تفسير و درك آنهاست .

ساخت رباتي كه بتواند به سطح يك چاه نفت در دريا برود يا رباتي كه بتواند به يك راكتور هسته اي وارد شود ، بسيار متفاوت از رباتي است كه در آن لوله است . تصوير لوله تنها نشان دهنده جلبك هايي است كه به دور اتصالات جمع شده اند . اگر قرار است ربات تشخيص دهد كه مي تواند مشكل را حل كند يا نه ، بايد از هوش لازم براي رفع ابهام از تصوير و ايجاد يك تصوير واضح و روشن برخوردار باشد . ربات ها بايد اطلاعات مورد نياز را براي پاسخگويي به مسائل پيش آمده در جهان واقعي فراهم سازند . ربات ها بايد قادر به درك حوادث پيرامون خود باشند تا بتوانند بر آنها كنترل داشته باشند و گرنه ، داشتن حواس صرف براي گردآوري اطلاعات ، ارزشي نخواهد داشت . حواس آنها بايد پسخوري از اثرات  رفتار انها بر جهان ، به آنها بدهد .

 

ربات هاي بيولوژيكي :

محققان به دنبال هوش هستند ، گرچه اين هوش لزوما به پيچيدگي مغز انسان كه از ميليارها نورون و تريليون ها اتصال برخوردار است نخواهد بود . گرچه بسياري از مناطق مغز انسان از ساختار يكنواختي برخوردارند ، ولي صدها منطقه در مغز وجود دارد كه از نظر معماري متمايز هستند . اين مساله سبب پيچيدگي  شبيه سازي مغز انسان در ربات ها مي شود .

در مقايسه ، حشرات و موجودات دريايي از نورون هاي كمتري برخوردارند . مهندسان با استفاده از داده هاي رفتاري مي دانند كه چگونه بخش هاي مغز اين موجودات با هم در ارتباط هستند و همچنين از نحوه تعامل نورون هاي آنها به منظور انجام يك كار خاص مطلع هستند .

هوش مغز سوسك براي توسعه ربات هاي بيولوژيكي بكار گرفته شده است . حشرات در زمان حركت بالا ، زير با پيرامون موانع شش بازوي خود را كنترل مي كنند . ربات هاي شش بازويي مانند  Lemur (مخففLimbed Excursion Mobile Utility Robot )  " ربات با قدرت حركت عضوي "  از خصوصيات سيستم عصبي حشرات براي حركت در سطوح سخت و ناهموار به منظور گردآوري ، نمونه برداري و تحليل داده ها استفاده مي كنند .

ماهيچه ها مسبب حركت و دستكاري در مخلوقات هستند . فعال سازي هاي ربات ها در واقع شبيه ساز ماهيچه ها به شمار مي روند . فعال سازي هايي كه از پليمرهاي فعال شونده با جريان برق (EAP) استفاده مي كنند ، بيشترين شباهت را به ماهيچه هاي بيولوژيكي دارند . EAP ها در پاسخ به تحريك هاي الكتريكي تغيير شكل مي دهند .در صورتي كه به سيال هاي الكترورئولوژيك (ERF) مبتني بر EAP   تحريك الكتريكي وارد شود ، چسبناك مي شوند . از  ERF ها براي توسعه فعال سازي هاي مينياتوري كنترل شونده توسط جريان برق استفاده مي شود . نيروهايي كه در محيط هاي دور اعمال مي شوند ، سبب تغيير در ويسكوزيته ERF شده و بدين شكل خود را در اجزاي مكانيكي ربات نشان مي دهند .

از ربات هاي مبتني بر EAP در كاربردهاي پزشكي و فضايي استفاده مي شود . ربات ماهي اولين محصول تجاري است كه در آن از EAP استفاده شده است . اين ربات مي تواند بدون استفاده از موتور يا باتري و با استفاده القاء گرهاي موجود شنا كند .

EAP ها را ميتوان به شكل هاي مختلفي ساخت . از تركيب آنها با حسگرهاي MEMS ( سيستم ميكروالكترومكانيكي ) مي توان به فعال سازهاي هوشمند دست يافت  . EAP واسطي است بين انسان و ماشين در واقع جايگزيني است براي حواس انسان . بعنوان مثال ، مي توان از EAP بعنوان واسط بين ربات و مغز انسان استفاده كرد . كلاوس پيترزانر از دانشگاه  ساوت همپتون در انگلستان رباتي ساخته است كه توسط يك نمونه پرورش يافته و خاص از موجودات زنده " كپك مانند" كنترل ميشود . اين سلول ها از نور دوري مي كنند .

يك نمونه ستاره اي شكل از اين سلول ها به يك ربات شش بازويي ربات متصل گرديده اند . تابش نور سفيد بر بخشي از ارگانيسم  سلول سبب مرتعش شدن آن مي گردد . اين ارتعاشات به رايانه منتقل شده و بر اساس آن سيگنال هاي كنترلي براي حركت بازوها ارسال مي گردد . با تابش نور برروي بخش هاي مختلف ستاره ، بازوهاي متفاوتي را ميتوان حركت داد . با انجام اين كار به صورتي منظم و با قاعده ، ميتوان ربات را به راه انداخت .

 

منبع : مجله علم الكترونيك و كامپيوتر

                                                                                                                       ادامه دارد ...

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=6381284

نظرات

 

عنوان :...  

 

 

اينك كه به ياري خداوند تاج شاهنشاهي ايران,بابل وكشورهاي چهارگانه رابرسرگذاشته ام اعلام مي كنم كه:


-
تا روزي كه زنده هستم واهورامزدا پادشاهي رابه من ارمغان داده كيش وآيين وباورهاي مردماني راكه من پادشاه آنها هستم گرامي بدارم
ونگذارم كه فرمانروايان وزيردستان من كيش ودين وروش مردمان ديگرراپست شمارندو يا آنان را بيازارند.


-
من كه امروزافسرپادشاهي رابرسرنهاده ام تاروزي كه زنده هستم و مزدا پادشاهي رابه من ارزاني كرده هرگزفرمانروايي خودرابرهيچ كس به
زورتحميل نكنم ودرپادشاهي من هرملتي آزاداست كه مرابه شاهي خود بپذيرد يا نپذيرد وهرگاه نخواهد نمي گذارم كه كسي به ديگري ستم كند
واگركسي ناتوان بود وبراوستمي رفت من پشتيبان اوخواهم بود وحق اورا گرفته وبه اوپس خواهم داد وستمگران رابه كيفرخواهم رساند.


من تاروزي كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت كسي مال ودارايي ديگري را با زور وبا هر روش نادرست ديگري ازاو بدون پرداخت ارزش
درست آن بگيرد


من به آگاهي همگان مي رسانم كه هر كسي آزاد است تا هردين و آييني راكه ميل دارد برگزيند ودرهر كجاكه مي پسندد سكونت كند وبه
هرگونه كه معتقد است عبادت كند و نيايشهاي خودرا بجا آورد,هركسب وكاري راكه مي خواهد برگزيند.تنها به شرطي كه حق كسي را پايمال
ننمايد و زياني به حقوق ديگران وارد نسازد.


-
من اعلام مي كنم هر كس پاسخگوي كردار خويش مي باشد.هيچ كس را نبايد به انگيزه اينكه يكي از بستگانش خلاف كرده است مجازات كرد,
اگر كسي از دودمان يا خانواده اي بدي كرد تنها همان كس به كيفر برسد وبا ديگر مردمان و خانواده كاري نيست.


-
تا روزيكه زنده هستم نخواهم گذاشت مردان وزنان را به نام برده كنيز وبا نامهاي ديگر بفروشند اين رسم زندگي بايد از گيتي رخت بربندد.
-
از اهورا مي خواهم كه مرا درتعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران,بابل وكشورهاي چهارگانه گرفته ام پيروز بگرداند.

 

و ... و ... و ... .

 

اين بوده فرهنگ ايران و ايراني

اين بوده ايران باستان

ايراني كه توي اوون زن و مرد ، پير و جوون

غني و فقير ، همه و همه يكي بودن

سرزميني پر از عدل

سرزميني بدون پارتي بازي و سهميه بنديهاي كوركورانه و هزار جور جنگولك بازي ديگه

 

به اميد روزي كه كورش ديگري پا به عرصه ي گيتي بذاره و ايران و ايراني شعور پذيرش همچين گوهري و داشته باشه  .

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=6245410

نظرات

 

عنوان :سيستم هدايت مادون قرمز ۲  

 

 

آشكار سازهاي مادون قرمز :

دو نوع آشكازساز مادون قرمز وجوددارد . آشكارسازهاي حرارتي كه به آنها بولومتر (Bolometer) گفته مي شود اشعه مادون قرمز را تبديل به حرارت مي كنند و سپس حرارت تبديل به يك سيگنال الكتريكي متناسب با اشعه ماون قرمز مي گردد . دسته دوم آشكارسازها ي فتوالكتريك مي باشد كه اشعه مادون قرمز را مستقيما تبديل به سيگنال الكتريكي مي كنند .

 

آشكارسازهاي حرارتي :

در اين آشكارسازها يك ترميستور بعنوان عنصر حساس بكار مي رود . ترميستور يك مقاومت الكتريكي است كه با ازدياد حرارت ناشي از نور كاهش مي يابد . بعبارت ديگر حرارت ناشي از نور مادون قرمز دريافتي ، مقاومت ترميستور را كاهش مي دهد ، در نتيجه مقدار جريان افزايش يافته و يك پالس الكتريكي توليد مي شود . آشكارسازهاي حرارتي در تمام طول موجهاي مادون قرمز بطور يكسان عمل مي كنند . آشكارسازهاي مادون قرمز حرارتي داراي يك تأخير زماني مي باشند به اين ترتيب كه از زمان دريافت مادون قرمز تا تبديل آن به سيگنال الكتريكي يك فاصله كوتاه زماني وجود دارد  كه اين بخاطر اينست كه ابتدا مادون قرمز تبديل به حرارت و سپس تبديل به سيگنال الكتريكي مي گردد . بعلاوه حساسيت آشكارسازهاي حرارتي نسبت به آشكارسازهاي فتو الكتريكي به اندازه صد برابر كمتر است .

 

آشكارسازهاي فتو الكتريك:

اين آشكارسازها از يك نيمه هادي تشكيل شده اند كه بر اثر تابش مادون قرمز يك جريان و يا ولتاژ الكتريكي ايجاد مي كنند . اين آشكارسازها خيلي حساس تر از آشكارسازهاي حرارتي مي باشند ولي پاسخ آنها تا يك طول موج خاص مي باشد . حساسيت اين آشكارسازها با كمتر كردن درجه حركت مولكولها ي نيمه هادي كمتر شده و در نتيجه مقدار اغتشاشات خود آشكارساز كاهش مي يابد .

طراحي آشكارسازهاي مادون قرمز :

تا اينجا با شدت امواج مادون قرمز ، اثر فسفر برروي اين امواج و آشكارسازهاي آن آشنا شديم . حال مي خواهيم ببينيم  كه براي طراحي آشكار ساز مادون قرمز بايد چه پارامترهايي را در نظر گرفت . فرض كنيم كه بدنه داغ هواپيما مورد نظر ماست و مي خواهيم توسط امواج مادون قرمزي كه از بدنه هواپيما ي مافوق صوت خارج مي شود هدف را كشف كنيم . مي دانيم كه ماكزيمم دامنه امواج در اين حالت در روي 4 ميكرون است . از طرفي اين طول موج بخوبي از آتمسفر عبور مي كند بنابراين لازم  نيست كه طول موجهاي مجاور را انتخاب كنيم ( در صورتيكه جذب اتمسفر روي 4 ميكرون زياد باشد بايد امواج حوالي 4 ميكرون را كه آتمسفر جذب كمتري روي آنها دارد انتخاب شوند . ) مرحله ي بعدي انتخاب نوع آشكارساز است . سولفيد سرب و فلوريد سرب روي 4 ميكرون حساسيت  خوبي دارند . بنابراين هر كدام از اينها مي توانند انتخاب شوند . يك نكته كه در مورد آشكارسازها قابل اهميت است اين كه اين آشكارسازها فقط روي امواج كوتاه حساسيت زيادي دارن د و در طول موجهاي بالاتر نمي توان از آن ها استفاده نمود ، بعلاوه در امواج كوتاه نيز اين آشكارسازها بايد خنك شنود بنابراين سنگين و گران قيمت مي شوند . به همين جهت است كه در بعضي از موارد آشكارسازها ي حرارتي كه حساسيت كمتري دارند ولي در عوض سبكتر و ارزانتر مي باشند ، ترجيح داده مي شوند .

 

هدايت توسط مادون قرمز :

سيستم هاي هدايت توسط مادون قرمز غير فعال مي باشند ، بعبارت ديگر تنها گيرنده امواج مادون قرمز هستند و خود موجي را نمي فرستند . به همين جهت از سيستم هاي هدايت راداري بسيار ساده  تر مي باشند . در يك سيستم هدايت مادون قرمز ساده امواج مادون قرمز دريافتي توسط آينه سهموي روي كانون متمركز مي گردد و در روي كانون آشكارساز مادون قرمز قرار دارد . معمولا در اين قسمت مجموعه اي از آينه ها و عدسيهاي مركب بكار مي رود كه ماكزيمم مقدار اشعه مادون قرمز بدست مي آيد . امواج مادون قرمز دريافتي تبديل به سيگنالهاي الكتريكي شده و توسط تقويت كننده  تقويت مي شود . سيستم كنترل اين امواج دريافتي را تبديل به فرمان هاي مناسب براي اصلاح مسير موشك مي كند بطوريكه همواره موشك ماكزيمم امواج مادون قرمز را از هدف دريافت كند .

 

سيستم موزائيك :

سيستم ابتدايي كه در بالا شرح آن رفت  سيستم مناسبي براي كشف محل دقيق هدف نمي باشد . در سيستم موزائيك متجاوز از صد آشكارساز مادون قرمز با تقويت كننده هاي مستقل بكار مي روند . اگر هدف در روي خط مركزي باشد آشكارسازهاي مياني داراي ماكزيمم دامنه خروجي مي باشد و اگر هدف در بالا باشد ، سلولهاي بالايي ماكزيمم دامنه خروجي را خواهند داشت . به همين ترتيب موقعيت هدف در طرف راست و چپ نيز مشخص مي شود . همچنين مي توان بجاي چندين تقويت كننده از يك تقويت كننده براي تمام آشكارسازها استفاده نمود . منتهي اين تقويت كننده ها در زمانهاي مختلف وصل مي شود و در نتيجه در هر فاصله زماني خروجي يك تقويت كننده را بصورت پالسهايي خواهيم داشت .

 

سيستم جاروب كردن :

مي توان بجاي چندين آشكار ساز از يك آشكار ساز استفاده نمود ، ولي در عوض از روش جاروب كردن استفاده نمود . در اين روش بين عدسي و آشكارساز يك صفحه دوار قرار دارد كه فقط يك نقطه در روي محيط آن سوراخ مي باشد . بنابراين با اين صفحه در واقع آشكارساز  ما به چندين آشكارساز تقسيم مي شود . بسته به موقعيت هدف هر نقطه از محيط آشكارساز شدت مختلفي را دريافت مي كنند . بنابراين باز هم در خروجي آشكارساز يك سري پالس داريم كه اين پالسها مشخص كننده محل هدف مي باشند . اين پالسهاي خروجي شبيه سيستم موزائيك مي باشد .

 

كاربرد سيستم هاي مادون قرمز  :

سيستم هدايت مادون قرمز در موشكهاي هوا به هوا و هوا به زمين بكاربرده مي شود . در موشكهاي هوا به زمين برد بالا ، سيستم هدايت مادون قرمز در انتهاي پرواز بكار برده مي شود . شهرها هدف هاي بسيار خوبي براي اين موشكها  مي باشند ، زيرا كه منابع حرارتي خيلي زيادي در آن مي باشد ( مانند كارخانه ها ) . همچنين در روي منابع انعكاس دهنده نور خورشيد خود هدف براي هدايت مادون قرمز مي باشند . درموشكهاي هوا به هوا منبع حرارتي براي مادون قرمز موتور جت ها و يا موتور ساير راكتهاي ديگر مي باشد . همچنين حرارت بدنه هواپيماهاي مافوق  صوت منبع حرارتي بسيار خوبي براي مادون قرمز مي باشد. هنگاميكه هواپيماي مافوق صوت سرعت خود را دو برابر مي كند ، انرژي مادون قرمز  تابش شده از هواپيما 16 برابر مي شود . فاصله اي كه اين هواپيماها از آن فاصله كشف مي شوند ، بستگي به شدت امواج مادون قرمز دارد و متناسب به ريشه دوم شدت امواج مادون قرمز مي باشد . بعنوان مثال اگر هواپيما سرعت خود را دو برابر كند ، چنانچه گفته شد شدت امواج مادون قرمز 16 برابر مي شود و فاصله كشف هواپيما نيز 4 برابر بيشتر خواهد شد . حسن موشكهاي هوا به هواي مادون قرمز اين است كه همواره از عقب به هواپيما برخورد مي كنند و خلبان از جلو آنها را نمي تواند تشخيص دهد . موشكهاي  "سايدوايندر"   و " فالكون " و " ماژيك " و "اتول" چند موشك هوا به هوا ساخت آمريكا ، فرانسه و روسيه ميباشند كه سيستم هدايت آنها مادون قرمز مي باشد .

يكي از موارد مهم ديگر استفاده از آشكارسازهاي مادون قرمز در سوخت گيري هوايي مي باشد . مسئله مهم در سوخت گيري هوايي سرعت زياد دو هواپيماي سوخت رساننده و سوخت گيرنده مي باشد كه بايد لوله سوخت رسان  هواپيما سريعا روي هواپيماي ديگر منطبق شود . براي اين عمل در انتهاي لوله سوخت رسان يك آشكارساز مادون قرمز قرار داده شده است كه آشكارساز مي تواند يك پروفيل خاص را كه نشان دهنده محل سوخت گيري است را دريافت كند و به كمك اين آشكارساز مي توان عمل انطباق دو هواپيما را بطور اتوماتيك و يا دستي انجام داد .

 

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=6226219

نظرات

 

عنوان :خدايا من ...  

 

 

نزديكترين نقطه به خدا هيچ جاي دوري نيست .

 

نزديكترين مكان به خدا نزديكترين لحظه به اوست .

وقتي حضورش را درست توي قلبت حس مي كني آنقدر نزديك كه نفست از شوق و التهاب بند مي آيد .

آنقدر هيجان انگيز كه با هيجان هيچ تجربه اي قابل مقايسه نيست . تجربه اي كه بايد طعمش را چشيد .

اغلب درست همان لحظه كه گمان مي كني در برهوت تنها ماندي ، درست همان جا كه دلت سخت مي خواهد او با تو حرف بزند ، همان لحظه كه آرزو داري دستان پر مهرش را بر سرت بكشد ، همان لحظه نوراني كه از شوق اين معجزه دلت مي خواهد تا آخر دنيا از ته دل و با كل وجودت اشك شوق شوي و تا آخرين ذره ي وجودت بباري ...

نزديكترين لحظه به خدا مي تواند در دل تاريك ترين شب عمر تو رخ دهد يا در اوج بزرگترين شادي دلخواسته اي مي تواند درست همين حالا باشد و زيباترين وقتي كه مي تواند پيش بيايد همان دمي است كه برايش هيچ بهانه اي نداري . جايي كه دلت براي او تنگ است .

زيباترين لحظه عمر و هيجان انگيز ترين دم حيات همان لحظه ي باشكوهي است كه با چشم هاي خودت خداوند را مي بيني ، درست همان لحظه كه مي بيني او با همه عظمت بيكرانش در قلب كوچك تو جا شده است ، همان لحظه كه گام گذاشتن او را در دلت حس و نوراني و متعالي شدن حست را درك مي كني آن لحظه كه مي بيني آنقدر اين قلب حقير ارزشمند شده است كه خدا با همه عظمت بيكرانش آن را لايق شمرده و برگزيده .

 

و تو هنوز متعجب و مبهوتي كه اين افتخار و سعادت آسماني چگونه و از چه رو از آن تو شده است .

چه زيبا خواهد شد اگر ، در اين چند صباح كه ميهمان تن خويش هستيم ، با شاه كليد عشق قفل دلهاي بسته را بگشاييم تا بتوانيم ميزبان همه ترانه ها باشيم.

اگر عشق را بشناسيم ديگر در قيد و بند ارزش گذاري سطحي نخواهيم بود ، چرا كه عشق ، خود يك ارزش عميق است و به همه چيز ارزش مي بخشد .

زماني كه از سايه هاي كابوس وار نفس انصراف داديم ، عشق در ما قدم مي گذارد . آن گاه آرامش معنا پيدا خواهد كرد .

اگر فقط ظاهر عشق را بشناسيم فقر دروني ما بارزتر خواهد گشت . براي بودن عشق به زمان خاصي نياز نيست اما براي فكر كردن به آن زمان بسياري نياز داريم . اصولا ما فكر مي كنيم بدون عشق زندگي را گم كرده ايم در صورتي كه زندگي عشق را گم كرده و گروهي از ما هر دو را ...

شايد ما از تاريكي درون فقط رنج ببريم ولي بدون عشق از سرما خواهيم مرد . عشق چه بي ما و چه با ما از دروازه وجود خواهد گذشت ، اي كاش بتوانيم به هنگام عبور دريافتش كنيم اگر بتوانيم همچون شمعي ، بذل سر و تن كنيم مار حسد  را از دوش جان بر زمين نهاده و از پيله خواب به در آمده ايم .

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=6139982

نظرات

 

عنوان :کنترل الکترونيک اتومبيل  

 

 

سلام .

 اين دفعه ميخوام از سيستم الكترونيكي ماشين هاي مدرن ، در واقع از كنترل الكترونيكي اتومبيل براتون بگم ، البته اين سيستم ديگه خيلي هم جديد و اينا نيست ديگه اما خوب از هيچ چي كه بهتره ، لا اقلش اينه كه تو بيشتر ماشين هاي ايراني اينجور سيستما كمتر وجود داره .

با توجه به بحرانهاي انرژي  كه هر چند گاه جوامع صنعتي رو در معرض خطر قرار ميده ، مسئله صرفه جويي در مصرف انرژي و در واقع مصرف سوخت از مهمترين مسائل صنعت اتومبيل هستش و انتظار ميره در آينده هم اينطور باشه .

يك سيستم كنترل هوشمند ميتونه موتور اتومبيل رو در هر شرايطي در بهترين راندمان خود قرار بده . نمونه اي از اين نوع ، سيستم احتراق الكترونيكي هستش كه در اغلب اتومبيل هاي مدرن بكار گرفته ميشه . بعد از پيشرفت هاي اوليه در زمينه احتراق ترانزيستوري و تزريق سوخت با كنترل هاي مكانيكي يا آنالوگ  ، قدم مهم بعدي با ساخت سيستم ديجيتال كنترل موتور با نام موتورونيكي برداشته شد . اين يك سيستمي هستش كه در قلب آن يك ميكرو كامپيوتر قرار داره شامل كنترل ديجيتال احتراق و تزريق سوخت  . مجموعه اي از سنسورها ، ژنراتورهاي پالس ، فرم دهنده هاي پالس و مبدل هاي آنالوگ به ديجيتال ميكروكامپيوتر را قادر به تشخيص وضعيت موتور در هر لحظه ميكنه . اطلاعات لحظه اي ياطاقان ، مكش بنزين ( از طريق خلاء نسبي در سيلندرها و دريچه كاربراتور) به ميكرو كامپيوتر داده ميشه .از مجموعه اين اطلاعات كه با سرعت 400 بار در ثانيه نمونه برداري ميشه ، احتياجات سيستم احتراق و تزريق سوخت محاسبه شده ، اطلاعات مربوط به زمان صحيح احتراق و ميزان سوخت از طريق حافظه كامپيوتر خوانده و به سيستم هاي مربوطه اعمال ميشه . بنابراين ميتونيم بر حسب نوع موتور ، قدرت و  نوع سوختش ، برنامه هاي مختلفي رو به حافظه داخلي كامپيوتر بديم . اين نحوه تطبيق موتور با شرايط در ميزان صرفه جويي سوخت تاثير بسزايي دارد .

استفاده از ميكروكامپيوتر باعث توسعه كنترل رانندگي ميشه و علاوه بر صرفه جويي در سوخت ، باعث بالا رفتن ايمني و همچنين راحتي بيشتر راننده هم ميشه .

استفاده از الكترونيك براي كنترل ترمزها كه اخيرا توسعه ي زيادي پيدا كرده ، كمك مؤثري هستش . در سيستم ضد قفل ترمزها كه بصورت ديجيتال ميباشد به اين ترتيب هست كه سنسورهايي به هر يك از توپي هاي چرخ هاي اتومبيل چسبيده كه تعداد دور گردش چرخ رو آشكار ميكنه ، حالا اگه اتومبيل ترمز ناگهاني بكنه ،  و چرخ ها در معرض خطر قفل شدن باشند ، اين حالت توسط سيستم الكترونيكي تشخيص داده ميشه و باعث بكار افتادن سيستم هاي هيدروليكي ترمزها مي شه ، تا جايي كه فشار ترمز تا حد اطمينان كاهش پيدا مي كنه و خطر قفل شدن چرخ ها از بين مي ره . اين عمل در مورد هر چرخ جداگانه صورت مي گيره و به اين ترتيب بهترين امكان براي ترمز كردن اتومبيل فراهم ميشه . ايمني و درستي خود سيستم هم همواره تحت كنترل هستش . يك مدار تست كليه قسمت هاي الكترونيكي و قطعات مكانيكي رو به راحتي در حين رانندگي آزمايش مي كنه و به محض مشاهده خطا يا اشكال اون رو اعلام مي كنه و سيستم ضد قفل الكترونيكي در اين حال به سيستم ترمز معمولي بر مي گرده .

بعد از ترمز الكترونيكي حالا ميريم سراغ رادار اتومبيل ، كه يكي ديگه از سيستم هاي كنترل رانندگيه .

كه در واقع اين راداري هستش كه فاصله اتومبيل رو از اتومبيل جلويي محاسبه مي كنه ، كه در واقع در محدوده فركانس 35 گيگاهرتز و قدرت تشعشع 300 ميلي وات عمل مي كنه . اندازه گيري فاصله توسط ارسال يك پالس و دريافت انعكاس اون از مانع روبه رو انجام مي گيره ، اين اطلاعات كامپيوتر رو قادر به محاسبه سرعت مناسب جهت رانندگي مي كنه كه برروي صفحه نمايش منعكس ميشه و راننده از حداكثر سرعت مطمئنه آگاه ميشه .

از نقطه نظر فني هنوز چند مشكل در رابطه با مواردي كه دستگاه درست عمل نمي كنه بايد حل بشه ، خصوصا در سر پيچ هاي تند جاده ها و نكاتي مثل اينكه : شايد راننده  اي خيلي عادت به اين سيستم هشدار دهنده  بكنه و رانندگي عادي خودش رو فراموش بكنه و ديگه اينكه  ممكنه بعضي ها اصلا اين دستگاه رو خاموش بكنن تا با هشدارهاي اون مواجه نشن .

مورد بعدي اعلام  فشار لاستيك هستش بدين ترتيب كه در حالي كه چرخ ها در حال گردشند ، فشار باد از طريق كويل هاي فرستنده و گيرنده به شاسي منتقل ميشه ، سيستم بر اساس فركانس تشديد در حالتيكه فشار طبيعي هستش عمل ميكنه . بنابراين هر تغييري در اين فركانس در خروجي گيرنده ظاهر ميشه .

يك مونيتور ميتونه در هر لحظه تمام اطلاعات مورد نياز راننده رو ارائه بده . هر خطا و اشكالي توسط اين سيستم هشدار داده ميشه ، حتي بعضي  از موارد نظير زمان تعويض شمع و ديسك ترمزها .

اطلاعات هم از طريق بصري بصورت نوشته هايي از نوع LED يا فلورسنت و هم از طريق سمعي توسط صداهاي مختلف ( هر صدا براي نوعي اخطار ) به راننده داده ميشه .

يكي ديگه از دستاوردهاي الكترونيك در اتومبيل مبحث تقريبا جديديه بنام حلقه قدرت . اين مجموعه جانشين سيم كشي هاي متعدد در اتومبيل ميشه و در واقع تمام فرمان ها از طريق يك شبكه مالتي پلكس و بصورت كدهاي باينري به گيرنده ها مي رسه و د رعين حال توسط كامپيوتر هم اين فرمان كنترل و يا ارسال مي شه .

هر وسيله در اتومبيل دستگاه فرعي مالتي پلكس مربوط به خودش رو داره كه آدرس و فرمان رو از مركز دريافت كرده و بعد از فهميدن ، اون رو تبديل به عمل ميكنه . مثلا چراغ ها رو با يك رله روشن مي كنه . فايده اين سيستم در اينه كه در تمام ماشين ها ميتونيم يك نوع سخت افزار و سيستم مالتي پلكس رو بكار ببريم و تطبيق اون با موارد مختلف از طريق نرم افزار يا همون برناممون انجام ميشه . در دراز مدت هم از كابل هاي فايبراپتيك در اين روش استفاده ميشه .

بحث ديگه اي كه هست ، بحث الكترونيك و استفاده ي اون براي رانندگي راحت هستش .مثالي از اين سيستم الكترونيكي تنظيم صندلي راننده هستش كه داراي حافظه هاي متعدديه و وضعيت هاي مختلفي رو براي چندين نفر در حافظه نگه ميداره و با دادن كد مربوطه به  يك وضعيت مشخص به دستگاه بلافاصله وضعيت صندلي به حالت مطلوب در ميآد .

تهويه و گرماي ماشين هم بطور الكترونيكي تنظيم مي شه  . مورد ديگر دزدگير هستش ، بدين ترتيب كه زماني كه راننده اتومبيلش رو ترك مي كنه ، وضعيتي كه در تمام طول مدتي كه راننده درون اتومبيل نيست در حافظه مي مونه و زمانيكه اتفاقي در جهت تغيير در اين وضعيت بيافته مثلا كسي سعي در جابجا كردن چرخ ها بكنه ( چه حركت و يا چه باز كردن چرخ ها ) اعلام خطر مي كنه .

علي رغم تموم نمونه هايي كه ذكر شد ، براي راحتي و ايمني بيشتر رانندگي ، بعيد به نظر مي رسه كه ماشين هاي مدرن امروزي قيمت ارزوني داشته باشند ، و اين بجهت گروني سنسورها و قطعات مكانيكي و هيدروليكي تحت كنترل سيستم الكترونيكيه ، به هر حال امكانات بيشتر و كيفيت بالاتر قيمت رانندگي بيشتر رو هم ايجاب مي كنه ، نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

پس در آخر به اين نتيجه ي تلخ مي رسيم كه ما ها ( منظورم من و ساير دوستاني كه مثل من جوونن با جيب خالي و بي كار اما دلي پر اميد دارن ) حالا حالا ها بايد تلاش كنيم تا ... آره قربونش ، الكي كه نيستش كه ( راستي الكي رو درست نوشتم ؟؟؟؟؟؟؟ )

خوب اينم از اين ، مي دونم كه ميدونيد كه بهتره كه نظر بدين ، تا منم زودتر بروز كنم ...

تا بعد ، در پناه حق .

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=6139980

نظرات

 

عنوان :طرح ترازوی رژيمی هوشمند  

 

 

سلام . اينم يه طرح براي ساخت  ترازوي رژيمي .

با اين ترازو هم ميشه وزن ماده ي غذايي و ديد و هم ميزان كالري كه با خوردنش در بدن ايجاد ميشه .

همه ي ما به تناسب اندام اهميت ميديم ، براي همين هم بايد يك رژيم متعادل و متناسب با بدن و وزنمون داشته باشيم .

مهم ترين چيزي كه براي تناسب اندام بايد رعايت بشه بحث ميزان كالري مصرفي در روز هست كه بسته به قد و وزن و سن افراد متفاوته كه حالا تعيين و پيدا كردن وزن ايده آل و ميزان كالري مورد نياز براي ما بر اساس همون وزن و قد و سن كه گفتم مربوط به بحث تغذيه ميشه و اينجا بهتره از خير توضيحات در اين مورد بگذريم .

براي ساخت اين ترازو بايد يك صفحه كليد 4*4 ، يك lcd حالا ترجيحا 16*2 و يك ميكرو 32L مورد استفاده قرار بگيره و البته يك ترازو !

صفحه كليد براي  اينكه ، به جاي هر يك از مواد غذايي ،كدي در نظر گرفته ميشود ، و به اين ترتيب به جاي تايپ نام ماده ي غذايي مورد نظر، كد معادل آن را وارد مي كنيم .

ميزان كالري هر يك گرم از هر يك از مواد غذايي را در حافظه  در نظر مي گيريم و با ضرب در وزني كه ترازو از ماده ي غذايي مورد نظر مي دهد ، ميزان كالري توليدي توسط آن مقدار مشخص از ماده ي غذايي كه وزن شده در LCD نمايش داده ميشود.

 

حالا اگه اين سوال براتون پيش اومده كه ميدونم كه ميدونين جوابش و كه :

کالري چيست؟

 کالري در واقع، واحد انرژي غذايي است. يکي از اثرات غذايي که ما مي خوريم تامين انرژي براي بدن ما مي باشد تا بدن ما بتواند نيروي لازم را براي حرکات و کارهاي ارادي و غير ارادي خود به دست آورد.

خوب اينم از اين ، حالا ميريم سراغ چگونگي سر هم كردن اين قطعات و در واقع چگونگي طراحي مدار الكتريكي طرح مورد نظر .

گفتيم ميكرومون ميكرو 32L  كه ميدونيد از ميكروهاي MEGAAVR از خانواده ي AVR ها هستش . براي اينكه دقيقا متوجه چگونگي نصب اون به پايه هاي صفحه كليد 4*4 و در واقع براي متوجه شدن چگونگي اتصال پايه هاي صفحه كليد به ميكرو بايد به كتاب ميكروكنترلرهاي AVR مهندس علي كاهه مراجعه كنيد اما منم يه توضيحاتبي ميدم كه لازم نيست حتما به كتاب مراجعه كنيد .

حتما ميدونيد كه يك صفحه كليد 4*4 7 تا پايه  خروجي داره كه اين پايه ها به ترتيب از كليد شماره 1 تا آخرين كليد به ترتيب به پايه هاي 34 تا 40 ميكرو كه مربوط ميشن به پورت A ميكرو وصل ميشن ، شما ميتونيد به جاي پورت  A  از پورت  B يا پورت  C  هم استفاده كنيد فرق چنداني نميكنه ، من در اينجا از پورت  A استفاده كردم .

براي اتصال پايه هاي ميكرو هم به LCD بايد پايه هاي 3و 4و 5و 6و 7و 8 رو كه مربوط به پورت B ميكرو ميشن رو به ترتيب به پايه هاي4و6و11و12و13و14 ال سي دي يا

14(DB7) , 13(DB6) , 12(DB5) , 11(DB4) , 6(ENABLE) , 4(R.S)

وصل مي كنيم . و پايه ي 11 رو  كه  GND هست رو به پايه ي 5(R/W)  LCD و پايه ي 31 ميكرو كه اونم باز  زمين هست رو به پايه ي 3(VO)  ال سي دي و پايه ي 10 ميكرو كه VCC هست رو هم به پايه ي 2 LCD كه VDD هست وصل مي كنيم و در آخر هم پايه ي 1 ال سي دي كه VSS هست رو هم به پايه ي 11 ميكرو كه زمين هستش اتصال مي ديم .

حالا ميمونه اتصال ترازو به  ميكرو و در آخر هم برنامه نويسي اين ترازو كه در بالا توضيحات لازمه در موردش رو گفتم .

موفق باشين .

راستي خيلي بي معرفتين اگه نظر ندين . فعلا باي .

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=6121790

نظرات

 

عنوان :  

 

 

سلام.

شنيدين كه ميگن ، و ناگهان چه زود دير ميشود .

واقعا حرف درستي ميزنن كساني كه اين و ميگن . انگاري همين ديروز بود ( البته يكي دو ماه پيش بود ) كه داشتم به اين فكر مي كردم كه چقدر خوب بود اگه روي پروژ ه اي كار كنم  براي كنترل انحراف از جاده در ماشين . تا اومدم بجنبم كس ديگه اي اونو ثبتش كرد و طرح و عمليش كرد .

بگذريم ، اين طرح ، طرحي هستش كه به كمك قرار دادن دو سنسورتشخيص رنگ سياه و سفيد قوي با برد حدود 5/0 تا 1 متر در كنار چرخ هاي دو طرف اتومبيل عملي ميشه .

به اين ترتيب كه با ديدن خط سفيد كنار جاده توسط سنسورهاي هر سمت اتومبيل ولتاژي به ميكرو فرستاده شده و طبق برنامه اي كه براي اين طرح نوشته شده به محض خروج اتومبيل از جاده و در واقع عبور از خط سفيد جاده و انحراف از جاده آلارم داده مي شود و راننده بوسيله ي صداي آهنگ يا بوق كه بسته به سليقه ي طراح آن دارد از اين قضيه مطلع ميشود .

در واقع اين طرح براي هشدار و آگاهي دادن به راننده كه ممكن است در حين رانندگي دچار خواب آلودگي شده باشد يا در تاريكي و عدم ديد راننده و براي جلوگيري از انحراف به چپ يا راست و جلوگيري از تصادفات حاصل از آن مي باشد.

البته من از چگونگي طرح دوستان كرجي كه اين طرح و به نام خودشون ثبت كردن اطلاعي ندارم ، اينايي كه توضيح دادم  طرحي بود كه من و دوستانم قرار بود روش كار كنيم ، اما با شنيدن اين خبر كه هشدار دهنده ي انحراف از جاده ساخته و ثبت شده از ادامه ي پروژه منصرف شديم .

اينه كه آخرش به اين نتيجه مي رسيم كه و ناگهان چه زود دير مي شود . البته يه نتيجه ي بهتر هم ميشه گرفت و اونم اينكه به هر كسي نبايد اطمينان كرد نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=6116397

نظرات

 

عنوان :  

 

 

سلام به دوستان خوب و مهربانم .

دوستاني كه لطف مي كنن و نظر ميدن ، واقعا ممنونم . من يه معذرت خواهي بزرگ به دوستانم بدهكارم بخاطر اينكه دير به دير وبلاگ و بروز مي كنم . ميدونيد كه زمان زمان امتحانات و كنكور و اينجور چيزاست اينه كه يه كم وقت كم مياد براي بروز كردن وبلاگ ، بهر حال اميدوارم منو ببخشين .

يكي از دوستان گفته بودن كه مطالب وبلاگ كپي شده و يا در واقع استخراج شده از كتب و مقالات دانشگاهيه ، و همين مطلب اسيلوسكوپ رو هم مثال زده بودن كه از كتاب دستگاههاي اندازه گيري الكتريكي استخراج شده .

اول اينكه واقعا ممنونم و خوشحال از اينكه دوستان نظرات خودشون رو ميگن و به من كمك مي كنن . و دوم در پاسخ به اين دوست خوبم بايد بگم كه خوب علم يه چيز واضح و مشخصيه و غير قابل تغيير و قوانين علمي هم تقريبا تا اونجايي كه كشف شدن و درستيشون ثابت شده غير قابل تغيير ، مطالبي هم كه مثلا به دستگاههايي مثل اسيلوسكوپ و قانون هاي مربوط به اون كه كشف شدن و ساخته شدن، مربوط ميشه  تقريبا ريشه و پايه ي ثابتي دارند و برگرفته از قوانين علمي ثابت شده و غير قابل تغيير هستند ، پس مطالبي هم كه ميشه در مورد ساختمان اين دستگاهها و طرز كارشون و قوانين علمي مورد استفاده در اونها نوشت هم ثابت و لاجرم براي نوشتن مطالبي در مورد اين دستگاهها مجبوريم از منابع مربوطه كه همون كتابها و مقالات دانشگاهي هستند استفاده كنيم .

در هر صورت ما براي تهيه ي يك مقاله ي مناسب و در خورو از اونجايي كه خودمون قادر به توليد علم نيستيم ، مگر با كشف قوانين علمي جديد يا سرهم كردن يك سري قوانين شناخته شده و ابداع يك روش جديد و يا ساخت يك دستگاه جديد ، ناچاريم از منابع علمي كه در دسترسمون هستند استفاده كنيم . حتي در پايان نامه هاي دانشگاه هم از منابع مختلفي كه در دسترس دانشجو هست استفاده ميشه و اين قانون نوشتن مقاله  هستش  ، اين منابع ميتونن ، كتابها و مقالات علمي در زمينه پروژه ي مورد نظر باشن و يا انجام عملي پروژه و بررسي عوامل تاثير گذار و ... و خلاصه استفاده از تجربيات عملي خود و يا ديگران در اين زمينه هست .

من در وبلاگم سعي كردم از همه ي اين منابع استفاده كنم ، اگه دقت كنين در وبلاگ هم مطالبي هست كه از مقالات و كتب دانشگاهي درش استفاده شده ، هم مطالبي كه از سايت هاي خارجي گرفته شده و ترجمه شده ، هم مقالاتي كه خودم اونها رو نوشتم و هم مقالاتي كه مربوط به انجام عملي يك پروژه و در واقع ذكر تجربيات شخصي خودم و دوستانمه .

تا اينجا اكثريت غريب به اتفاق دوستاني كه از وبلاگ بازديد مي كنند با من آشنايي زيادي ندارند ، من فارغ التحصيل رشته ي صنايع غذايي هستم و علاقمند به الكترونيك و رباتيك ، دوره هايي رو هم در اين زمينه ها گذروندم ، اما رشته ي تخصصي من چيز ديگه اي بوده و با توجه به اين قضيه و اينكه من در زمينه ي الكترونيك و رباتيك نوپا هستم هر چند كه تمام تلاشم رو تو يادگيري علوم مربوطه و پيشرفت تو اون مي كنم و فكر مي كنم تا حالا هم موفق بودم در اين زمينه ، دوستان نبايد توقع زيادي از من داشته باشن .

هدف من از بروز كردن اين وبلاگ  فقط و فقط قرار دادن خودم تو اين مسير و انتقال اطلاعات خودم هر چند اندك در زمينه ي الكترونيك و رباتيك به افرادي مثل خودم هستش ، ميدونيد كه زكات علم ، آموختن اون به ديگران هستش ، بهر حال اين هدف منه و من دنبالش ميكنم ، و د راينجا نتيجه گرفتن مهم نيست ، مهم تلاش براي رسيدن به هدفه، در واقع اين كاريه كه براي دل خودم انجامش ميدم و به خاطر علاقه اي هستش كه به رباتيك دارم .

در هر صورت از نظراتي كه ميدين خيلي خوشحال ميشم و واقعا استفاده مي كنم ، اميدوارم از اين به بعد بيشتر و بيشتر هم اين دوستمون و هم ساير كساني كه وبلاگ رو ميخونن در اين مورد نظر بدن و با نظرات سازندشون در بالا بردن سطح علمي وبلاگ به من كمك كنن ، ممنون .



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=6091862

نظرات

 

عنوان :سيستم های هدايت مادون قرمز  

 

 

سيستم هاي هدايت مادون قرمز

مادون قرمز چيست ؟

هدايت مادون قرمز بر اين واقعيت بنا نهاده شده است :

هر جسمي  كه درجه حرارت آن بالاتر از صفر مطلق باشد از خود امواج الكترومغناطيسي پخش مي كند . طيف امواج مادون قرمز بين امواج راداري و امواج نور مرئي قرار دارد .

هر قدر حرارت جسم بيشتر باشد نوسانات مولكولها بيشتر شده و در نتيجه طول موج كوتاهتر و يا بلعكس فركانس نوسانات بالاتر مي رود . اگر جسمي در صفر مطلق ( 273 – سانتي گراد ) باشد ، هيچگونه موجي از خود ساطع نمي كند . طول موج امواج ملدون قرمز از 10000 ميكرون ( هر ميكرون يك ميلينيوم متر است ) تا يك ميكرون مي باشد . چنانچه كه گفته شد هر قدر درجه حرارت بيشتر شود طول موج امواج مادون قرمز كاهش مي يابد . خود طيف مادون قرمز را هم به سه قسمت مادون قرمز دور از 10000 ميكرون تا 6 ميكرون،  مادون قرمز متوسط از6 تا 5/1 ميكرون و مادون قرمز نزديك از 5/1 تا 7/0 ميكرون تقسيم مي كنند .

براي كشف يك هدف بايد موج مادون قرمزي كه هدف از خود متصاعد مي كند را كشف و آشكار ساخت . امواج مادون قرمزي كه هدف از خود متصاعد مي كند را كشف و آشكار ساخت . امواج مادون قرمز ي كه از موتور جت پخش مي شود  داراي طول موج 4 ميكرون  و امواج مادون قرمز موتورهاي پيستوني داراي طول موج 6 ميكرون مي باشد .  يك آشكار ساز مادون قرمز بايد اين امواج را آشكار ساخته و تشخيص دهد كه در كدام قسمت طيف شدت امواج ماكزيمم است . امواج مادون قرمزي كه داراي طول موج كوتاهي مي باشند بسيار خوب آشكار سازي شده و از فواصل خيلي دور قابل تشخيص مي باشند .

 

عبور مادون قرمز از درون آتمسفر :

نور مادون قرمز كه از درون آتمسفر عبور مي كند با دو پديده : جذب آن توسط آتمسفر و نيز پخش شدن آن ، روبروست . جذب نور مادون قرمز بستگي به تركيبات موجود در اتمسفر  و پخش شدن آن بستگي به اندازه ذرات موجود در آتمسفر دارد . اتمسفر شامل  دو ماده مهم جذب مادون قرمز است كه عبارتند از : بخار آب و دي اكسيد كربن  . ناحيه اي كه ميزان نور مادون قرمز از آن عبور زياد است بنام پنجره مادون قرمز معروف است . بين طول موج 1 تا 14 ميكرون در بعضي طول موجها نور مادون قرمز كاملا جذب مي گردد .

جذب مادون قرمز بواسطه بخار آب با افزايش ارتفاع كاهش مي يابد ، زيرا هر قدر ارتفاع از سطح زمين بيشتر شود هوا خشك تر و رقيق تر مي گردد بطوريكه در ارتفاع 9000 تا 12000 متري جذب مادون قرمز بواسطه ذرات بخار آب تقريبا انجام مي گيرد . د راين صورت پنجره مادون قرمز تا 3 ميكرون ادامه خواهد داشت . اگر اندازه ذرات موجود در آتمسفر حدود طول موج مادون قرمز باشد نور مادون قرمز پخش مي گردد . قطر ذرات موجود در آتمسفر براي آب بين 2/1 تا 60 ميكرون و براي گرد و خاك و دود بين يك تا سه ميكرون است . بعضي از پديده ها ي جوي مانند مه نيز برروي آشكارسازهاي مادون قرمز اثر مي گذارند . متوسط قطر ذرات مه 20 ميكرون است ، بنابراين در اين شرايط پخش نور مادون قرمز شديد بوده و چيزي از نور مادون قرمز به آشكارساز آن نمي رسد . باران نيز سبب پخش اشعه مادون قرمز مي گردد و بعلاوه اگر سطح هدف خشك باشد انعكاس نور مادون قرمز از آن بخوبي صورت نمي گيرد .

 

تشعشعات مادون قرمز محيط :

هر جسمي تقريبا از خود اشعه مادون قرمز ساطع مي كند و مسئله در اينجا تشخيص اين نورهاي مادون قرمز از مادون قرمز هدف مي باشد . خورشيد خود يك منبع بزرگ اشعه مادون قرمز است . تشعشعات مادون قرمز خورشيدي توسط ابرها و آتمسفر پخش مي شوند . به همين جهت آشكارسازهاي مادون قرمز در شب بهتر عمل مي كنند .

تشعشعات مادون قرمز ي كه يك هواپيما از خود ساطع مي كند بين 1 تا 7 ميكرون مي باشد . موتورهاي جت داراي دو باند باريك اشعه مادون قرمز مي باشند كه يكي از آنها در حدود 3 ميكرون در اثر دي اكسيد كربن مي باشد . دومين طيف متمركز مادون قرمز بين 4 تا 5 ميكرون است . در روي اولين اشعه متمركز مادون قرمز نور خورشيد است كه توسط اتمسفر پخش مي شود . اين طيف در روز وجود دارد . در روي طيف متمركز دوم طيف مادون قرمز آسمان است كه هم در روز و هم در شب وجود دارد و اثر آن روي طيف حدود 3 ميكرون بسيار كمتر مي باشد . معمولا آشكارسازهاي مادون قرمز براي فاصله 4 تا 5 ميكرون ساخته مي شوند . مي توان آشكارسازهاي مادون قرمز را روي طيف مادون قرمز بدنه هواپيما نيز ساخت . هواپيماهاي مافوق صوت در سرعتهاي بالا بدنه شان بشدت گرم مي شوند و در نتيجه از خود مادون قرمز ساطع مي كنند . طيف مادون قرمز بدنه متمركز نبوده و داراي باند پهني است . اين امواج بين 3 تا 4 ميكرون داراي شدت بيشتري هستند و نورهاي مادون قرمز محيطي نيز در روي آن اثر نمي گذارند .

                                                                                                

                                                                                           ادامه دارد ...



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=6067285

نظرات

 

عنوان :  

 

 

اسيلوسكوپ اشعه كاتدي با انحراف در ميدان الكتريكي (CRO) :

(CATHODC RAY OSILLISCOPE)

 

مقدمه :

هرگاه تغييرات فركانس در يك مدار نسبتا زياد باشد ، دستگاههاي اندازه گيري آنالوگ همچون قاب گردان با آهنرباي دائم ، آهن نرم گردان ، فروديناميكي ، الكتروديناميكي و ... بطور لحظه اي نمي توانند كميت مورد نظر را اندازه گيري نمايند . بنابراين براي اندازه گيري تغييرات ولتاژ با فركانس زياد و مشاهده شكل موج روي صفحه فلورسانس از دستگاهي بنام اسيلوسكوپ (CRO) استفاده مي كنند .

قسمت متحرك دستگاه اسيلوسكوپ ، يك اشعه كاتدي مي باشد كه اين دستگاه در حالت معمولي به ولتاژ حساس است و براي اندازه گيري كميت هاي مختلف بايد آن را تابع اي از ولتاژ درآورد . بعنوان مثال جهت بررسي تغييرات شتاب يك شي ، بايد آنرا به ولتاژ تبديل و سپس به دستگاه اسيلوسكوپ اعمال نمود .

اين عمل بر اساس ساختمان عمومي دستگاههاي اندازه گيري امكان پذير مي باشد .

 

اجراي تشكيل دهنده اسيلوسكوپ (CRO) :

دستگاه اندازه گيري اسيلوسكوپ از قسمت هاي زير تشكيل شده است :

1-     توپ الكتروني

2-     صفحات انحراف دهنده

3-     صفحه حساس

4-     حباب شيشه اي

5-     مدارات كنترل

 

سه قسمت اول دستگاه اسيلوسكوپ در يك حباب شيشه اي قرار دارد و به كمك مدارات كنترل دستگاه مي توان ، كميت مجهول را روي صفحه نشان داد . توپ الكتروني بطور اجمال قسمتي از سرچشمه و منبع يك دسته اشعه الكتروني متمركز شده و سريع مي باشد . صفحات انحراف دهنده ، عمل انحراف اشعه الكتروني بر روي صفحه حساس را به عهده دارند ( صفحات افقي ، عمل انحراف عمودي الكتريكي و صفحات عمودي ، عمل انحراف افقي الكترون ) .

 

اجزاء تشكيل دهنده توپ الكتروني :

توپ الكتروني از قسمت هاي زير تشكيل شده است :

1-     كاتد

2-     شبكه

3-     آند شتاب دهنده اول

4-     آند متمركز كننده

5-     آند شتاب دهنده دوم

 

كاتد استوانه اي است كه بوسيله فيلمان گرم كننده از خود اشعه الكتروني متصاعد مي كند و بر حسب آنكه ولتاژ اعمال شده به فيلمان كم يا زياد باشد ، اشعه الكتروني كم يا زياد مي گردد .

جهت كنترل اشعه الكتروني از طبقه اي بنام شبكه استفاده مي كنند . اين شبكه به صورت استوانه است و ولتاژ اعمال شده به ان خيلي منفي تر از ولتاژ دو سر كاتد مي باشد . همچنين شبكه ، كنترل مقدار اشعه الكتروني از كاتد به سمت آند شتاب دهنده اول را به عهده دارد .

براي آنكه اشعه الكتروني بعد از شبكه پراكنده نشود و عمل تمركز و شتاب به اشعه الكتروني داده شود از سه استوانه آند شتاب دهنده اول ، آند متمركز كننده و آند شتاب دهنده دوم استفاده مي شود . آند شتاب دهنده اول ، اشعه را متمركز به سمت آند متمركز كننده هدايت مي كند . آند متمركز كننده اشعه فوق را تمركز داده و بوسيله آند شتاب دهنده دوم ، سرعت و شتاب به اشعه مي دهد و به سمت صفحات منحرف كننده پرتاب مي كند. به دليل شكل استوانه اي  توپ الكتروني ، اشعه بصورت محوري در طول توپ الكتروني حركت مي كند . حال اين سوال مطرح مي گردد كه چگونه مي توان اشعه الكتروني صاتع شده از كاتد را متمركز ، سرعت و شتاب داد و يا به عبارت ديگر اشعه الكتروني چگونه در توپ الكتروني متمركز ، سرعت و شتاب مي گيرد . براي توصيف مورد فوق ، اثر ميدان الكتريكي روي بار بررسي مي گردد و سپس عمل عدسيهاي محدب و مقعر الكتريكي توضيح داده مي شود .

ميدان يكنواختي كه از صفحات طويل و موازي تشكيل شده است را در نظر بگيريد ، هرگاه الكتروني در اين ميدان يكنواخت قرار گيرد ، به آن نيروي وارد مي شود و شتابي در جهت نيروي وارد شده به آن اعمال مي گردد . به عنوان مثال اگر سرعت اوليه الكترون در ميدان يكنواخت V1 باشد ، به ذره متناسب با نيروي وارده در ميدان الكتريكي وارد مي شود و سرعتي مانند V به آن مي دهد .

بنابراين نيروي وارده بر ذره ، درميدان يكنواخت هم پتانسيل برسي مي گردد .

در يك ميدان هم پتانسيل ، نيروي وارده بر يك ذره باردار همواره عمود بر آن سطح مي باشد . وقتي كه نيم كره بالائي نسبت به پائيني منفي تر باشد ( منظور يكي نسبت به ديگري مثبت تر باشد ) به آن ذره شتابي در جهت نيروي وارده اعمال مي شود كه برآيند آن با سرعت اوليه ذره ، برداري است كه در بالاي سرعت اوليه مي باشد و به عبارت ديگر بردار حالت واگرائي ( دور شدن ) دارد ( عدسي مقعر ) .

حال اگر سطح نيم كره بالائي منفي تر از نيم كره پائيني باشد ، بر آن ذره نيروئي عكس در جهت نيروي وارد شده در حالت قبل وارد مي گردد . برآيند آن با سرعت اوليه ذره ، برداري است كه در پائين سرعت اوليه قرار مي گيرد . يا به عبارت ديگر بردار حالت همگرائي ( نزديك شدن ) دارد .

اشعه الكتروني صاتع شده از كاتد بوسيله شبكه كنترل و به آند شتاب دهنده مي رسد .

پتانسيل آند شتاب دهنده اول مثبت تر از آند متمركز كننده مي باشد .

بر اساس تئوري صفحات قبل ، عبور الكترون از آند شتاب دهنده اول ، بر آن نيروئي وارد مي شود و شتابي در جهت نيروي وارد شده اعمل مي گردد . كه برآيند آن در جهت جمع شدن الكترون مي باشد ( عدسي محدب ) . ذره باردار پس از عبور از آند متمركز كننده ، بوسيله آند شتاب دهنده دوم تمركز و شتاب مي گيرد و به سمت صفحات انحراف دهنده پرتاب مي شود .

عمل تنظيم اشعه كاتدي بصورت يك نقطه در صفحه حساس ، بوسيله دستگاه انجام مي پذيرد . ولي براي تنظيم جزئي ، از طريق ولوم Focuse  امكان پذير است .

براي كنترل مقدار ( شدت ) الكترون ، از ولوم Intensity  استفاده ميشود . اگر به شبكه ولتاژي اعمال نشود يا ولتاژ منفي زياد وصل شود ، الكتروني از روزنه به سمت آند شتاب دهنده اول نمي گذرد .

در توپ الكتروني از ابتداي آند اول تا انتهاي آند دوم انرژي بصورت جنبشي مي باشد و اين انرژي در آند دوم كه مقدار ثابتي است برابر است با :

                                                                                                                                     e.Va = 1/2 m . Voz                                                                                                    

 

حركت اشعه كاتدي در توپ الكتروني بصورت محوري مي باشد .

سرعت اشعه الكتروني به ولتاژ آند دوم بستگي دارد و اين ولتاژ در يك دستگاه اندازه گيري اسيلوسكوپ مقدار ثابتي است . بنابراين با تغيير ولوم Focuse و Intensity تغييري در سرعت اشعه الكتروني حاصل نمي شود.

 

صفحات انحراف دهنده :

اگر الكترون هاي خارج شده از توپ الكتروني كنترل نشوند ، روي صفحه حساس دستگاه اسيلوسكوپ بيش از يك نقطه نوراني خواهيم داشت . بنابراين براي داشتن شكل موج مشخصي ، از صفحات انحراف دهنده استفاده مي شود . انحراف الكترون در اين دستگاه بر اثر ميدان الكتريكي بين صفحات مي باشد . لذا انحراف اشعه الكتروني بصورت شعاعي است . براي ايجاد شرايط فوق بايد به صفحات انحراف دهنده پتانسيل +vd/2   و  -vd/2   اعمال گردد تا در وسط صفحات ، پتانسيل صفر بوجود آيد .

با توجه به انرژي جنبشي الكترون در آند شتاب دهنده دوم ، معادله حركت الكترون عبارت است از :

                                                                                                                          Fy = e . E

                                     

                                                                                                             Fy = e . Vd/d       

                                        

                                                                                  Ay = Fy / m = e.Vd / m.d = cte

 

اشعه الكتروني ، پس از خارج شدن از صفحات انحراف دهنده ، بدون تأثير ميدانهاي خارجي ديگر ، به صورت يك نقطه نوراني در صفحه حساس مشاهده مي شود .

حركت اشعه الكترون در صفحات انحراف دهنده مستقل از ولتاژ Vd و Va   و بصورت سهمي مي باشد و بعد از صفحات انحراف دهنده ، خط راستي است كه از نقطه A گذشته و ابتداي آن از وسط Ld مي گذرد . اين مطلب بيانگر آن است كه دستگاه اسيلوسكوپ يك دستگاه خطي است .

 

حساسيت دستگاه اندازه گيري اسيلوسكوپ :

در هر دستگاه ، نسبت تغييرات ورودي را حساسيت دستگاه مي نامند . براي دستگاه اسيلوسكوپ حساسيت عبارت است از :                                                                          

                                                                                                         S = L . Ld/ 2 . Va . d

 

در دستگاه اسيلوسكوپ معمولا حساسيت مقدار ثابتي است . بنابراين مقادير  L , Ld , d , Va  در دستگاه اسيلوسكوپ ثابت مي باشند .

نكته قابل توجه اين است كه حساسيت به   e و  m  بستگي ندارد ، پس هر ذره اي كه از صفحه خارج مي گردد ، در يك نقطه متمركز مي شود .

براي افزايش حساسيت در دستگاه اسيلوسكوپ مي توان هر يك از پارامترهاي   L , Ld , d , Va  را تغيير داد . براي اين منظور ، تغييرات هر يك از پارامترها بررسي مي گردد .

1-   با افزايش طول لامپ ، حساسيت افزايش مي يابد . ولي به دو دليل اين امر امكان پذير نيست ، اولا با زياد شدن طول لامپ ، الكترونها پراكنده مي شوند . ثانيا طول زياد با يك صفحه كوچك مسئله ساز مي باشد .

2-   بببا افزايش طول صفحات انحراف ، حساسيت S   افزايش مي يابد . ولي در اين حالت محدوديت اول در رابطه با ابعاد صفحات مي باشد بطوريكه با بزرگتر شدن صفحات افقي ، صفحات عمودي نيز بزرگتر مي شود ، بنابراين دستگاه حجيم مي گردد . دوم اينكه با افزايش طول صفحات انحراف ، محدوديت فركانسي را پديد مي آورد .

3-   با كاهش  Va  ، حساسيت (s) دستگاه افزايش مي يابد  . در اين حالت با كاهش Va   ، با توجه به رابطه حالت دوم ، محدوديت فركانسي پيش مي آيد .

بنابراين با افزايش to  و كاهش Voz  ، افزايش Va   ، موجب كاهش حساسيت (s)  ميگردد .  لذا براي اينكه محدوديت فركانسي وجود نداشته باشد و حساسيت دستگاه اسيلوسكوپ افزايش مي يابد ، صفحات انحراف را به قسمت هاي متفاوت تقسيم مي كنند و صفحات با تاخير توسط سلف ها ، تغذيه مي شوند .

سيستم فوق بدين صورت عمل مي كند كه در زمان دلتا t ، اختلاف پتانسيل صفحه اول Vd   و صفحات ديگر فاقد اين مقدار مي باشند همچنين در زمان 2 دلتا  t اختلاف پتانسيل صفحه دوم Vd  و صفحات بعدي فاقد اين مقدار است و اين حالت براي صفحات بعدي تكرار مي شود .

پس الكترون در طول مسير ، تحت تاثير ولتاژي قرار مي گيرد كه در ابتدا داشته است .

با توجهه به محدوديت بالا ، محدوديت فركانسي براي دستگاه اسيلوسكوپ حل مي گردد . مثلا اگر تعداد تقسيم صفحات 6 باشد ، محدوديت فركانسي به اندازه 6 برابر كاهش مي يابد .

 

چگونگي تشكيل شكل موج ثابت روي صفحه حساس :

براي مشاهده شكل موج ورودي روي دستگاه اسيلوسكوپ ، ابتدا عملكرد اسيلوگراف را توضيح مي دهيم.

اسيلو گراف يك دستگاه  ثبت كننده آنالوگ است كه در فركانس كم يا متوسط كميت ورودي را بصورت گراف در خروجي ثبت مي كند . در يك اسيلوگراف اگر صفحه كاغذ همواره ثابت باشد ، تغييرات نوك اسيلوگراف همچنان يك خط عمودي روي كاغذ است ، اما اگر صفحه كاغذ با سرعتي ويژه حركت كند ، تغييرات دستگاه بطور واضح روي كاغذ رسم مي شود ، در صورتيكه سرعت كاغذ ، زياد يا كم باشد ، شكل موج واقعي ورودي توسط اسيلوگراف روي كاغذ نقش نمي بندد.

با توجه به عملكرد اسيلوگراف ، اسيلوسكوپ نمي تواند فقط با صفحات افقي عمل انحراف را روي اشعه الكتروني جهت مشاهده شكل موج انجام دهد . بنابراين علاوه بر صفحات افقي كه انحراف عمودي اشعه را بعهده دارد ، از صفحات عمودي كه انحراف افقي را انجام مي دهد ، استفاده مي كنند .

اگر سرعت حالت افقي يكنواخت باشد ، شكل موج ورودي روي صفحه حساس اسيلوسكوپ بدون تاثير نمايش داده مي شود . لذا براي اين منظور بايد يك مولد رمپ وجود داشته باشد تا مبنا زماني سيستم گردد.

هرگاه موج رمپ برابر يا مضرب صحيحي از زمان تناوب ورودي باشد ، شكل موج ورودي علاوه بر جاروب كردن ، به صورت ثابت روي صفحه حساس مشاهده مي شود . بنابراين موج رمپ ، موج ورودي را جاروب ميكند و اين جاروب كردن به شكل هاي خطي ، لگاريتمي و غير خطي امكان پذير است . عمل جاروب معمولا از سمت چپ به راست مي باشد .

اگر بين زمان تناوب دو موج ( موجهاي ورودي و رمپ ) اختلاف شديد باشد ، شكل موج روي صفحه حساس حركت مي كند . اگر اختلاف زمان تناوب كم باشد ، حركت شكل موج كمتر خواهد بود .

در عمل ، رسيدن موج رمپ به حالت اول و جاروب دوباره شكل موج بدليل عدم سرعت بي نهايت موج رمپ ، مقداري تاخير زماني خواهد داشت .

 

سيستم T.B.G و تريگر كردن شكل موج ورودي بوسيله موج رمپ :

براي جريانهاي متناوب (AC) ، مشكلات قبلي در مورد جاروب كردن موج سينوسي وجود دارد كه جهت برطرف نمودن آن ، مداري طراحي مي شود . كه به ازاي هر پالسي ، يك موج رمپ توليد كند و تا پايان اين رمپ ، به پالس هاي موجود در اين مدت ، پاسخي داده نشود . مدار فوق پس از پايان يك موج رمپ ، بر اثر پالس هاي بعدي ، مجددا موج رمپ توليد مي كند . مداري كه خصوصيت فوق را دارا باشد ، سيستم T.B.G   (time Base Genvator )  مي نامند . در اين سيستم با دامنه موج ثابت رمپ ، شيب موج را بوسيله ولوم Time / Dive   كم يا زياد مي كنند .

حال بايد ديد ، پالسهاي ورودي به سيستم T.B.G   چگونه توليد مي شود ؟ براي اين منظور از يك مقايسه كننده يا به عبارت ديگر از يك اشميت تريگر استفاده مي كنند . اشميت تريگر مداري است كه به ازاي هر موج ورودي ، يك موج مربع اي در خروجي توليد مي كند . اگر در طبقه خروجي اشميت تريگر يك مدار مشتق گير قرار گيرد ، از موج مربع اي مشتق گرفته و پالس هاي سوزني شكل بوجود مي آورد . بطوريكه اين پالس ها از يك كليد دو طرفه اي بنام كليد Slope    مي گذرد .

اگر كليد در وضعيت مثبت قرار گيرد ، سيستم T.B.G از طريق پالسهاي مثبت فرمان مي گيرد و در صورتيكه وضعيت كليد در حالت منفي باشد ، سيستم T.B.G   از طريق پالسهاي منفي فرمان خواهد گرفت .

براي مشاهده شكل موج ورودي روي صفحه حساس دستگاه اسيلوسكوپ از وسيله اشميت تريگر براي توليد پالس هاي لازم با در نظر گرفتن سطح (LEVEL) استفاده ميشود .اگر كليد Slope در وضعيت مثبت باشد ، سيستم T.G.B بوسيله پالس هاي مثبت فرمان مي گيرد و شروع به توليد موج رمپ مي نمايد . اين سيستم به پالس هاي مياني كه در حال توليد موج رمپ مي باشد پاسخ نمي دهد . بنابراين سيستم T.B.G تا رسيدن جاروب مي كند . اصطلاحا جاروب كردن شكل موج ورودي از يك نقطه مشخص را تريگر كردن شكل موج مي نامند . بوسيله ولوم سطح (LEVEL)  ، حالت تشكيل موج در مكان هاي مختلف قابل كنترل مي باشد . بطوريكه اين ولوم ، شكل موج ولتاژ ورودي پيك تا پيك را ، تريگر مينمايند.با توجه به توضيحات فوق ، سيستم T.B.G   در قسمتي از تريگر كردن شكل موج فعال نيست . براي تصحيح اين عيب ، از مداري به نام تقويت كننده Z   استفاده مي كنند .

تقويت كننده Z به دو روش طراحي مي گردد .

الف ) روش ضربان (blanking pulse )

ب ) روش غير ضربان ( unblanking pulse )

در روش اول با نصب آند اضافي بعد از توپ الكتروني ، مقدار الكترون صاتع شده در زمان غير فعال بوسيله آند اضافي جذب مي شود و در زمان هاي فعال ، آند اضافي از كار مي افتد . مزيت روش فوق به دليل عبور جريان ثابت از داخل منبع آند و قيمت مناسب آن مي باشد و معايب آن كاهش عمر كاتد بدليل صدور الكترون بطور مداوم است .

در روش دوم ، توپ الكتروني به غير از زمان فعال ، همواره خاموش مي باشد . مزيت اين روش به دليل عمر زياد كاتد بوده و معايب آن به دليل قيمت بالاي منبع جريان كاتد مي باشد .

هرگاه سطح (LEVEL) در ناحيه (1) قرار گيرد ، شكل موج ورودي روي صفحه حساس مشاهده مي شود . اگر سطح (LEVEL) در ناحيه (2) قرار گيرد ، به دليل آنكه شكل موج ورودي همواره از يك نقطه تريگر نمي شود ، روي صفحه حساس ديده مي شود .

براي رفع تداخل موجهاي فوق ، سطح را آنچنان تغيير مي دهيم كه شكل موج ورودي همواره از يك نقطه تريگر گردد .

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=6021385

نظرات

 

عنوان :مبانی الکترونيک  

 

 

مقدمه اي  بر الكترونيك

در اين قسمت به ادامه ي معرفي قطعات كاربردي در بردهاي الكترونيك مي پردازيم .

ترانزيستور (T)

ساختمان داخلي ترانزيستور :

ترانزيستور از سه لايه نيمه هادي نوع P , N  كه در كنار هم قرار مي گيرند تشكيل شده است . اين لايه هاي نيمه هادي به دو صورت كنار هم چيده مي شوند .

P-N-P         ,           N-P-N

ترانزيستور NPN ( تيپ منفي ) و ترانزيستور PNP ( تيپ مثبت ) .

سه پايه اي كه از نيمه هادي ها خارج مي شوند به نام هاي اميتر (E)  يا منتشر كننده ، بيس (B) يا پايه و كلكتور (C) يا جمع كننده نام گذاري شده اند . نيمه هادي كه اميتر را تشكيل ميدهد نسبت به دولايه ي بيس و كلكتور ناخالصي بيش تري دارد و لايه ي بيس نسبت به كلكتور و اميتر ناخالصي كم تري دارد .

در نتيجه از نظر ناخالصي پايه هاي ترانزيستور به اين ترتيب از كم به زياد قرار مي گيرند : بيس ، كلكتور و اميتر .

مدل ديودي ترانزيستور :

اين نوع  ترانزيستورها را به اختصار ترانزيستورهاي BJT  (Bipolar Juncetion Transistor )  يا ترانزيستورهاي اتصال قطبي ( دو قطبي )  مي نامند .

عبارت Bipolar  يا دو قطبي ناشي از عملكرد الكترون ها و حفره ها به عنوان حامل هاي جريان مي باشد .

باياس ترانزيستور :

براي اينكه بتوانيم از ترانزيستور بعنوان تقويت كننده و سوئيچ و ... استفاده كنيم بايد ابتدا ترانزيستور را مورد تغذيه Dc  قرار دهيم . اين تغذيه را باياس ترانزيستور مي گويند . براي اينكه ترانزيستوري شروع به كار كند بايد بصورتي در مدار قرار گيرد كه ديود بيس – اميتر آن در باياس مستقيم و ديود كلكتور – بيس در باياس معكوس باشد، در غير اين صورت ترانزيستور خاموش مي باشد .

انواع باياس ترانزيستور :

1-     باياس ثابت ( مستقيم ) : در اين باياس بيس توسط يك مقاومت RB به منبع ولتاژ Dc متصل مي گردد .

2-     باياس كلكتور – بيس ( باياس اتوماتيك ) : در اين باياس بيس توسط يك مقاومت RB به كلكتور متصل است .

3-   باياس سرخود : دراين باياس بيس توسط مقاومت R1 به منبع تغذيه ي Dc و توسط مقاومت R2 به زمين متصل است و توسط اين دو مقاومت و يك تقسيم ولتاژ بين آن ها ولتاژ ثابتي براي بيس فراهم مي كند .

تقويت كننده ها :

يك تقويت كننده ي الكترونيكي تقويت كننده اي است كه سيگنال ضعيفي به آن وارد مي شود و سيگنال تقويت شده اي از آن خارج مي شود به چنين تقويت كننده اي آمپلي فاير مي گويند .

 انواع تقويت كنده ها :

1-     بيس مشترك C.B

2-     اميتر مشترك C.E

3-     كلكتور مشترك C.C

تقويت كننده هاي چند ترانزيستوري يا چند طبقه :

تقسيم بندي تقويت كننده هاي چند طبقه بر اساس نوع اتصال ( نوع كوپلاژ ) :

1-     كوپلاژ R.C( كوپلاژ خازني ) – هرگاه دو تقويت كننده توسط خازن به يكديگر متصل شوند ، كوپلاژ را خازني يا R.C   مي گويند .

2-     كوپلاژ مستقيم يا D.C – هر گاه دو تقويت كننده مستقيما بهم وصل بشوند كوپلاژ مستقيم است .

3-     كوپلاژ ترانسفورماتوري – در اين كوپلاژ تقويت كننده ها توسط ترانس به هم متصل مي شوند .

كلاس هاي تقويت كننده ها :

تقويت كننده هاي ترانزيستوري بر حسب چگونگي تقويت سيگنال ورودي به 4 كلاس تقسيم مي شوند ، هر كلاس معين مي كند چه قسمت هايي از موج ورودي به خروجي ظاهر مي شود .

الف – تقويت كننده ي كلاس A – تقويت كننده اي كه تمام قسمت هاي يك موج سينوسي را تقويت كند .

ب- تقويت كننده ي كلاس B – تقويت كننده اي است كه فقط نيم سيكل از موج را تقويت مي كند .

ج – تقويت كننده ي كلاس AB  - اين تقويت كننده كمي بيش تراز نيم سيكل را تقويت مي كند .

د – تقويت كننده ي كلاس C – اين تقويت كننده كم تر از نيم سيكل را تقويت مي كند .

تقويت كننده هاي قدرت :

تقويت كننده هاي قدرت آنهايي هستند كه توان قابل ملاحظه اي به خروجي منتقل مي كنند ، به اين تقويت كننده ها ، تقويت كننده ي POWER نيز مي گويند و معمولا در طبقه انتهايي مدار قرار مي گيرند .

انواع تقويت كننده هاي قدرت :

1-     تقويت كننده ي قدرت تك ترانزيستوري – اغلب در كلاس A كار مي كنند و از طريق ترانس ( چوك بلندگو ) به بلندگو متصل مي شوند .

2-     تقويت كننده ي قدرت پوشپول ( جفت ترانزيستوري )  - از 2 ترانزيستور كلاس B براي تقويت كامل سيگنال استفاده مي شود .

3-     تقويت كننده دارلينگتون – از دو ترانزيستور بصورت دارلينگتون استفاده مي شود كه دو توع

4-     تقويت كننده دارلينگتون – از دو ترانزيستور بصورت دارلينگتون استفاده مي شود كه دو توع NPN و PNP هستند .

5-     پوشپول قرينه يا مكمل يا كمپلي منتاري

6-     تقويت كننده تفاضلي – اين مدار از دو ترانزيستور مشابه كه در اميتر باهم مشتركند تشكيل شده است.

رگولاتورها ( تثبيت كننده ي ولتاژ )

در اغلب دستگاه هاي الكترونيكي مثل راديو ، TV براي تأمين ولتاژ DC از مداري به نام منبع تغذيه استفاده مي شود ، كه برق شهر را به برق  DC تبديل مي كند .

معمولا ولتاژ DC بدست آمده ، مقداري ريپل دارد ، همچنين ولتاژ خروجي در اثر تغييرات ولتاژ ورودي ( برق شهر ) و يا تغييرات جريان باز ( مصرف كننده ) تغيير مي كند ، به همين دليل به اين ولتاژ DC بدست آمده ولتاژ رگوله مي گويند .  در يك منبع ايده آل ولتاژ خروجي بايد مستقل از تغييرات ولتاژ ورودي و يا تغييرات جريان بار باشد ، به همين دليل از مدارات رگولاتور ولتاژ براي تثبيت ولتاژ خروجي استفاده مي كنند .

انواع رگولاتور ولتاژ :

الف – رگولاتور ساده

ب- رگولاتور ولتاژ موازي

ج- رگولاتور ولتاژ سري

نوسان ساز ها ( اسيلاتورها )

نوسان ساز مداري است كه بدون اعمال سيگنال متناوب به ورودي آن و با استفاده از يك ولتاژ DC بتواند يكي از موج هاي متناوب AC مثل سينوسي ، مربعي ، دندان اره اي و مثلثي را بسازد . مدارات نوسان ساز در دستگاه هاي سيگنال ژنراتور ، مدارات راديو و تلويزيون و فرستنده ها كاربرد دارند .

انواع نوسان ساز هاي سينوسي :

1-     نوسان ساز هارتلي

2-     نوسان ساز آرمسترانگ

3-     نوسان ساز كولپيتس

انواع نوسان سازهاي غير سينوسي :

1-     مولتي ويبراتور بي ثبات يا آستابل

2-     مولتي ويبراتور مونوآستابل ( 1 حالته )

3-     مولتي ويبراتور باي آستابل ( دو حالته )

                                                                                            

                         تقويت كننده هاي عملياتي ( آپ امپ )

براي تقويت بيش تر در تقويت كننده ها از مدارات چند ترانزيستوري استفاده مي شود . براي بيش تر كردن راندمان از مدارات پوشپول استفاده مي شود و براي بيش تر كردن ضريب تقويت جريان از مدارات دارلينگتون و تقويت كننده هاي تفاضلي استفاده مي شود .

يك تقويت كننده عملياتي يا آپ امپ به مجموعه اي از يك يا چند تقويت كننده تفاضلي و يك سري تقويت كننده ديگر و انواع مداراتي كه براي بهبود مشخصات تقويت كننده ي تفاضلي به كار مي رود اطلاق مي شود .

آپ امپ  دو ورودي و يك خروجي دارد و در پايه ي تغذيه يك ورودي با علامت منفي مشخص شده به آن ورودي معكوس كننده مي گويند . اگر سيگنالي به اين ورودي داده شود با 180 درجه اختلاف فاز تقويت شده آن در خروجي ظاهر مي شود . ورودي ديگر كه با علامت مثبت مشخص شده به آن ورودي غير معكوس كننده مي گويند . اگر سيگنالي به اين ورودي داده شود خروجي تقويت كننده است .

انواع تقويت كننده ي عملياتي :

تقويت كننده ي عملياتي جمع كننده ( معكوس ولتاژ )

تقويت كننده ي عملياتي جمع كننده ( غير معكوس ولتاژ )

تقويت كننده تفاضلي ( مقايسه كننده يا تفريق كننده )

تقويت كننده ي عملياتي خطي

تقويت كننده عملياتي غير خطي

فيلتر پايين گذر ( انتگرال گير ) يك مدار تقويت كننده ي آپ امپ با يك خازن در فيدبكش تشكيل يك مدار انتگرال گير را مي دهد . در اين مدار اگر موج ورودي مربعي باشد ، خروجي موج مثلثي است .

فيلتر بالا گذر ( مشتق گير )- اگر جاي خازن ومقاومت را در مدار انتگرال گير عوض شود مدار مشتق گير مي شود . در مدار مشتق گير اگر ورودي موجي مثلثي باشد ، خروجي موجي مربعي است .

آي سي ها

مدارهاي مجتمع يا آي سي ها :

در طول سال هاي اخير قطعه اي بنام IC در بازار الكترونيك ارائه شد اين قطعه به نام IC  يا Intege Vated Circuit  معروف است .

مهم ترين خاصيت آي سي ها اندازه هاي كوچك آن هاست ، بطوريكه اگر بخواهيم مداري را با استفاده از قطعات مجزا بسازيم تا كاري مطابق با يك IC انجام دهد تفاوت اندازه به صدها يا هزاران برابر مي رسد . IC ها از جمله قطعاتي هستند كه نمي توان آن ها را تعمير كرد و اگر فقط يكي از هزاران اجزاي دروني آن ها از كار بيافتد بايد كل IC را تعويض نمود . آي سي ها به روش هاي مختلف ساخته مي شوند ، تنها عامل مشخص كننده اي كه هر IC چه عملكردي دارد شماره ي قطعه است كه بر روي آن بصورت مجموعه اي از اعداد و حروف چاپ شده است .

تكنولوژي هاي متعدد ساخت IC ها :

الف – تكنولوژي RDL

ب- تكنولوژي RTL

ج – تكنولوژي DTL

د- تكنولوژي TTL

ر- تكنولوژي MOS

ز- تكنولوژي CMOS

و ...

مهم ترين تكنولوژي ها براي ساخت آي سي ها تكنولوژي TTL , CMOS   است .

انواع آي سي ها:

1-     آي سي هاي آنالوگ – كه با سيگنال هاي پيوسته عمل مي كند .

2-     آي سي هاي منطقي يا ديجيتال – كه با سيگنال هاي منطقي كار مي كنند ، اين سيگنال ها داراي دو حالت پايين و بالا هستند .

آي سي هاي آنالوگ در مدارات مقايسه كننده ، مبدل هاي ولتاژ به جريان ، چند برابر كننده ها ، فيلتر ها و ... بكار مي روند . اما آي سي هاي ديجيتال در مدارات محاسبات رياضي ، در حافظه ها و شمارش گرها بكار مي رود .

میکرولنترلر:

تراشه ای است که کل سیستم یک کامپیوتر اعم از RAM ,CPU,I/O,مبدلهای آنالوگ به دیجیتالA/D ,ROM  دارا می باشد. این تراشه ها با توجه به قیمت کم حجم کوچک و توانایی های باور نکردنی شان اغلب در مدار های پیشرفته الکتونیکی که نیاز به پردازش یا کنترل می باشد به کار می رود. توانایی های زیاد این تراشه باعث شده که در اغلب وسایلی که در کارهای روزمره  بکار میروند استفاده شوند.موارد استفاده این تراشه ها در کنترل تلویزیونها ،کنترل دور موتور ماشین لباس شویی و کنترل دمای یخچالهای جدید و قفل الکترونیکی اتومبیلها جدید و...استفاده می شود.

این تراشه ها توانایی ذخیره اطلاعات و اجرای آن در زمان معین را دارند. برای برنامه نویسی میکروکنترلر، شخص برنامه ای بوسیله کامپیوتر

منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=6001513

نظرات

 

عنوان :  

 

 

ميكرو ماوس ( ربات مسير ياب هندي )

ميكروماوس يك واحد كنترل داخلي كوچك ( ربات ) است جهت رسيدن به مركز يك ماز در كوتاه ترين زمان ممكن  .

اين ربات اولين ميكروماوس هندي به منظور رسيدن به مركز مازهستش.

ساخت و مشخصات :

 

Weight

650 gm

Motors

Stepper Motors x 2 (350gm)

Width

85 mm

Centre of mass

≈ 40 mm

Batteries

8 x Ni-MH *

Sensors

15 x Top-Down

Top Speed

0.5 m/s

Acceleration

0.7 m/s2

Turns

In-Place

Diagonals

No

مسير ياب ميكروماوس تشكيل شده است از يك جفت چرخ گيربكس دار با پيكربندي يك صندلي چرخ دار !!

چرخ ها از جنس چوب هستند كه دور تا دور آن ها  توسط رزين سخت و محكمي بصورت شياردار پوشيده شده و بوسيله ي يك جفت استپر موتور 12 ولتي  رانده مي شوند .براي چرخ جلويي ربات هم از يك چرخ موتور اسباب بازي كوچك استفاده شده جهت حفظ تعادل ساختار ربات .

دو تا استپ موتور به همديگر وصل  شدند و باطري ها هم از دو طرف به چرخ ها چسبيده شدند .

ابعاد موثر براي ميكروماوس 5/9*5/8 هستش و دو موتور و باطري ها مهمترين عنصرهاي در وزن كلي ربات هستند .

باطري ها:

 

براي تغذيه ي  ربات  از 9 تا باطري قابل شارژ Ni-MH 2/1 ولتي با جريان 1000mAh استفاده شده .

ولتاژ كاري باطري رنج فشرده اي از حدود 13 ولت ( شارژ كامل ) تا حدود 10 ولت ( نزديك دشارژ ) مي باشد .

با يك 15 ولت رگولاتور سوئيچينگ عمل مي كند و استپر موتورها را روشن مي كند  و يك 5 ولت هم كه بوسيله ي رگولاتور كم مي شود بقيه ي  قسمت هاي الكترونيك ربات را تغذيه مي كند .اين ربات تا 1 ساعت بعد از شارژ كامل باطري هايش قادر به حركت مي باشد .

موتورها:

 

در اين ربات از دو استپ موتور 12 ولتي استفاده شده است . استپ موتور زماني كه روشن ميشود به آرامي شتاب ميدهد به موتورها و زماني كه متوقف مي شود نيز به آرامي سرعت موتورها را مي كاهد و آنها را خاموش مي كند .

سنسورها :

برد سنسورها تشكيل شده است از دو باله در دو طرف ربات ، هر باله داراي  7 سنسور مي باشد و يك سنسور هم در قسمت مركزي و جلوي ربات تعبيه شده ، در جمع اين روبات دراراي 15 سنسور IR  فرستنده گيرنده جفت مي باشد . فاصله ي اين سنسورها از سطح زمين بايد 1cm باشد . فاصله ي بين دو سنسور فرستنده – گيرنده جفت از هم روي هر طرف باله حدود 1cm مي باشد .

مكان قرار گرفتن  هر يك از سنسورها بطريقي است كه زماني كه ميكروماوس در مركز يك خانه ي ماز قرار گرفت ، ديواره ها توسط 3 سنسور از هر طرف ربات ديده مي شوند .

طول باله ها روي هم 25cm مي باشد . فرستنده ديود IR و گيرنده نيز فتوديود IR مي باشد كه با فيلتر زرشكي رنگي پوشيده شده است .

15 سنسور 15 ولتاژ متفاوت را به 15 مقايسه كننده منتقل مي كنند . خروجي  مقايسه كننده ها از طريق 1 تا 16 تسهيم كننده  يا multiplexer   به ميكروكنترلر  مي رود .

ميكروكنترلر و ساير قسمت هاي الكترونيكي :

 

در اين ربات از ميكرو AVR 90S8515  استفاده شده كه داراي مشخصات زير هستش :

Up to 8 MIPS throughput at 8 MHz

8K In-System Serial Programmable Flash Memory

512 Bytes SRAM + 512 Bytes EEPROM

8-bit Timer/Counter

16-bit Timer/Counter - Dual PWM

Serial UART

Master/Slave SPI Interface

اين ربات تشكيل شده از دو برد الكترونيكي كه برد كوچكتر كه نزديك برد سنسورها هم هست برد منبع تغذيه و درايور موتورها هستش و برد بزرگتر نيز برد ميكروكنترلر مي باشد .

همچنين شامل يك كليد خاموش و روشن كردن مي باشد كه روشن و خاموش و reset مي كند ، 3 تا LED قرمز كه مربوط ميشه به سنسورها و يك LED آبي براي جستجو و يك LED  سبز كه مربوط ميشه به تند و سريع حركت كردن ربات .

منبع :

 

http://www.ee.iitb.ac.in/uma/~abhat/robotics/pathfinderI.htm

 

 

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5999760

نظرات

 

عنوان :  

 

 

ميكرو ماوس ( ربات مسير ياب هندي )

 

ميكروماوس يك واحد كنترل داخلي كوچك ( ربات ) است جهت رسيدن به مركز يك ماز در كوتاه ترين زمان ممكن  .

اين ربات اولين ميكروماوس هندي به منظور رسيدن به مركز مازهستش.

 

ساخت و مشخصات :

Weight

650 gm

Motors

Stepper Motors x 2 (350gm)

Width

85 mm

Centre of mass

≈ 40 mm

Batteries

8 x Ni-MH *

Sensors

15 x Top-Down

Top Speed

0.5 m/s

Acceleration

0.7 m/s2

Turns

In-Place

Diagonals

No

 

مسير ياب ميكروماوس تشكيل شده است از يك جفت چرخ گيربكس دار با پيكربندي يك صندلي چرخ دار !!

چرخ ها از جنس چوب هستند كه دور تا دور آن ها  توسط رزين سخت و محكمي بصورت شياردار پوشيده شده و بوسيله ي يك جفت استپر موتور 12 ولتي  رانده مي شوند .براي چرخ جلويي ربات هم از يك چرخ موتور اسباب بازي كوچك استفاده شده جهت حفظ تعادل ساختار ربات .

 

 

همانطور كه در تصوير ميبينيد دو تا استپر موتور به همديگر وصل چسبانيده شدند و باطري ها هم از دو طرف به چرخ ها چسبيده شدند .

ابعاد موثر براي ميكروماوس 5/9*5/8 هستش و دو موتور و باطري ها مهمترين عنصرهاي در وزن كلي ربات هستند .

 

باطري ها:

براي تغذيه ي  ربات  از 9 تا باطري قابل شارژ Ni-MH 2/1 ولتي با جريان 1000mAh استفاده شده .

ولتاژ كاري باطري رنج فشرده اي از حدود 13 ولت ( شارژ كامل ) تا حدود 10 ولت ( نزديك دشارژ ) مي باشد .

با يك 15 ولت رگولاتور سوئيچينگ عمل مي كند و استپر موتورها را روشن مي كند  و يك 5 ولت هم كه بوسيله ي رگولاتور كم مي شود بقيه ي  قسمت هاي الكترونيك ربات را تغذيه مي كند .اين ربات تا 1 ساعت بعد از شارژ كامل باطري هايش قادر به حركت مي باشد .

 

موتورها:

در اين ربات از دو استپ موتور 12 ولتي استفاده شده است . استپ موتور زماني كه روشن ميشود به آرامي شتاب ميدهد به موتورها و زماني كه متوقف مي شود نيز به آرامي سرعت موتورها را مي كاهد و آنها را خاموش مي كند .

سنسورها :

برد سنسورها تشكيل شده است از دو باله در دو طرف ربات ، هر باله داراي  7 سنسور مي باشد و يك سنسور هم در قسمت مركزي و جلوي ربات تعبيه شده ، در جمع اين روبات دراراي 15 سنسور IR  فرستنده گيرنده جفت مي باشد . فاصله ي اين سنسورها از سطح زمين بايد 1cm باشد . فاصله ي بين دو سنسور فرستنده – گيرنده جفت از هم روي هر طرف باله حدود 1cm مي باشد .

مكان قرار گرفتن  هر يك از سنسورها بطريقي است كه زماني كه ميكروماوس در مركز يك خانه ي ماز قرار گرفت ، ديواره ها توسط 3 سنسور از هر طرف ربات ديده مي شوند .

طول باله ها روي هم 25cm مي باشد . فرستنده ديود IR و گيرنده نيز فتوديود IR مي باشد كه با فيلتر زرشكي رنگي پوشيده شده است .

 

 

15 سنسور 15 ولتاژ متفاوت را به 15 مقايسه كننده منتقل مي كنند . خروجي  مقايسه كننده ها از طريق 1 تا 16 تسهيم كننده  يا multiplexer   به ميكروكنترلر  مي رود .

 

ميكروكنترلر و ساير قسمت هاي الكترونيكي :

در اين ربات از ميكرو AVR 90S8515  استفاده شده كه داراي مشخصات زير هستش :

 

Up to 8 MIPS throughput at 8 MHz

8K In-System Serial Programmable Flash Memory

512 Bytes SRAM + 512 Bytes EEPROM

8-bit Timer/Counter

16-bit Timer/Counter - Dual PWM

Serial UART

Master/Slave SPI Interface

اين ربات تشكيل شده از دو برد الكترونيكي كه برد كوچكتر كه نزديك برد سنسورها هم هست برد منبع تغذيه و درايور موتورها هستش و برد بزرگتر نيز برد ميكروكنترلر مي باشد .

همچنين شامل يك كليد خاموش و روشن كردن مي باشد كه روشن و خاموش و reset مي كند ، 3 تا LED قرمز كه مربوط ميشه به سنسورها و يك LED آبي براي جستجو و يك LED  سبز كه مربوط ميشه به تند و سريع حركت كردن ربات .

 

منبع :

http://www.ee.iitb.ac.in/uma/~abhat/robotics/pathfinderI.htm

 

 

 

 

 

 

 

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5992763

نظرات

 

عنوان :  

 

 

 

GPS يا سيستم مكان يابي جهاني 

 

 

GPS چيست؟

GPS يا سيستم مكان يابي جهاني ،يك سيستم ناوگاني ماهواره است كه از شبكه اي با 24 ماهواره ساخته شد و بوسيله ي سازمان دفاع آمريكا در مدار قرار گرفت. در ابتدا GPS  براي مصارف نظامي به كار گرفته مي شد اما در 1980 ، دولت آمريكا اين سيستم را براي استفاده هاي شخصي در نظر گرفت.GPS  درهر شرايط آب و هوايي و در هر جاي دنيا ،در 24 ساعت شبانه روز قابل دسترسي است و هيچ حق اشتراك يا هزينه اي براي استفاده از GPS وجود ندارد.

GPS چگونه كار مي كند؟

ماهواره هاي GPS در يك مدار معين، زمين را دو بار در روز دور مي زنند و سيگنال هاي اطلاعاتي را به زمين ارسال مي كنند. دريافت كننده GPS اين اطلاعات را گرفته و براي محاسبه مكان دقيق كاربر از روش هاي هندسي استفاده مي كند. در اصل دريافت كننده ي GPS زمان ارسال سيگنال از ماهواره را با زمان دريافت سيگنال مقايسه مي كند. اختلاف زمان بازگو كننده ي ميزان فاصله ي ماهواره از دريافت كننده ي GPS است. با اندازه گيري فاصله، از تعدادي چند از ماهواره ها ،دريافت كننده مي تواند مكان كاربر را مشخص كرده و آن را روي نقشه ي الكترونيكي واحد نمايان كند.

يك دريافت كننده ي GPS با سيگنال هايي كه از حداكثر سه ماهواره دريافت مي كند، مي تواند مسير حركت و مختصات دو بعدي (طول و عرض) مكان را محاسبه كند. با در نظر گرفتن چهار يا بيشتر ماهواره ، دريافت كننده مي تواند مختصات سه بعدي (طول،عرض،ارتفاع) مكان كاربر را مشخص كند. زماني كه مكان كاربر مشخص شد ، GPS مي تواند ساير اطلاعات نظير:سرعت،مسير،فاصله ي پيموده شده،فاصله تا مقصد،زمان طلوع و غروب خورشيد و ... را محاسبه كند.

دقت GPS تا چه حد است؟

امروزه دريافت كننده هاي GPS داراي دقت بي نهايت بالايي هستند و اين امر را مديون طرح كانال چند گانه موازي هستيم. دريافت كننده هاي كانال 12 موازي گارمين به محض روشن شدن سرعت بالايي در برقراري رابطه با ماهواره دارد و اين ارتباط به طور مستمر بر قرار است و حتي درختان انبوه و آسمان خراش هاي بلند مانع برقراري ارتباط نمي شوند.كارخانه هاي اتمسفريك و ديگر چشمه هاي ايجاد خطا، روي دقت دريافت كننده ي GPS تاثير مي گذلرند.  دريافت كننده هاي GPS گارمين داراي ميانگين دقت 15 متر مي با شند.دريافت كننده هاي GPS گارمين با قابليت سيستم  افزايش عرض ناحيه دقت را با ميانگين كمتر از 3 متر بهبود مي بخشد. هيچ لوازم يدكي و يا حق الزحمه اي براي استفاده از سيستم افزايش عرض ناحيه احتياج نيست.كاربران مي توانند دقت را با كمك GPS تفاضلي  بهتر كنند. به اين صورت كه سيگنال هاي GPS را تقويت مي كند و به ميانگين 3تا 5 متر مي رساند.گارد ساحلي آمريكا اغلب از سرويس تقويت كننده GPS تفاضلي استفاده مي كند. اين سيستم شامل شبكه اي از برج ها مي باشد كه سيگنال هاي GPS را دريافت كرده و سيگنالي تقويت شده به وسيله ي فرستنده هاي راديويي ارسال مي كنند. به منظور دريافت سيگنال هاي تقويت شده كاربران علاوه بر GPS به يك آنتن و دريافت كننده علايم گوناگون نياز دارند.

سيستم ماهواره اي GPS :

24 ماهواره كه بخش فضايي GPS را شامل مي شوند در مداري با فاصله ي 12 هزار مايل از زمين قرار دارند. آنها پيوسته در حال حركت بوده و در كمتر از 24 ساعت دو دور كامل مي زنند. اين ماهواره ها با سرعت تقريبي 7 هزار مايل در ساعت حركت مي كنند.

ماهواره هاي GPS به كمك انرژي خورشيد كار مي كنند. در زمان خورشيد گرفتگي و زماني كه اين انرژي وجود ندارد، آنها با بهره گيري از باطري هاي پشتيبان به كار خود ادامه مي دهند.علاوه بر اين، راكت هاي تقويت كننده ي كوچك به كمك ماهواره آمده و آن را در مسير اصلي خود قرار مي دهند.

در اينجا به حقايق جالبي در مورد ماهواره هاي GPS اشاره مي كنيم:(البته ناو استار نامي است كه سازمان دفاع آمريكا براي GPS انتخاب كرد.)

  • اولين ماهواره ي GPS در سال  1978 به سوي مدار خود روانه شد.

  • تمام 24 ماهواره در سال  1994 به راه افتادند.

  • كارايي هر ماهواره حدود 10 سال است و جايگزين ها دائما در حال ساخته شدن و قرار گرفتن در مدار خود مي باشد.

  • وزن يك ماهواره GPS در حدود دو هزار پند ( 907 كيلوگرم) است و زماني كه صفحات خورشيدي آن باز مي شود در حدود 17 فوت (8.18 متر) عرض دارد.

  • قدرت فرستنده ها تنها50 وات يا كمتر است.

سيگنال چيست؟

ماهواره هاي GPS دو سيگنال راديويي كوتاه و قوي L1 و L2 را ارسال مي كنند. GPS هاي شخصي L1 را با فركانس 1575.42 مگا هرتز روي باند UHF دريافت مي كنند. اين سيگنال ها از ميان ابر و گاز و پلاستيك عبور مي كند اما از ميان جامدات ، ساختمان ها و كوه ها نمي تواند عبور كند.يك سيگنال GPS  شامل سه بيت اطلاعات متفاوت است: يك كد تصادفي كاذب، اطلاعات زود گذر(يك روزه) و اطلاعات ساليانه.

  • كد تصادفي كاذب به سادگي يك كد ID است كه ماهواره اي را كه در حال ارسال اطلاعات مي باشد را مشخص مي كند. شما مي توانيد اين عدد(كد) را هنگامي روي صفحه ماهواره واحد GPS گارمين خود ببينيد كه آن مشخص مي كند كدام يك از ماهواره ها در حال دريافت كردن آن است.

  • اطلاعات زود گذر(يك روزه): مكاني را كه هر ماهواره GPS در هر ساعتي بايد داشته باشد را به دريافت كننده ي GPS نشان مي دهد.اين اطلاعات ارسال شده توسط هر ماهواره ، اطلاعات مداري مربوط به آن ماهواره و ساير ماهواره هاي واقع در سيستم را نشان مي دهد.

  • اطلاعات ساليانه  كه به وسيله هر ماهواره به طور پيوسته ارسال مي شود شامل اطلاعات مهمي در رابطه با وضع ماهواره (سالم يا خراب بودن)، زمان و اطلاعات رايج است. اين بخش از سيگنال براي مشخص كردن مكان بسيار ضروري است.

چشمه هايي كه بر سيگنال هاي GPS‌ تاثير گذاشته و باعث فاسد شدن (از بين رفتن) آنها شده و در نتيجه روي دقت و صحت اطلاعات تاثير گذار است به قرار زير مي باشد:

  • تاخيرات تروپوسفر (پايين ترين بخش اتمسفر) و يونسفر (يون كره): سيگنال هاي ماهواره اي به هنگام عبور از اتمسفر كند مي شوند. سيستم GPS از مدلي ساختگي استفاده مي كند تا ميانگين تاخير را محاسبه و هر چند به طور جزيي اين نوع خطا را اصلاح كند.

  • سيگنال هاي چند گانه:زماني رخ مي دهد كه سيگنال هاي GPS قبل از رسيدن به دريافت كننده توسط ساختمان هاي بلند يا سطوح سنگي بزرگ، منعكس مي شوند كه اين خود باعث افزايش زمان سفر و در نتيجه ايجاد خطا مي گردد.

  • خطاهاي زماني دريافت كننده: ساعت يك دريافت كننده همانند ساعت هاي اتمي ماهواره هاي GPS دقيق نيست بنابراين خطاي زيادي از لحاظ وقت و زمان ممكن است پيش آيد.

  • خطاهاي مداري : اطلاعات يك روزه ممكن است كه مكان نادرستي از ماهواره را گزارش دهد كه باعث ايجاد خطا مي شود.

  • تعدادي از ماهواره هاي قابل رويت ،ساختمان ها، ترن،موانع الكترونيكي و حتي بعضي اوقات درختان انبوه مي توانند سدي در برابر سيگنال ها شوند كه منجر به ايجاد خطا شده و يا مكان يابي غير ممكن مي گردد.

  • هندسه ماهواره ها: اشاره به موقعيت نسبي ماهواره ها در هر زماني دارد. يك مثال كه در مورد هندسه ماهواره ها وجود دارد زماني است كه ماهواره ها در زاويه هاي عريض در ارتباط با هم قرار دارند. زماني كه ماهواره ها روي يك خط و يا گروهي كوچك قرار دارند هندسه ضعيفي را ايجاد مي كنند.

  • فساد عمدي سيگنال ماهواره: قابليت استفاده از ماهواره هاي برگزيده (كه به مخفف SA گفته مي شود) كه يك فساد عمدي در سيگنال ها است ، زماني به وسيله ي سازمان دفاع آمريكا وضع شد. SA براي اين در نظر گرفته شده است تا دشمن نظامي نتواند سيگنال هاي  فوق العاده دقيق GPS استفاده كند.دولت  آمريكا SA را در  ماه مه 2000 قطع كرد تا دقت دريافت كننده هاي GPS هاي شخصي را افزايش دهد.

منبع

 

پارس اسكاي                                             

http://www.parssky.com

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5988072

نظرات

 

عنوان :  

 

 

سلام به دوستاي خوب و مهربونم .

شايد تعجب كنين از اينكه اينجوري شروع كرد م . اما هميشه دلم مي خواست يه كم دوستانه تر و صميمانه تر با دوستانم با كسايي كه اين وبلاگ و ميخونن حرف بزنم .

امشب شب يلداست ، بياين يه كم فكركنيم ، ببينيم يلداي سال گذشته رو با كيا بوديم و امسال با كيا هستيم؟؟!!!!!!!!!!!!!

ببينيم تو اين يك سال چي شد چي به سر ما اومد ، ببينيم به حرفا و قولايي كه سال گذشته به خودمون و ديگران داديم عمل كرديم . ببينيم چقدر مسيرمون عوض شده تو زندگي ، چقدر پيشرفت كرديم يا چقدر زبونم لال پس...

بيايم يه كم فكر كنيم ، يه كم بخودمون بيايم ، ماها اگه ربات مي سازيم ، اگه عشق آدم آهني هستيم بيايم و مثل آدم آهني نباشيم ، بيايم يه كم مهربونتر باشيم ، يه  كم معرفت داشته باشيم يه كم احساس بخدا  ضرر نمي كنيم !!!!!!!!!!!!!!!!!!

از حرفام تعجب نكنيد ، شايد شمايي كه منو نميشناسي تا حالا فكر ميكردي من دختر خشك و بي احساسي باشم كه اينطوري و با اين لحن مي نوشتم اما بايد بگم كه كاملا برعكس ، من فوق العاده احساساتي ام و مطمئنا اين نقطه ضعفمه. البته تو دنياي امروز كه احساس، نقطه ضعف به حساب ميآد ، چون ديگه احساس مرده الان مي گين نه بابا اين حرفا چيه ، اين داره يه طرفه قضاوت ميكنه و از اين حرفا ...

اما نه ، من دارم درست فكر مي كنم ، منم اوايل اينطوري فكر مي كردم اما حالا به اين نتيجه رسيدم دنياي ما ، ايران ما داره مثل غرب ميشه دنيايي عاري از هر گونه عشق و احساس ، ما تو هيچ زمينه اي نميتونيم خودمون و به غربي ها برسونيم البته تو اين كه مي تونيم كه شك نيست اما اين خودمونيم كه نمي خوايم وخودمون و باور نداريم كه نمي تونيم ، اما فكر مي كنيم اگه ظاهرمون ، رفتارامون و كارهامون مثل اونا باشه ما هم مثل اوناييم ..

نه ما هنوز جهان سومي هستيم چون هنوز به اين نتيجه نرسيديم كه ما فرهنگي داريم و داشتيم كه همه ي دنيا اونو ستايش ميكردند و هنوز هم مي پرستنش ، خودمونيم كه قدر و ارزش خودمون و فرهنگمون و نميدونيم و احساس مي كنيم اين ماييم كه بايد از غربي ها تقليد كنيم اونم فقط از نظر ظاهري و رفتاري ، نه.........

اين راهش نيست ، ما ملتي بوديم كه فرهنگ ما فرهنگ ارجح تو جهان بوده ، اون وقتي كه امپراتوري ايران سرآمد تموم امپراتوريها بود ، اونوقتي كه فرهنگ ما به حد اعلاي خود رسيده بود ، اونوقت فلان خواننده ي غربي كجا بود ؟؟؟؟؟؟؟؟ اونوقت فلان امير عرب كجا بود ، اون عربي كه الان داره دختراي پاك اين مملكت و قاچاق ميكنه واين واقعا جاي تأسف داره براي ما ايراني ها .... اون كجا بود ؟؟؟؟؟؟؟؟ داشت تو بيابون دنبال ملخ مي گشت  .

بياين يه كم فكر كنيم ، اون فرهنگ عظيم و بزرگ كه هنوزم كه هنوزه طرفداراي زيادي داره  ، شيرازه ي اصلي اون فرهنگ عشق و احساس بود . قول ايروني ارزش داشت ، باد هوا نبود ، اما حالا قولا همه ...

ما داريم با فرهنگمون چيكار مي كنيم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فرهنگي رو كه كوروش كبير به حد اععلاي خودش رسونده بود ، ما باهاش چيكار كرديم ؟؟؟؟؟؟

ماها خودمونيم كه خواسته و ناخواسته باعث كم رنگ شدن و از بين رفتن فرهنگمون ميشيم . يه كم دقت كنين ميبينين كه راديو و تلويزيون ايران  دقيقا داره همين كار و ميكنه ، ملت ما ملتي كه افسرده شده ، كم ميخنده اين درست اما اين دليل نميشه كه ما بيايم از فرهنگ مردم مايه بذاريم براي خندوندنشون ...

بيايم اسم فلان خان و چون جمهوري اسلامي مخالف خان و خان بازي ( هرچند الانم كم خان و خان بازي نيست ) ، بيايم و از يه خان و خونوادش طنز بسازيم ، ما لباسا و سازهاي سنتي ايران و به مسخره بگيريم و براي خندوندن مردممون از هر راهي كه شده تلاش كنيم .

آقاي مهران مديري خندوندن مردم مهمه ، خيلي هم مهمه  اما نه به قيمت له كردن و زير سوال بردن فرهنگ ايراني .

گذاشتن اسم هاي اصيل ايراني  روي شخصيت هاي طنز چه معنايي ميتونه داشته باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟ اسم هايي كه اينطوري به بازي گرفته ميشن خوب مسلما بدها توسط خانواده ها انتخاب نميشن براي فرزندانشون .

ما هميشه شاهد اين بوديم كه اسم هاي اصيل ايراني ، اسم هايي بودن كه يا براي شخصيت هاي طنز و يا تو فيلم هاي ديگه براي نقش هاي منفي انتخاب ميشن و شخصيت هاي مثبت و باصطلاح باشخصيت تو فيلم ها اسم هاي عربي و ... دارند .

درست پيامبرا و امامان براي ما خيلي مهم و قابل احترام هستند ، درسته دين ما اسلام ، اما اين دليل نميشه ما فرهنگمون و هم بخاطر دينمون عوض كنيم ، در واقع فرهنگ ما ايراني اسلاميه نه عربي اسلامي !!!!!!!!!!!!

اين خود ماييم كه طي سالها اجازه داديم كه فرهنگ عرب( هرچند عرب جماعت فرهنگ خاصي ندارن ) به هر طريقي وارد فرهنگ ما بشه و از همون زماني كه فرهنگ عرب همراه اسلام وارد فرهنگ ما و كشور ما شد و كم كم جاي فرهنگ غني ايراني شد ، درست از همون جا ما كم كم فرهنگمون و از دست داديم و به فرهنگ امروز ايران رسيديم .

حالا هي آقايون بشينن اونجا و بگن ما غرب زده شديم ، نه عزيز من ما بيشتر عرب زده شديم ، فرهنگ امروز ما شده نيمي غربي و نيمي عربي .

از يه طرف تلويزيون ايران ميخواد فرهنگ عرب و به مردم تزريق كنه و از طرف ديگه تلويزيون ايران در خارج از كشور سعي داره فرهنگ غرب و به ما تزريق كنه ، منابع تغذيه ي فرهنگي ما هر دو خواسته يا ناخواسته به مردم ما و به فرهنگ ما خيانت مي كنن .

فرهنگ ايران نميگه بايد مثل ايراني ها تو عصر حجر لباس پوشيد ، فرهنگ غني ايراني ميگه لباس زيبا و بروز بپوش اما پوشيده بپوش ، فرهنگ ايراني ميگه حد هر چيز و نگه دار ، فرهنگ ما ميگه چشمت و زيانت و جسمت و روحت و ... پاك نگه دار .

فرهنگ ما ميگه هر چي هستي باش اما انسان باش ، فرهنگ ما بر اساس صلح و دوستي بنا نهاده شده بر اساس عشق ، اما فرهنگ عربي كه به ما تزريق ميشه ميگه صلح و دوستي اما اگه جواب نداد برو دنبال بمب اتم و انرژي هسته اي و جنگ و خونريزي ، ميگه اهكي به ما ميگن بالا چشمت ابرو ما جوابشون و با بمب اتم نديم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از اون ور فرهنگ غربي ميگه ديگه گذشت زماني كه بايد پوشيده مي بودي و ... الان مد شده كه پرو پاچه هات و بندازي بيرون اگه اون ساق پات حتي تو زمستون ، تو اين سرماي تهران بيرون نباشه حتما ساق پا نداري !!!!!!!!!!!!!!!!!!! اگه اون فكلات بيرون نباشه حتما كچلي . اگه لباست چسبون نباشه حتما بي كلاسي !!!!!!!!!!!! اين فرهنگا خيلي از اين چيزا ميگن اما ما چرا ، چرا قبول مي كنيم اين حرفا رو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا ميذاريم حرف ديگران در ما اثر كنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فرهنگ ما خيلي از فرهنگ اين خاله زنكاي 200-300 ساله غني تر و قديمي تر ، شمايي كه به اينا اعتقاد داري ، تويي كه به فرهنگ كشورت ، به كشورت و به مردمت عشق ميورزي ، شما ديگه چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شما چرا مثل اونا لباس ميپوشي ، مثل اونا حرف ميزني ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واقعا مسخره نيست ، نه واقعا مسخره نيست؟؟؟؟ !!!!!!!!!!!!!  ماها با اين فرهنگ غني كه داريم بيايم مثل اون غربي هاي بي اصل و نصب لباس بپوشيم ( اينقدر افراطي ) و مثل اين عرب هاي ... ( اينقدر تفريطي ) فكر بكنيم .

بياين ، تروخدا بياين فرهنگ خودمون و احيا كنيم ، فرهنگ اعتدال ، مسلمون باشيم اما مسلمون ايراني نه مسلمون عرب و باكلاس باشيم ، خوش تيپ باشيم ، خوب بگرديم اما پوشيده باشيم اونطوري كه فرهنگمون ميگه و خوب فكر كنيم و خوب رفتار كنيم اونطوري كه فرهنگمون ميگه و خدا ميخواد .

فرهنگي كه پدرانمون ، اجدادمون بدست آورده بودن و حفظش كرده بودن چرا كم كم بر باد رفت ، چرا  ؟؟؟؟؟؟؟ به خاطر اين روزمرگي هايي كه ما دچارش شديم ، مشغوليت هاي بي حد و حصر ما ، به خاطر بي توجهي هاي ما به مسائل فرهنگي ، ما بايد اين فرهنگ و احيا كنيم و به نسل هاي آينده منتقل كنيم ، و اين كار يكي دو روز و كار يكي دو نفر نيست . هممون ، مخصوصا نسل فرهنگي و تحصيل كرده ي ما بايد دست در دست همديگه بديم و احيا كنيم فرهنگ ايران باستان و بايد كاري كنيم كه بار ديگه دنيا قبطه بخوره به فرهنگ ما به مردم ما به آريايي به ايراني ...

ميدونم من تو حدي نيستم كه اين حرفا رو به دوستاي خوبم بزنم اما حرف دلم بود ، اگه نميگفتم ... ، اميدوارم جسارت من و ببخشين .

در آخر شب يلداي خوبي و براتون آرزو مي كنم . راستي نظر يادتون نره ...



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5981903

نظرات

 

عنوان :  

 

 

سلام .

با توجه به اينكه ميدونم همگي دوستان اين اطلاعات ابتدايي رو در مورد الكترونيك دارن ، با اين حال اين مطالب رو در اينجا ميگذارم براي يادآوري و در واقع در حين آموزش ربات مسير ياب ، آموزش الكترونيك رو از پايه هم خواهيم داشت  و اميدوارم كه دوستان جسارت من و ببخشن .

قوانين و مدارهاي الكتريكي

ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي

هرگاه واقعه اي در يك نقطه ي مفروض اتفاق بيافتد كه اين واقعه معلول واقعه ي ديگري در مكان ديگري باشد ، بدون اينكه وسيله ي انتقال و ارتباط قابل رويتي بيناين دو پديده وجود داشته باشد ، مي گوييم : اين دو واقعه با يك ميدان بهم مربوط شده اند . در اينجا در مورد امواج  ما با دو نوع ميدان سرو كار داريم ، ميدان الكتريكي و ميدان مغناطيسي . تركيب اين دو ميدان ، ميدان الكترومغناطيسي ناميده مي شود .

هرميدان داراي دومشخصه ي مهم است . يكي شدت يا مقدار و ديگري جهت . ميدان به شيئي كه درمحدوده ي آن واقع باشد نيرويي وارد مي كند كه اين نيرو معرف انرژي پتانسيل مي باشد . پتانسيل ميدان معياري است از شدت ميدان . جهت ميدان ، جهت حركت شيئي است كه درون ميدان واقع مي شود .

هرگاه جسمي كه از نظر الكتريكي باردار شده باشد ، درون يك ميدان الكتريكي قرار گيرد ، نيرويي بر آن وارد مي شود كه سبب حركت جسم درجهتي خاص مي گردد . جهت حركت جسم مذكور به جهت ميدان الكتريي و نوع بار جسم بستگي دارد . هر كس با داشتن يك آهن ربا و مقداري براده ي آهن مي تواند شكل بندي ، شدت و جهت ميدان مغناطيسي را مشاهده نمايد .

ميدان ساكن يا استاتيك ميداني است كه نه شدت آن تغيير مي كند نه بار آن . چنين ميداني توسط يك بار الكتريكي ساكن ( ميدان الكترواستاتيك ) و يا يك مغناطيس يا آهن رباي ساكن ( ميدان مگنتوستاتيك ) بوجود مي آيد . اما اگر يك ميدان مغناطيسي يا الكتريكي در فضا حركت كند يا شدتش تغيير كند ، ميدان متغيري خواهد شد كه هر حركت يا تغيير در آن منجر به پيدايش ميدان ديگري مي شود . بدين معنا كه تغيير ميدان الكتريكي سبب توليد ميدان مغناطيسي و تغيير ميدان مغناطيسي منجر به توليد ميدان ميدان الكتريكي مي گردد . اين ارتباط تنگاتنگ بين ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي به يكديگر اساس وسايلي نظير موتورهاي الكتريكي را توجيه مي كند .

همچنين امواج الكترومغناطيسي كه ارتباطات راديويي را برقرار مي سازند با اين رابطه تبين مي گردند . اين امواج ميدانهاي متحرك يا مسافر هستند كه انرژي در آن متناوبا بصورت مغناطيسي و الكتريكي در مي آيند . البته مجموع اين دو انرژي در هر لحظه ثابت است .

خطوط نيرو :

گرچه هيچكس نمي داند كه تركيب ميدان چيست ولي بسيار مفيد است كه تصويري از آن ابداع كنيم تا بوسيله ي آن بتوانيم نيروها و روشي كه اين نيروها بر اجسام اعمال مي شود را توضيح ونمايش دهيم .

ميدان الكتريكي يا مغناطيسي را مي توان توسط خطوط نيرو يا خطوط و جهت آنها طوري است كه جهت حركت جسمي كه درون آن واقع مي شود را نشان مي دهد . تعداد خطوط در واحد سطح ( اينچ مربع يا سانتي متر مربع ) ، دانسيته يا چگالي فلو ناميده مي شود .

 

الكتريسيته و جريان الكتريكي :

همه چيز از اتم ساخته شده است . اتمها ، ذرات ريزي هستند كه حتي با قويترين ميكروسكوپها نيز ديده نمي شوند . هر اتم از چندين ذره ي كوچكتر تشكيل شده است . يكي از اين ذرات الكترون است كه اساس علم الكتريسيته مي باشد . مقدار الكتريسيته يا بار الكتريكي  يك الكترون كوچكترين مقدار الكتريسيته است كه وجود دارد . نوع بار الكترون ، الكتريسيته ي منفي يا بار منفي است .

يك اتم معمولي داراي يك هسته است كه نوكلئوس هم ناميده مي شود . در اطراف اين هسته الكترونها در گردش هستند . تعداد الكترونها ي يك اتم بستگي به نوع اتم دارد . ملموس ترين مدل براي تجسم ساختار اتم ، منظومه ي شمسي است . در اين مدل خورشيد را ميتوان بعنوان هسته ي اتم و سياره هاي اطراف آن مثل زهره ، زمين ، و ... را بعنوان الكترونها در نظر گرفت .

بار الكتريكي هسته مثبت است ، و از نظر مقدار دقيقا برابر مجموع بارهاي منفي الكترونهايي است كه دراطراف هسته در گردش هستند . يك نكته ي مهم اينست كه دو بار الكتريكي مخالف يا غير همنام يكديگر را جذب و دو بار الكتريكي همنام يكديگر را دفع مي كنند . بنابراين هسته كه بار مثبت دارد و الكترونها كه داراي بار منفي هستند ، يكديگر را جذب مي كنند . ولي دو الكترون يا دو هسته ي اتم بعلت همنام بودن بارهاي الكتريكي شان يكديگر را دفع مي كنند .

در يك اتم عادي ، مقدار بار مثبت هسته برابر مقدار بار منفي الكترونهاي موجود در آن است . البته هر اتمي ميتواند يك الكترون از دست بدهد يا بدست آورد . در اين صورت ، اتم از حالت تعادل الكتريكي خارج شده و بر حسب مورد داراي بار الكتريكي مثبت يا منفي خواهد شد . مقدار بار منفي آن از مقدار بار مثبت هسته كمتر خواهد شد . در چنين حالتي مي گويند اتم يونيزه شده است ، و در اين مورد خاص كه بار مثبت اتم بيشتر است چنين گفته مي شود كه اتم به يك يون مثبت مبدل شده است . در حالت ديگر اگر اتمي يك الكترون اضافي بدست آورد ، بعلت افزايش بار منفي ، اتم به يك يون منفي تبديل مي گردد . يك يون مثبت هر الكتروني كه در مجاورتش وجود داشته باشد ، از جمله الكترون اضافي كه در يون منفي وجود دارد را ، به خود جذب ميكند و به همين روش مسافرت الكترونها از يك اتم به اتم مجاور امكان پذير مي گردد .همين حركت يونها يا الكترونها هستند كه جريان الكتريكي را برقرار ساخته ع بوجود مي آورند .

دامنه ي جريان ( شدت يا مقدار ) بستگي به شدت ( سرعت ) حركت بار الكتريكي ( كه مجتمعي از يونهاي يكسان با الكترونها هستند ) در مدار دارد . چون مقدار بار يك يون يا يك الكترون منفرد بي نهايت كوچك است ، تعداد بارهاي الكتريكي كه مولد جريان باشند ، فوق العاده زياد است .

 

هاديها و عايقها :

اتمهاي بعضي از مواد نظير فلزات ، و اسيدها به آساني الكترون خود را از دست مي دهند . از طرفي اتمهاي بعضي ديگر از مواد الكترون خود را از دست نمي دهند ، حتي اگر تحت نيروي الكتريكي قوي قرار گيرند . موادي كه به راحتي الكترون آزاد مي كنند و بدين سبب الكترون ها و يونها در آنها به سهولت حركت مي كنند ، هاديها يا رساناها ، و آنهايي كه اجازه ي حركت الكترونها و يونها را در خودشان نمي دهند ، عايقها يا نارساناها ناميده مي شوند . در زير جدولي از رساناها و نارساناها را مي آوريم :

 

رساناها                                        نارساناها

فلزات                                           هواي خشك

كربن                                            چوب خشك

اسيد ها                                          لاستيك

بازها                                             شيشه

 

نيروي الكتروموتوري :

نيرو يا پتانسيل  الكتريكي كه نيروي الكتروموتوري يا بطور خلاصه emf ناميده مي شود ، سبب جاري شدن جريان الكتريكي در رساناها مي گردد و به چندين روش بوجود مي آيد . يكي از روشهاي دريافت نيروي الكتروموتوري ، قرار دادن فلزات غير مشابه در بعضي محلولهاي شيميايي است . چنين وسيله اي سلول يا انباره ناميده مي شود . و گروهي از اين انباره ها يك باطري را تشكيل مي دهند . جرياني كه بوسيله ي اينگونه باطريها توليد مي شود محدود است و بالاجبار مقدار انرژي الكتريكي كه مي توان از اين باطريها دريافت نمود نيز محدود مي باشد . در جايي كه جريان زيادي مورد نياز باشد ، مي توان از يك ژنراتور بهره گيري نمود . ژنراتورها با تركيب وسايل مغناطيسي و مكانيكي ، نيروي الكتروموتوري (emf) توليد مي كنند . بعبارت بهتر در ژنراتورها ، انرژي مكانيكي به انرژي الكتريكي تبديل مي گردد .

جريان مستقيم و جريان متناوب :

چنانكه ديديم در اثر نيروي الكتريكي ، الكترونها در يك رسانا حركت مي كنند .  يعني جريان الكتريكي در رسانا برقرار مي گردد . حال اگر اين نيرو ثابت بماند ، الكترونها هميشه در يك جهت ثابت ، در يك مسير يا يك مدار ، حركت خواهد كرد . در نتيجه جريان همواره جهت ثابتي خواهد داشت . چنين جرياني ، جريان مستقيم يا بطور خلاصه D.C ناميده مي شود . اين جريان توسط باطريها و انواع خاصي از ژنراتورها توليدمي شود .

ممكن است نيروي الكتروموتوري (emf) بطور متناوب تغيير جهت دهد . با يك چنين نيروي الكتروموتوري ، جريان الكتريكي ( حركت الكترونها ) ابتدا در يك جهت در مدار ، و سپس در جهت ديگر در مدار جاري خواهد شد . چنين نيروي الكتروموتوري بنام نيروي الكتروموتوري متناوب خوانده مي شود ، و جرياني كه توسط آن ايجاد مي گردد ، جريان متناوب يا بطور خلاصه A.C ناميده مي شود . تغيير جهت جريان مي تواند با هر سرعتي ، از چند دفعه در ثانيه گرفته تا چندين ميليارد بار در ثانيه انجام گيرد . دو تغيير جهت يك سيكل مي باشد . در هر سيكل ، نيرو ابتدا در يك جهت و سپس در جهت ديگر برقرار خواهد شد و دوباره جهت اوليه را به خود مي گيرد و سيكل بعدي آغاز مي شود . تعداد سيكل در ثانيه ، فركانس جريان متناوب مي باشد.

براي تجسم تفاوت جريان مستقيم و جريان متناوب بايد محوري را در ذهن تصور نمود كه در آن محور افقي ، محور زمان است كه در جهت راست افزايش مي يابد و محور عمودي نماينده ي دامنه يا شدت جريان مي باشد كه در جهت بالا و پايين ، بترتيب از نظر مثبت و منفي ، افزايش يا كاهش مي يابد .

شكل موجها :

جريان متناوب يك موج سينوسي ناميده مي شود .

البته تغييرات در جريانهاي متناوب سينوسي آنقدرها هم يكنواخت نمي باشد . همچنين ممكن است در يك موج سينوسي ، تغييرات در يك نيم سيكل درست شبيه نيم سيكل قبلي نباشد . نوعي از شكل موجها ، شكل موج مختلط يا كمپلكس خوانده  مي شود . هر موج مختلط مجموعه اي است از چندين موج سينوسي كه فركانسهاي اين امواج سينوسي مضارب صحيحي از يك فركانس اصلي مي باشند .

امواج سينوسي كه فركانس آنها بالاتر از فركانس اصلي هستند ، بنام هارمونيك  مشهورند . اگر به جاي دوموج ، چندين موج ( هارمونيك هاي بيشتر ) در نظر گرفته شود ، مي توان موجهاي گوناگون بدست آورد .

هرگاه يك موج سينوسي از يك المان غير خطي عبور كند ، هارمونيك هاي اول ، دوم و سوم و مراتب بالاتر آن توليد خواهند شد . حاصل جمع اين هارمونيكها در خروجي المان غير خطي باعث ايجاد يك موج غير سينوسي مي گردد . در اين حالت مي گويند : موج سينوسي اعوجاج پيدا كرده يا ديستورته شده است . بعبارت ديگر ، فرم آن از حالت يك موج سينوسي خارج شده است . براي انتخاب يكي از اين هارمونيكها ، بايستي از مدارهاي تنظيم شده استفاده نمود . به اين ترتيب كه بايد مدار را براي فركانس مورد نظر تنظيم كنيم تا در خروجي فقط هارمونيك دلخواه را داشته باشيم ، و سپس بعد از تقويت ، آن را مورد استفاده قرار دهيم . وسايلي كه براي توليد هارمونيكهاي يك موج مورد استفاده قرار مي گيرند عبارتند از : يكسو كننده ها از هر نوع و تقويت كننده هاي كه سيگنال ورودي را ديستورته مي كنند .

شكل موجهاي ديگري نيز وجود دارد از جمله : موج مربعي كه در كنترل هاي TV  و ... از آن استفاده مي شود ، موج پله اي ، موج سوزني  و ... .

 

مقدمه اي بر الكترونيك

عوامل موجود در الكترونيك :

 

-         جريان : حركت الكترون ها از يك نقطه به نقطه ي ديگر ، اگر بار الكتريكي از محل توليد جا به جا شوند الكتريسيته جاري پديد مي آيد . و در واقع به حركت بار الكتريكي در يك جسم جريان مي گويند.

-         شدت جريان : مقدار بار جابجا شده در واحد زمان را گويند كه از رابطه ي زير بدست مي آيد .

I = q / t

-     اختلاف پتانسيل : عاملي است كه سبب جاري شدن جريان الكتريكي در رساناها مي شود . در واقع اختلاف انرژي بين دو نقطه است .

نكته : اختلاف پتانسيل دو سر مولد را نيروي محركه و اختلاف پتانسيل دو سر مصرف كننده را ولتاژ گويند .

-         مقاومت : عامل مخالفت كننده با جريان را مقاومت گويند .

-         توان : مقدار انرژي مصرف شده يا توليد شده در واحد زمان كه با فرمول زير بدست ميآيد .

P = W / t

-     انرژي : توانايي انجام كار با فرمول :

W = RtI 2

 

 

در اينجا به توضيحاتي مختصر در مورد هر يك از قطعات مورد استفاده در بردهاي الكترونيك  مي پردازيم .

 

مقاومت :

 

مقاومت يا رزيستور قطعه ايست كه وظيفه ي آن 1 – محدود كردن جريان و 2- ايجاد ولتاژ مناسب مي باشد .

انواع مقاومت :

1-     مقاومت هاي ثابت شامل :

الف- مقاومت هاي مخلوط كربني

ب- مقاومت هاي لايه اي شامل : كربن ، فلز ، اكسيد فلز

ج- مقاومت هاي سيمي ( آجري) – براي توان هاي بالا و بالاتر از w2

2- مقاومت هاي متغير ( قابل تنظيم ) شامل :

الف- ولوم يا پتانسيومتر – تنظيم كنترل ولتاژ

ب- رئوستا- تنظيم كنترل جريان

3- مقاومت هاي متغير و وابسته شامل :

الف- وابسته به دما شامل : PTC كه نسبت موثر و مستقيم با دما دارد و NTC كه رابطه ي عكس با دما دارند .

ب‌-    وابسته به ولتاژ  (VDR)

ج- وابسته به نور (LDR) - فتوسل

 

مهم ترين مشخصه يك مقاومت مقدار آن است . واحد مقاومت اهم ، كيلواهم و مگا اهم مي باشد .

تشخيص مقدار مقاومت :

1-     از طريق نوارهاي رنگي

2-     از طريق رمز عددي

3-     از طريق اهم متر

معمولترين روش جهت تشخيص مقدار مقاومت از طريق نوارهاي رنگي مي باشد با كمك جدول رنگ هاي مقاومت كه بحث در مورد آن در اينجا لازم به نظر نمي رسد .

 

سري بستن مقاومت ها:

مقاومت معادل : مجموع مقاومت هاست.

توان معادل : مجموع توان مقاومت هاست .

موازي بستن مقاومت ها:

مقاومت معادل :  1 /RT = 1 / R1 + …+1 / Rn

پل وتسون :

براي اندازه گيري مقاومت دو روش وجود دارد :

1-     روش مستقيم – با كمك اهمتر

2-   روش غير مستقيم – با كمك پل وتسون يا وتستون . اين پل چهار بازو دارد كه در يك بازوي آن مقاومت مجهول و در يك بازوي ديگر مقاومت هاي ثابت قرار دارد . در اين پل مقاومت مجهول با تعدادي مقاومت معلوم مقايسه مي شود .

R1 / R2 = Rx / Rs          =        R1 Rs = R2 Rx

 

 

باطري:

 

به مجموعه اي كه انرژي شيميايي را به انرژي الكتريكي تبديل مي كند پيل مي گويند . يك باطري معمولا از يك يا چند پيل تشكيل شده است .

انواع باطري قلمي شامل :

سايز بزرگ يا Size D

سايز متوسط يا Size C

سايز معمولي يا Size AA

سايز ريز يا Size AAA

 

باطري اي داريم كه از يك پيل تشكيل شده مانند باطري هاي معمولي 5/1 ولتي و باطري اي داريم كه از تعدادي پيل يا سلول تشكيل شده مانند باطري اتومبيل .

سلول هاي تشكيل دهنده ي باطري بر اساس قابليت شارژ شامل :

1-     سلول هاي اوليه ( غير قابل شارژ ) – داراي الكتروليت خشك ( خميري) شامل :

باطري كربن – روي ، باطري روي – كلرايد ، باطري قليايي ، باطري اكسيد نقره و باطري هاي مينياتوري و باطري هاي ليتيم

2-     سلول هاي ثانويه ( قابل شارژ ) – داراي الكتروليت تر ( مايع ) شامل :

باطري هاي اسيد سربي مثل باطري اتومبيل و باطري هاي نيكل كادميوم يا NC

ولتاژ نامي باطري ها مقداري است كه روي آن ها نوشته شده . در ضمن براي تست باطري بايد جريان اتصال كوتاه آن را اندازه گرفت . جريان اتصال كوتاه  باطري هاي سايز AA ، 2/2A است . و اين مقدار در باطري هاي سايز C ،  2/7 A و در باطري هاي سايز D  ، 3/2 A مي باشد .

سري و موازي بستن باطري ها :

براي افزايش ولتاژ باطري ها را سري مي بندند و براي افزايش جريان دهي يا افزايش ظرفيت باطري ها را موازي مي بندند .

براي سري بستن باطري ها بايد سر مثبت با سر منفي باطري ها بهم بسته شود و براي موازي بستن باطري ها حتما بايد سرهاي مثبت باطري ها بهم و سرهاي منفي هم بهم بسته شوند .

 

خازن :

 

هرگاه دو هادي در فاصله اي از هم قرار گيرند ، تشكيل يك خازن مي دهند كه به اين دو هادي جوشن هاي خازن مي گويند و در بين اين دو جوشن ماده ي عايق يا دي الكتريك  وجود دارد . جنس عايق نوع خازن را مشخص مي كند .

خاصيت اصلي خازن ذخيره ي بار الكتريكي مي باشد . عايق هاي بكار رفته در خازن عبارتند از : هوا ، كاغذ ، ميكا ، پلاستيك ، سراميك ، اكسيد آلومينيوم و اكسيد تانتاليم  .

 

انواع خازن ها شامل :

1-     خازنهاي با ظرفيت ثابت شامل :

خازن سراميكي ( عدسي) – غير الكتروليت

خازن هاي ميكايي

خازن هاي كاغذي ( غير الكتروليت يا بدون پلاريته )

خازن هاي ورقه اي

خازن هاي پلاستيكي

خازن هاي پلي استر ( غير الكتروليتي )

خازن ها ي شيميايي شامل : خازن هاي اكسيد آلومينيومي و خازن هاي اكسيد تانتاليوم

خازن هاي پرچمي

به جز خازنهايي كه غير الكتروليت خوانده شدند بقيه الكتروليت هستند و بايد در مدار با رعايت پلاريته قرار گيرند .

2-     خازن هاي متغير شامل :

واريابل



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5963089

نظرات

 

عنوان :  

 

 

سلام .

با توجه به درخواست یکی از دوستان این مطالب رو در اینجا قرار میدم و مطالب مربوط به مسیر یاب رو در پست های بعدی ادامه خواهیم داد .

سيستم هاي هدايت موشك :

مهم تر ين بخش در موشكهاي مدرن قسمت هدايت آنهاست كه پيشرفته ترين تكنيكهاي الكترونيك در آنها بكار رفته است . براي هدايت موشكها چندين تكنيك بكار مي رود كه عبارتند از :

1-     هدايت با تنظيم اوليه موشك .

2-     هدايت از ايستگاه  مادر به طريق راديويي (command control )

3-     موشكهائي كه بطور اتوماتيك خود را به سمت هدف هدايت مي كنند (homing)

4-     هدايت موشك با امواج راداري (beam rider)

5-     هدايت موشك توسط دادن اطلاعات زميني مربوط به هدف .

سيستم هدايت خودي (Homing Guidance ):

در اين سيستم هدايت ، در خود موشك يك دستگاه حساس وجود دارد كه انرژي متصاعد شده از هدف را دريافت داشته و به كمك آن مسير موشك را به سمت هدف اصلاح مي كند . انرژي متصاعد شده از هدف مي تواند امواج الكترومغناطيسي ، حرارت ، نور و يا صدا باشد . اين انرژيها مي تواند توسط خود هدف متصاعد شوند و يا اينكه هدف توسط امواج راديويي مورد تابش قرار مي گيرد كه در اين حالت امواج برگشتي از آن هدايت كننده موشك خواهند بود . اگر انرژي از خود هدف متصاعد شود ، دراين صورت سيستم هدايت خودي homing را سيستم هدايت خودي غير فعال (Passive) مي نامند . در اين حالت كافي است كه در موشك گيرنده اين نوع انرژي وجود داشته باشد . بعنوان مثال گازهاي متصاعد شده از موتور هواپيما كه داراي حرارت بالايي هستند ، مي تواند هدايت كننده موشك به سمت هدف باشد كه در اين حالت بايد يك عنصر حساس به درجه حرارت در موشك باشد تا آن را به سمت هدف هدايت كند . در هدايت خودي غير فعال همواره انرژي متصاعد شده از هدف وجود دارد . در طريقه ديگر هدايت خودي كه به آن فعال (Active)  و يا نيمه فعال (Semi Active )  مي گويند  ، هدف توسط امواج رادار مورد تشعشع قرار مي گيرد و امواج برگشتي از هدف هدايت كننده موشك به سمت هدف مي باشد .

در هدايت فعال ، راداري كه هدف را تحت تشعشع قرار مي دهد در خود موشك قرار دارد و در هدايت نيمه فعال ، رادار در هواپيما و يا كشتي قرار دارد و تنها در موشك يك گيرنده امواج بازتابش وجود دارد .

سيستم هدايت خودي راداري :

در اين سيستم هدايت ، از امواج راداري جهت هدايت خودي استفاده مي شود . يك فرستنده راداري يك دسته موج را به سمت هدف مي فرستد . امواج بازتابش توسط يك آنتن در داخل موشك گرفته شده و بدين وسيله مسير موشك به سمت هدف گرفته شده و بدين وسيله مسير موشك به سمت هدف اصلاح مي گردد . در اينجا عنصر حساس آنتن رادار است . در هدايت خودي فعال ، فرستنده و گيرنده رادار هر دو در داخل موشك قرار دارند . توسط فرستنده هدف روشن و توسط گيرنده امواج بازتابش دريافت مي شوند . در روش هدايت نيمه فعال بايد همواره موشك در مسيري قرار گيرد كه قوي ترين بازتاب از هدف دريافت مي گردد و براي اين كار بايد آنتن خاصي طراحي شود كه بعدا آن را مورد مطالعه قرار خواهيم داد .

هدايت خودي فعال (Active Homing):

در هدايت خودي فعال ابتدا هدف توسط يك رادار مادر كه در درون هواپيما و يا در ايستگاه زميني است كشف و توسط آن موشك به سمت هدف هدايت مي گردد تا اينكه هدف به داخل محدوده برد رادار موشك برسد كه در اين موقع رادار موشك فعال مي گردد . آنتن گيرنده امواج بازتابش در موشك مي تواند نسبت به محور موشك ثابت باشد و يا اينكه نسبت به محور موشك تغيير كند كه در اين صورت آنتن ثابت و در حالت دوم انتن متحرك مي باشد .

سيستم آنتن ثابت :

امواج بازتابش توسط آنتن گرفته شده  و در گيرنده آشكار مي شود . اين امواج با يك مقدار ثابت كه نشان دهنده محور موشك است مقايسه و مقدار ثابت كه نشان دهنده محور موشك است مقايسه و مقدار انحراف بدست مي آيد . اين انحراف به قسمت كنترل موشك ارسال مي شود و مسير آن را اصلاح مي كند . در آنتن ثابت  همواره موشك بايد بصورت مستقيم به سمت هدف پرواز شود ، زيرا محور آنتن و محور موشك موازي يكديگر بوده و بايد همواره مقدار اشعه  دريافتي از هدف ماكزيمم باشد .

سيستم آنتن متحرك :

در اين سيستم  ، آنتن موشك نسبت به محور موشك آزادانه مي تواند حركت كند . آنتن موشك همواره متوجه هدف  است و موشك  ميتواند در امتداد آنتن و يا در جهتي غير از آن باشد . موشك در اين حالت به سمت نقطه برخورد حركت مي كند كه توسط كامپيوتر و با توجه به اطلاعات كسب  شده توسط آنتن محاسبه شده است . 

در مقايسه با آنتن ثابت دو قسمت كامپيوتر و مدار موقعيت آنتن در اين مدار وجود دارد . در اين حالت  نيز امواج برگشتي توسط آنتن گرفته شده و به مدار موقعيت آنتن و كامپيوتر  داده مي شود . مدار موقعيت آنتن وضع آينده اش را طوري محاسبه مي كند كه هدف در مركز تشعشعات آنتن باشد . همچنين اطلاعات دريافتي از آنتن به كامپيوتر داده مي شود تا با توجه به موقعيت و سرعت هدف ، محل آينده آن را محاسبه و به سيستم كنترل مي دهد تا مسير موشك  به سمت آن نقطه هدايت شود . مسير پرواز موشك نسبت به هدف  را مسير برخوردي يا زاويه  پيش بيني  مي گويند . آنتن همواره به سمت هدف است در صورتي كه موشك به سمت نقطه برخورد حركت مي كند .

مزايا و معايب سيستم هدايت خودي :

 

يكي از مزاياي سيستم هدايت خودي فعال اين است كه به محض پرتاب شدن ارتباط آن با هواپيما قطع مي گردد ، زيرا كه موشك خود داراي فرستنده و گيرنده مي باشد . بنابراين در آن واحد مي توان به چندين هدف حمله نمود و تنها وحدوديت در تعداد موشكهايي است كه هواپيما مي تواند پرتاب كند و اين مزيت تنها بعلت سيستم پيچيده و گران قيمتي است كه همراه موشك مي باشد . از معايب اين سيستم  محدوديت برد آن است ، زيرا سيستم هدايت و رادار كه در موشك نصب مي شود نبايد خيلي سنگين باشد . بايد وزن آنتن كم و فرستنده هم تا حد ممكن  سبك باشد . فرستنده سبك راداري معادل برد كوتاه مي باشد . بعلاوه در هر موشك بايد يك رادار گران قيمت نصب شود كه  اين خود قيمت خود موشك را خيلي بالا مي برد ، در صورتي كه در هدايت نيمه فعال فقط گيرنده در موشك نصب مي شود و براي تمام موشكها مي توان از يك فرستنده مادر استفاده نمود.

سيستم هدايت نيمه فعال :

در سيستم هدايت نيمه فعال  ، رادار در خارج از موشك مي باشد . دو آنتن گيرنده در موشك وجود دارد . يك آنتن امواج بازتابش از هدف را مي گيرد و آنتن  ديگر امواج را مستقيما از رادار مي گيرد . امواج منعكس شده از هدف براي جهت دادن به آنتن جلوي موشك ، شبيه آنچه كه در هدايت فعال ديديم ، مي باشد .

اندازه گيري مسافت :

آنتن عقب كه امواج را مستقيما از رادار مي گيرد براي سنكرون كردن قسمت هدايت مي باشد . عمل سنكرون كردن براي اندازه گيري فاصله لازم است . بطور معمول براي اندازه گيري فاصله كافي است كه اختلاف زماني رفت يك پالس انرژي رادار را با زمان برگشت آن به رادار بدست بياوريم ، ولي چون در سيستم نيمه فعال فرستنده و گيرنده در دو نقطه مختلف قرار دارند ، عمل سنكرون سازي لازم بوده و بصورت زير براي اندازه گيري فاصله عمل مي كنند .

هنگامي كه يك پالس انرژي از رادار به سمت  هدف فرستاده مي شود ، اين پالس در موقعيت P1 و در زمان T1 به موشك مي رسد . انعكاس ( بازتاب) اين پالس در نقطه P3 و زمان T3 به موشك مي رسد . اختلاف زماني بين T1 , T3 متناسب با فاصله موشك از هدف است . به اين ترتيب فاصله هدف از موشك بدست مي آيد بدون اينكه خود موشك رادار را حمل نمايد .

مزايا و معايب سيستم هدايت نيمه فعال :

از مزاياي سيستم نيمه فعال برد بالاي آن مي باشد ، زيرا مي توان يك رادار زميني با قدرت خيلي بالا را براي هدايت موشك بكار گرفت . بعلاوه چون خود موشك ديگر راداري را حمل نمي كند ، سبكتر و نيز قيمت آن ارزانتر مي باشد . از معايب اين سيستم تنها هدايت يك موشك به  سمت هدف است .

تركيب با سيستم هاي  ديگر :

در سيستم هاي هدايت نيمه فعال مي توان از آنتن گيرنده عقبي موشك براي هدايت Beam Rider  نيز استفاده نمود . از اين سيستم براي هدايت موشك تا نزديكي هدف استفاده مي شود و پس از آن سيستم هدايت نيمه فعال وارد عمل مي گردد . اين سيستم مركب مزاياي هر دو سيستم را دارا مي باشد و معمولا دقت خيلي بالاتري از تك تك هر دو سيستم دارد . از موشكهايي كه داراي اين سيستم مركب هدايت هستند Talos , Terrier – II  مي باشند كه هر دو موشكهاي ضد هوايي هستند كه از كشتي شليك مي شوند .

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5957459

نظرات

 

عنوان :ساخت پروگرامر  

 

 

سلام .

تو اين قسمت مي خوام طرز ساخت پروگرامر STK200/300 رو توضيح بدم .

پروگرامر رو براي پروگرام كردن ميكرومون كه در اينجا ميكروي ما ATmega8L  هستش ، مي سازيم و در واقع براي انتقال برنامه ي نوشته شده كه در مورد اين ميكرو بايد از زبان BASCOM استفاده بشه ، به ميكرو از پروگرام كردن و پروگرامر استفاده مي شه .

ساخت اين پروگرامر بسيار ساده و راحت هستش و به راحتي مي شه با استفاده از مداري كه در پائين مي بينيد اون رو ساخت .

همونطور كه در مدار مي بينيد  پايه هاي 4 و 5 و 6 و 7 و 9 و 10  پورت پرينتر به ترتيب به پايه هاي 7 و 22 و 19 و 17 و 1 و 18 ميكرو متصل شده اند .

در ضمن پايه هاي 2 و 12 پورت پرينتر هم به هم وصل مي شوند . پايه هاي 18 تا 25 پورت پرينتر هم بهم وصل مي شوند و همگي زمين مي شوند كه بدين ترتيب تمامي اين پايه ها يعني پايه هاي 18-25 پورت پرينتر كه بهم وصل شده اند و زمين مي شوند به زمين ميكرو يعني پايه ي 22 ميكرو كه GND هستش وصل مي شوند .

همونطور كه ميبينيد تغذيه ي ميكرو هم 5 ولت هستش كه براي اين كار بايد منفي تغذيه رو به پايه ي 22 ميكرو و تغذيه ي مثبت رو هم به پايه ي 7ميكرو وصل كرد .

در ضمن يك مقاومت 100 كيلو هم به پايه هاي 18 و 7 ميكرو وصل مي شود .

و در آخر اينكه براي اولين باري كه عمل پروگرام كردن برروي ميكرو صورت مي گيره بايد از كريستال استفاده كرد كه براي ATmeg8L  از كريستال 0-8 MHZ و براي ATmeg8 از كريستال 0-16 MHZ استفاده ميشه .

دوستان خوبم به خاطر نظراتي كه ميدين ممنونم . تا بعد يا حق .



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5954277

نظرات

 

عنوان :آموزش ساخت ربات مسير ياب  

 

 

سلام .

از اينجا به بعد مي خوام آموزش ساخت يك ربات مسير ياب خيلي ساده رو شروع كنم .

اين ربات مسيرياب ما تشكيل شده از يك ميكروكنترلر كه ما در اينجا از ميكرو Atmeg 8 L  استفاده مي كنيم كه حتما ميدونيد اين ميكرو يك ميكرو MEGAAVR  هستش كه از خانواده ي ميكروكنترلرهاي AVR  هستش .

ربات ما شامل دو تا موتور 6 ولتي هستش كه براي حركت به جلو هر دو موتور ربات روشن ميشن و زمان چرخش ربات به سمت چپ موتور سمت چپ خاموش و موتور سمت راست روشن ميمونه و براي چرخش به راست هم كه بلعكس يعني موتور سمت راست خاموش ميشه و موتور سمت چپ باعث چرخش ربات به سمت راست ميشه .

بايد توجه كرد كه موتوري كه تو اين ربات استفاده ميشه يهDC موتور 6 ولتي با گيربكس سرخود با دور 60 دور بر دقيقه هستش .

درايور يه قسمت ديگه از ربات هستش كه ما دراين ربات از آي سي ULN2803 استفاده كرديم كه اين يه آي سي 18 پايه هستش كه پايه 9 اون زمين ميشه و پايه ي 10 اون سر VCC و پايه هاي 1-8 اون ورودي و پايه هاي 11-18 هم خروجي اون هستند .

همون طور كه ميدونيد درايور نقش حفاظتي براي ميكرو داره و اون و در برابر جريان هاي بالا محافظت مي كنه .

قطعه ي ديگري كه در مدار اصلي ربات استفاده ميشه دو تا رله  5 ولتي هستش كه كار اونا رله كردن و در واقع DC كردن ولتاژي هست كه وارد موتور ميشه و اين دو رله در مدار قبل از موتورها قرار مي گيرند .

 و مهم ترين قطعه اي كه براي ساخت ربات مسيرياب لازم و اساسي ، سنسور هستش ، سنسورهاي تشخيص رنگ سياه و سفيد كه ما در اينجا از مدل GP2S04 استفاده كرديم .

ساخت كلي و مونتاژ برد ربات  رو در پست بعدي توضيح ميدم .

در اينجا لازم اطلاعات بيشتري رو در مورد ميكرومون يعني ميكرو ATMEGA8L  داشته باشيم .

خصوصيات Atmega8 , Atmega8L  :

-          * از معماري AVR RISC استفاده مي كنه .

-         كارايي بالا   و توان مصرفي كم .

-         داراي 130 دستورالعمل با كارايي بالا كه اكثرا تنها در يك كلاك سيكل اجرا مي شوند .

-         32*8 رجيستر كاربردي .

-         سرعتي تا 16MIPS در فركانس 16MHZ .

-          * حافظه ، برنامه و داده ي غير فرار .

-     8k بايت حافظه FLASH داخلي قابل برنامه ريزي . ( پايداري حافظه FLASH : قابليت 10000 بار نوشتن و پاك كردن (ERITE / ERASE)

-     1024 بايت حافظه EEPROM  داخلي قابل برنامه ريزي . ( پايداري حافظه EEPROM  : قابليت 100000 بار نوشتن و پاك كردن (WRITE/ERASE) .

-         قفل برنامه ي FLASH و حفاظت داده ي EEPROM  .

-          * خصوصيات جانبي

-         دو  تايمر – كانتر (TIMER /COUNTER ) 8 بيتي با  PRESCALER  مجزا و داراي مد COMPARE  و  CAPTURE  .

-         3 كانال PWM .

-         8 كانال مبدل آنالوگ به ديجيتال در بسته بندي هاي  TQFP و MLF   ( 6 كانال با دقت 10 بيتي و 2 كانال با دقت 8 بيتي ) .

-         6 كانال مبدل آنالوگ به ديجيتال در بسته بندي هاي PDIP  ( 4 كانال با دقت 10 بيتي و 2 كانال با دقت 8 بيتي ) .

-         داراي RTC   (REAL-TIME CLOCK )  با اسيلاتور مجزا .

-         يك مقايسه كننده آنالوگ داخلي .

-         USART  سريال قابل برنامه ريزي .

-         WATCHDOG  قابل برنامه ريزي داخل مدار (IN-SYSTEM PROGRAMMING ) .

-         قابليت ارتباط با پروتكل سريال دو سيمه (TWO – WIRE ) .

-          * خصوصيات ويژه ي ميكروكنترلر

-         POWER – ON RESET CIRCUIT  .

-     داراي 5 حالت SLEEP)   STANDBY , IDLE , ADC NOISE REDUCTION , (POWER – SAVE , POWER – DOWN

-         منابع وقفه (INTERRUPT ) داخلي و خارجي .

-         داراي اسيلاتور RC داخلي كاليبره شده .

-         عملكرد كاملا ثابت .

-         توان مصرفي پايين و سرعت بالا توسط تكنولوژي CMOS  .

-          * توان مصرفي در 4MHZ , 3V  و 25 درجه سانتيگراد .

-         حالت فعال 3.6 mA

-         در حالت بي كاري  1.0 mA

-         در حالت POWER – DOWN  كمتر از 5  ميكرو آمپر .

-         ولتاژ عملياتي 2.7 V تا  5.5 V .

-         فركانس كاري 0MHZ  تا  8MHZ  .

-          * خطوط I/O و انواع بسته بندي

-         23 خط ورودي / خروجي قابل برنامه ريزي .

-         28 پايه  PDIP و 32 پايه   TQFP و  MLF  .

در قسمت هاي بعدي هر كدوم از قسمت هاي ربات رو بطور جداگانه بطور مفصل توضيح خواهم داد .

 

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5914514

نظرات

 

عنوان :  

 

 

آشنايي با ميكروكنترلر ها :

مقدمه :

گرچه كامپيوترها تنها چند دهه اياست كه با ما همراهند با اين حال تأثير عميق آنها بر زندگي ما با تأثير تلفن ، اتومبيل و تلويزيون رقابت مي كند . همگي ما حضور آنها را احساس مي كنيم ، چه برنامه نويسان كامپيوتر و چه دريافت كنندگان صورت حساب هاي ماهيانه كه توسط سيستم هاي كامپيوتري بزرگ چاپ شده و توسط پست تحويل داده مي شود . تصور ما از كامپيوتر معمولا  " داده پردازي " است كه محاسبات عددي را بطور خستگي ناپذير انجام مي دهد ، اما با انواعي از كامپيوتر ها برخورد مي كنيم كه وظايفشان را زيركانه و بطرزي آرام و كارآ و حتي فروتنانه انجام مي دهند و حتي حضور انها اغلب احساس نمي شود .

دراين مجموعه ها كامپيوترها وظيفه ي " كنترل " را در ارتباط با " دنياي واقعي " ، براي روشن و خاموش كردن وسايل و نظارت بر وضعيت آنها انجام مي دهند . ميكروكنترلرها ( برخلاف ميكروكامپيوترها و ريز پردارنده ها ) اغلب در چنين كاربردهايي يافت مي شوند .

با وجود اينكه بيش از سي و هفت – هشت سالي از تولد ريز پردازنده  نمي گذرد ، تصور وسايل الكترونيكي و اسباب بازيهاي امروزي بدون آن كار مشكلي است . در سال 1971 شركت اينتل ، 8080  را بعنوان اولين ريزپردازنده ي موفق عرضه كرد . مدت كوتاهي پس از آن ، موتورولا ، RCA و سپس MOS Tecnology   و Zilog  انواع مشابهي را به ترتيب به نامهاي Z80 , 6502 , 1801 , 6800    عرضه كردند . گرچه اين مدارهاي مجتمع (IC ها )  به خودي خود فايده چنداني نداشتند اما بعنوان بخشي از يك كامپيوتر تك بورد (SBC) ، به جزء مركزي فراورده هاي مفيدي براي آموزش طراحي با ريزپردازنده ها تبديل شدند . از جمله ي اين SBC  ها ميتوان به D2 موتورولا ، KIM-1 ساخت MOS Tecnology  و SDK-85  متعلق به شركت اينتل نام برد .

ميكروكنترلر قطعه اي شبيه ريزپردازنده است . در 1976 اينتل 8748  را بعنوان اولين قطعه  خانواده ي ميكروكنترلرهاي MCS-48  TM  معرفي كرد .

توان ، ابعاد و پيچيدگي ميكروكنترلرها با اعلام ساخت 8051 ، يعني اولين عضو خانواده  MCS-51 TM  در 1980 توسط اينتل پيشرفت چشمگيري كرد . در مقايسه با 8048 اين قطعه شامل بيش از 60000 ترانزيستور ، 4K بايت ROM ، 128 بايت RAM ، 32 خط I/O ، يك درگاه سريال و دو تايمر 16 بيتي است . كه از لحاظ مدارات داخلي براي يك IC بسيار قابل ملاحظه است .

 اصطلاحات فني : با توجه با اينكه  همه ي دوستان با اين اصطلاحات آشنايي دارند ، با اين حال يادآوري اين مطالب خالي از لطف نيست .

حافظه ي نيمه رسانا : RAM  و ROM :

برنامه ها و داده  در حافظه ذخيره مي شوند. حافظه هايي كه بطور مستقيم توسط CPU قابل دستيابي مي باشند ، IC  هاي ( مدارهاي مجتمع ) نيمه رسانايي هستند كه  RAM  و  ROM  ناميده مي شوند . دو ويژگي RAM  و  ROM  را از هم متمايز مي كند : اول آن كه RAM حافظه ي خواندني / نوشتني است در حاليكه ROM  حافظه ي فقط خواندني است و دوم آنكه RAM فرار است ( يعني محتويات آن هنگام نبود ولتاژ تغذيه پاك مي شود ) درحاليكه ROM غير فرار مي باشد .

گذرگاه ها : آدرس ، داده و كنترل :

يك گذرگاه عبارت است از مجموعه اي از سيم ها كه اطلاعات را با يك هدف مشترك حمل مي كنند . امكان  دستيابي به مدارات اطراف CPU توسط سه گذرگاه فراهم مي شود : گذرگاه ادرس ، گذرگاه داده و گذرگاه كنترل . گذرگاه داده اطلاعات را بين CPU و حافظه يا بين CPU  و قطعات I/O  منتقل مي كند .

ابزارهاي ورودي / خروجي :

ابزارهاي I/O  يا ابزارهاي جانبي كامپيوتر كه مسيري  براي ارتباط بين سيستم و دنياي واقعي را فراهم  مي كند . شامل : ابزارهاي ذخيره سازي انبوه  كه همونن CD  و Flopy   و دي وي دي  و ... هستند و ابزارهاي رابط با انسان مثل صفحه كليد ، CRT و چاپگر و ... هستند و ابزارهاي كنترل / نظارت  كه ابزارهاي نظارت همان ورودي يا حسگر هستند كه با كميت هايي نظير حرارت ، نور ، فشار و ... تحريك شده و آنها را به جريان يا ولتاژي كه توسط CPU خوانده مي شود تبديل مي كنند ( مثل فتوترانزيستور ها ، ترميستورها و سوئيچ ها ) .

برنامه ها : بزرگ و كوچك :

كه همان نرم افزار  است كه شامل انواع زير است :

نرم افزار كاربردي ( ارتباط با كاربر ) ، سيستم عامل ( زبان فرمان ، برنامه هاي مفيد ) و زيرروال هاي ورودي ، خروجي ( دسترسي به سخت افزار )

ميكروها ، ميني ها و كامپيوترهاي مركزي :

بعنوان يك نقطه شروع ، كامپيوترها بر اساس اندازه و توان آنها با عنوان ميكروكامپيوترها ، ميني كامپيوترها و كامپيوترهاي مركزي دسته بندي مي شوند . يك ويژگي كليدي ميكروكامپيوترها اندازه و بسته بندي CPU مي باشد كه از يك مدار مجتمع واحد -  يعني يك ريزپردازنده تشكيل شده است . از طرف ديگر ميني كامپيوترها و كامپيوترهاي مركزي علاوه بر آن كه در برخي جزئيات معماري ، پيچيده تر هستند ، CPU  هايي مشتمل بر چندين IC دارند كه از چند  IC  ( در ميني كامپيوتر ها)  تا چندين برد مدار متشكل از IC  ها ( در كامپيوترهاي مركزي ) تغيير مي كند و اين براي به دست آوردن سرعت هاي بالا و توان محاسباتي كامپيوترهاي بزرگتر ضروري است .

ويژگي ديگري كه ميكروها را از ميني ها و كامپيوترهاي مركزي جدا مي كند آن است كه ميكروكامپيوترها سيستمهايي تك اجرايي و تك كاربريا single - user هستند يعني با يك كاربر ارتباط متقابل دارند و يك برنامه را در يك زمان اجرا مي كنند . از طرف ديگر ميني ها و كامپيوترهاي مركزي سيستمهايي چند اجرايي و چند كاربر يا multi – user  هستند .

مقايسه ي ريز پردازنده ها با ميكروكنترلرها :

پيش از اين گفتم كه ريز پردازنده ها CPU هايي تك تراشه هستند و در ميكروكامپيوترها به كار مي روند . پس فرق ميكروكنترلرها با ريز پردازنده ها چيه ؟

با اين سوال از سه جنبه ميشه برخورد كرد :

معماري سخت افزار ، كاربردها و ويژگي هاي مجموعه ي دستورالعمل ها .

معماري سخت افزار : در حالي كه ريز پردازنده  يك CPU ي تك تراشه اي است ، ميكروكنترلر در يك تراشه واحد شامل  يك CPU و بسياري از مدارات لازم براي سيستم ميكروكامپيوتري كامل مي باشد . ميكروكنترلرها علاوه بر  CPU  داراي Ram  و ROM  ، يك رابط سريال ، يك رابط موازي ، تايمر و مدارات زمان بندي وقفه مي باشند كه همگي در يك IC قرار دارند . يك ويژگي مهم ميكروها سيستم وقفه  ي موجود در داخل انهاست . ميكروها به عنوان ابزارهاي كنترل گرا يا control – oriented devices  اغلب براي پاسخ بي درنگ به محركهاي خارجي ( وقفه ها ) مورد استفاده قرار مي گيرند .

كاربردها :

ريزپردازنده ها اغلب به عنوان CPU در سيستم هاي ميكروكامپيوتري بكار مي روند . اين كاربرد دليل طراحي آنها و جايي است كه مي توانند توان خود را به نمايش بگذارند . با اين وجود ميكروكنترلرها در طراحي هاي كوچك با كمترين اجزاء ممكن كه فعاليت هاي كنترل گرا انجام مي دهند نيز يافت مي شوند .اين طراحي ها در گذشته با چند دوجين يا حتي صدها IC ديجيتال انجام مي شد . يك ميكرو كنترلر مي تواند در كاهش تعداد كل اجزاء كمك كند . آنچه كه مورد نياز است عبارت است از يك ميكروكنترلر ، تعداد كمي اجزاء پشتيبان و يك برنامه كنترلي در ROM . ميكروكنترلرها براي " كنترل " ابزارهاي I/O  در طراحي هايي با كمترين تعداد اجزاء ممكن مناسب هستند ، اما ريز پردازنده ها براي " پردازش " اطلاعات در سيستم هاي كامپيوتري مناسبند .

ميكروكنترلرها پردازنده هايي اختصاصي هستند . آنها به خودي خود در كامپيوترها بكار نمي روند ، بلكه  در فراورده هاي  صنعتي و وسايل مصرفي مورد استفاده قرا ر ميگيرند . استفاده كنندگان اين فرآورده ها گاه از وجود  ميكروها  كاملا بي اطلاع هستند . از ديد آنها اجزاي داخلي وجود دارند اما جزو جزئيات بي اهميت طراحي بشمار مي روند .

 برخلاف سيستمهاي كامپيوتري كه توسط قابليت برنامه ريزي و دوباره  برنامه ريزي شدن ، باز شناخته مي شوند ، ميكروها يك بار براي هميشه و براي يك كار برنامه ريزي مي شوند .

 وظايفي كه ميكروها انجام مي دهند وظايف تازه اي نيستند . آنچه جديد است اين است كه طراحي ها با تعداد اجزاي كمتري از گذشته انجام مي شوند . طراحي هايي كه درگذشته با استفاده از ده ها يا حتي صدها IC انجام مي شدند امروزه با يك ميكروكنترلر و اجزايي به تعداد انگشتان دست قابل انجام اند . كاهش تعداد اجزاء كه نتيجه ي مستقيم قابليت برنامه ريزي  و توانايي زياد ميكروكنترلرها در ايجاد يكپارچگي مي باشد ، معمولا منجر به زمان طراحي و ساخت كوتاه تر ، هزينه ي توليد پايين تر ، مصرف توان كمتر و قابليت اطمينان بيشتر مي شود . اعمال منطقي كه نيازمند چندين IC مي باشند ، اغلب توسط  يك ميكروكنترلر با اضافه كردن يك برنامه ي كنترلي انجام مي شوند .

عيب كار در سرعت است . راه حل هاي ميكروكنترلي هرگز در سرعت به پاي راه حلهاي مشابه با اجزاي گسسته نمي رسند . در موقعيت هايي كه نياز به پاسخ هاي بسيار سريع به رويدادها وجود دارد ( كه البته به ندرت چنين كاربردهايي پيدا مي شوند ) ميكروها عكس العمل ضعيفي از خود نشان مي دهند .

بكار بردن ميكروها براي چنين عملي چندان مرسوم نيست ، اما اين امكان وجود دارد . در بسياري از كاربردها بويژه آنهايي كه با عملكرد انسان سروكار دارند اين كه تأخير ها به نانوثانيه انداره گيري شوند يا ميكروثانيه و ميلي ثانيه اهميتي ندارند ، ( مثلا هنگامي كه فشار روغن ماشين شما افت ميكند ، آيا لازم است كه ظرف چند ميكروثانيه مطلع شويد ؟) .

ميكروكنترلرها مي توانند عمليات منطقي را انجام دهند و از اين گذشته هر چه طراحي ها پيچيده تر باشند مزاياي طراحي ميكروكنترلري ، بيشتر خود را نشان ميدهند .  تعداد كم اجزا مزيتي است كه قبلا به آن اشاره شد و علاوه بر آن عمليات پيش بيني شده در برنامه كنترلي را مي توان تنها با تغيير نرم افزار  دگرگون كرد و اين روش كمترين اثر ممكن را روي چرخه ي توليد خواهد گذاشت .



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5862819

نظرات

 

عنوان :  

 

 

آدم آهني :

ساخت عملي :

در اين دستگاه 3 قطعه مدار چاپي به كار رفته است . يك قطعه در سر ، ديگري درتنه قرار مي گيرد و يك قطعه  هم مدار تشخيص مسير حركت است . ديودهاي L1 , L2 در پشت مدار چاپي قطعه ي سر آدمك يعني در طرف مسي آن لحيم مي شود كه به عنوان چشمهاي آدم آهني مي باشد ، در قطعه مدار چاپي مدار ‌" تشخيص مسير حركت " ، ترانزيستورها ، ديودها و مقاومت ها در طرف مسي مدار چاپي و ديودها و ترانزيستورهاي نوري در طرف فيبري مدار چاپي قرار مي گيرند .

ساخت اسكلت آدم آهني :

هركس مي تواند به سليقه و ذوق خود ظاهر آدم آهني را طراحي  و تغيير دهد ، به شرط اينكه ابعاد  قطعات نوار چاپي را در نظر داشته  باشد . تنه آدم آهني عبارت از يك جعبه ي مكعب مستطيل پلاستيكي است كه در قست پايين آن يك قطعه فيبر  به ضخامت 5-4 ميلي متر بسته شده است . در اين قطعه دو سوراخ به اندازه ي قطر خارجي  باطري ها ي قلمي تعبيه شده است و روي سطح زيرين اين جعبه محلي براي قرار دادن باطري 5/1 ولت سوم در نظر مي گيريم . روي سطح بالايي جعبه دو سوراخ براي كليدهاي 11 و 12 و سه سوراخ 120 درجه براي نگهداري سر آدمك تعبيه مي شود .

سر آدمك عبارتست از يك جعبه آلومينيومي به ابعاد مدار چاپي مربوط به سر آدم آهني كه در جلوي آن دو سوراخ براي بيرون آمدن ديودهاي نوراني به عنوان چشم تعبيه شده است و بقيه اعضاء صورت را نيز به سليقه ي خود بگذاريد ، هر چند كه چندان هم مهم به نظر نمي رسد .

در پشت سر آدمك بلندگو نصب مي شود كه براي پخش صدا ، سطح جعبه آلومينيومي جلوي بلندگو سوراخهاي به قطر 2 ميلي متر  تعبيه مي شود . اين جعبه با سه عدد پيچ بلند به تنه آدمك وصل مي شود البته يك تكه لوله PVC به عنوان گردن به استحكام سر كمك مي كند . بازوي آدم اهني هم در حقيقت يك جعبه ي مكعب مستطيل شكل كوچك است كه بوسيله يك پيچ كه از داخل يك لوله باريك PVC رد شده است به تنه آدمك محكم مي شود . لازم به تذكر است كه در داخل بازوي راست آدمك يك ترمينال برق با پنج محل اتصال جاسازي شده است و در محل اتصال بازو به تنه پيش بيني عبور پنج رشته سيم بشود .

ساعد دست آدمك هم عبارتست از يك جعبه ي مكعب مستطيل كوچك تر از بازوي او كه بوسيله يك لوله PVC كوتاه كه يك انتهاي آن به صورت منحني برش داده شده است بوسيله دو پيچ به ساعد و بازو وصل مي شود  اين لوله با برش منحني به دست آدمك امكان خم و راست شدن مي دهد . درانتهاي ساعد دست يك قطعه فلز نصب مي شود كه اهرم مدول تشخيص مانع را به آن محكم كنيم . پاهاي آدم اهني تشكيل شده است از دو قطعه لوله ي PVC به قطر داخلي چند ميلي متر بيشتر از قطر باطريهاي قلمي كه موتورهاي چپ و راست آدمك به انتهاي آنها وصل مي شود . موتورهاي حركت در حقيقت موتورهاي مخصوص چرخ دنده دار هستند كه اين چرخ دنده ها از دور موتور كاسته و به قدرت آن اضافه مي كند .

در سيستم موتوري آدم آهني يك قطعه فلز به شكل U بوسيله دو پيچ به درپوش موتور وصل مي شود درداخل اين قطعه محور چرخ حركت قرار دارد . روي درپوش موتور شياري براي اصطكاك چرخ  كائوچويي حركت به چرخ دنده ي خروجي موتور وجود دارد . براي چسبندگي بهتر اين چرخ با چرخ دنده ، خروجي ميتوان يك رشته كاغذ سنباده ي نرم به دور چرخ حركت چسباند .

يك واشر مسي به زير موتور لحيم مي شود و قطب مثبت باطري قلمي بروي آن قرار مي گيرد  . يك واشر مسي ديگر به يك طرف واشر ساخته شده از فيبر مدار چاپي دورو لحيم شده و قطب منفي باطري را محكم نگهدارد . بنابراين از هر پاي آدمك سه رشته سيم خارج مي شود كه به قسمت تنه او ارتباط پيدا مي كند .

براي ساختن قطعه ي هدايت اتوماتيك حركت و تشخيص مانع از يك جعبه ي مكعب مستطيل  شكل به ابعاد 5/1*5/2*5 سانتيمتر استفاده مي كنيم . قسمت فوقاني آن سوراخ شده و يك لوله ي مسي به قطر 8 ميلي متر از آن رد مي شود . دو قطعه فيبر كه وسط آنها سوراخ شده است لوله ي مسي را به جعبه فلزي محكم كرده و با چسب دور آن را مي پوشانيم . لوله ي مسي كه به شكل T مي باشد به دو قطعه ي فلزي در انتهاي ساعد آدمك  پيچ مي شود .  از داخل اين لوله ي مسي پنج رشته سيم مي گذرد كه در حقيقت ارتباط مدار تشخيص مانع و هدايت اتوماتيك به مدار داخل تنه آدمك مي باشد .

روي سطح زيرين جعبه يك برش ايجاد مي كنيم كه يك چرخ دنده براي غلطيدن جعبه روي زمين داخل آن قرار مي گيرد .

در قسمت فوقاني جلو جعبه ميكروسوئيچ نصب مي شود . روي زبانه اين ميكروسوئيچ يك فنر لحيم مي شود تا به محض برخورد با مانع سوئيچ را وصل كند .

و بالاخره قسمت هدايت اتوماتيك روي جعبه نصب مي شود . به وسيله يك پيچ تنظيم فاصله عناصر مادون قرمز با زمين تغيير مي كند . كليد I3 هم روي قسمت فوقاني جعبه نصب مي شود .

 

ادامه دارد ... .



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5856873

نظرات

 

عنوان :LCD های کریستال مایع :  

 

 

LCD های کریستال مایع :

می دانیم که ماده سه حالت دارد جامد ، مایع و گاز.جامدات حالت و شکل خاصی دارند ، ولی مایعات قید و بندی ندارند و و در کل فقط حجم ثابتی دارند. گازها بر خلاف مایعات حتی حجم ثابتی هم ندارند. در میان این حالتها حالتهایی هم شناخته شده اند که خاصیت یک گونه را به طور کامل ندارد ، کریستالها هم از این گونه اند وخصوصیات مایعات و یا جامدات را به طور کامل ندارند بلکه چیزی در این بین می باشند.

این مواد نسبت به دما به شدت حساسند و کوچکترین تغییری در دما باعث تغییراتی در حالات آنها می شود .  مثالی از تغییر حالت کریستالهای مایع تغییر حالت صفحه تصویر کامپیوتر های Laptop ها است. به خاطر این خاصیت کریستالها نمی توان از کامپیوترهای Laptop در سواحل گرم استفاده کرد و در این حالت LCD عکس العملهای عجیبی از خود نشان می دهد ومثالی دیگر دما سنجهایی است که بر روی پیشانی قرار می دهیم، از این نوع مواد به کار رفته است .این مواد با تغییر دمای بدن رنگشان تغییر می کند و بدین طریق می توان دمای بدن را اندازه گرفت ،همانطور که می بینیم این تغییر حالتها همیشه بد نیست .

انواع مختلفی از این مواد در طبیعت وجود دارند اما آن دسته از آنها که با ولتاژ تغییر می کنند درLCD ها به کار می روند. در این LCD ها مولکولهای کریستال می چرخند و تغییر زاویه می دهند . بر اثراین خصلت بر اثر وصل کردن ولتاژ به کریستال جهت دو قطبی های کریستال هم جهت با میدان الکتریکی ناشی از ولتاژ می شوند . بر طبق این حالت اگر دو تکه شیشه پلاروید یا قطبشگر را روی هم قرار دهیم میتوانیم با تغییر جهت مولکولهای کریستال بکار رفته در بین آنها تصاویری سیاه و سفید(بی رنگ) تشکیل داد. اما در مورد صفحات پلاروید ، اگر دو تکه شیشه پلاروید  را روی هم قرار دهیم و یکی را 90 درجه بچرخانیم می بینیم که صفحه تیره می شود (نوری از بین این دو صفحه عبور نمی کند) ، خوب همانطور که خواندیم اگر دو صفحه پلاروید را بر روی هم قرار دهیم (و در حالتی قرار دهی  که نور از بینشان عبور کند) واز مقداری کریستال در بین آنها استفاده کنیم با تغییر ولتاژاعملی به کریستال جهت مولکولها تغییر می کند و نوری که از شیشه پلاروید اول عبور می کند 90 درجه تغییر جهت می دهد و به صفحه دوم برخورد می کند با توجه به خاصیت توضیح داده شده نور از صفحه دوم عبور نمی کند و تصویری تیره بوجود می آید.

در LCD ها نوری بوجود نمی آید بلکه نور موجود در محیط تغییر داده می شود. به همین خاطر است که LCD ها را در تاریکی نمی توان استفاده کرد. به خاطر این خصلت که خود مولد نور نیستند مصرف کمتری نسبت به لامپها و دیودها دارند.



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5855817

نظرات

 

عنوان :طراحي مدار چاپي  

 

 

با سلام .

دوستان عزیز برای گرفتن اطلاعات در مورد چگونگی طراحی مدار چاپی به وبلاگ تيم رباتيك پارس مراجعه كنيد .



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5833756

نظرات

 

عنوان :  

 

 

 

آدم آهني

در بين ابتكارات الكترونيكي وسيله اي كه زمانهاي آينده را بيشتر جلوي چشم مجسم مي كند بدون شك روبات ها يا آدم آهني ها هستند ، من در اين مقاله سعي كرده ام تا شما را در ساخت يك نوع آدم آهني ياري دهم .

شرح كلي :

آدم آهني ما درست شبيه انسان ، قدم به قدم راه مي رود . براي به تحقق در آوردن اين حركت يك مدار اسيلاتور مبناي زماني به كمك دو مونواستابل سيگنالي با زمان تناوب قابل تنظيم را متناوبا به مدار  دو رله مي دهد كه اين رله ها موتورهاي پاي چپ و راست ادم آهني را قطع و وصل مي كنند و باعث راه رفتن آن مي شوند . در دست آدم آهني وسيله اي است كه تعادل وي را در هنگام راه رفتن حفظ مي كند .

به محض اينكه در سر راه خود به مانعي برخورد كند يك مدار زماني به كار افتاده و موقتا موتور مربوط به اهرم تصادم كرده با مانع را از مدار خارج مي كند . سپس آدم آهني نيم دور مي چرخد و اگر ديگر مانعي سر راهش وجود نداشته باشد به راه خود ادامه مي دهد . علاوه بر اينها آدم آهني ما جذابيت هاي ديگري هم دارد از جمله اينكه دو عدد ديود نوراني در محل چشمهايش متناوبا روشن و خاموش مي شوند و ديگر سيستم صوتي اين آدمك است كه به صورت دو تون صوتي با صداي بيپ – بيپ مي باشد . اما محسنات اين دوست ما به همين چند مورد ختم نمي شود و علاوه بر اينها به خاطر تشخيص امواج مادون قرمز وي قادر است فقط روي راهي كه ما برايش مشخص كرده ايم حركت كند ( در واقع اين يك ربات تعقيب خط ساده است ) . مي توانيم اين راه را با چسباندن يك روبان مشكي روي يك زمينه سفيد برايش مشخص كنيم .

عملكرد دستگاه :

الف – منبع تغذيه :

مدارهاي فرمان بوسيله يك باطري 9 ولتي تغذيه مي شوند . حداكثر جرياني كه از اين باطري كشيده مي شود بين 50 تا 60 ميلي امپر است .

اسيلاتور مبناي زماني :

گيت هاي شماره 1 و 2 آي سي 1 بصورت مولتي ويبراتور آستابل مونتاژ شده اند و زمان تناوب آن بوسيله پتانسيومتر A1 قابل تنظيم است . به كمك فرمول زير مي توان زمان تناوب اين سيگنال را محاسبه نمود :

T=1.4(R1+A1)C7

مدار فرمان حركت :

پالس هاي خروجي از مدار اسيلاتور مبناي زماني به دو شاخه تقسيم مي شوند يك شاخه مستقيما به ورودي يك مدار مونواستابل اعمال مي شود و ديگري با گذشتن از يك گيت NAND ( معكوس شده ) ، ورودي مونواستابل ديگري را تغذيه مي كند . هر يك از اين دو مونواستابل بر حسب پالس هاي ورودي خود سيگنال هايي با زمان تناوب معين كه با پتانسيومتر هاي A2 , A3  قابل تنظيم است توليد مي كنند . زمان تناوب اين پالس ها از فرمول t=0.7(R3+A3) به دست مي آيد . اگر A2 , A3 د رحالت وسط قرار گرفته باشند زمان تناوب پالس ها در حدود 5/0 تا 4/0 ثانيه است .

مدار فرمان رله ها :

پالس هاي مثبت خروجي از اين دو مونوستابل ترانزيستور هاي T1 , T2 را هادي مي كنند كه آنها هم به نوبه ي خود رله هاي مربوط به موتورهاي چپ و راست آدم آهني را بكار مي اندازند . توسط پتانسيومتر A1 مي توان تعداد قدم هاي آدم آهني را در واحد زمان تنظيم كرد و پتانسيومتر هاي A2 , A3  طول قدم هاي او را معين مي كنند . مقاومت داخلي رله ها حدود 250 اهم مي باشد . اگر رله هاي ديگري با مشخصات ديگر بكار ببريد بايد مقاومت هاي R14 . R15 را مطابق فرمول زير تعيين كنيد :

R14 = R15 = 3R/6 = R/2

R  مقاومت داخلي رله است .

 

مدار تشخيص مانع :

عنصر اصلي اين مدار يك ميكروسوئيچ است كه به محض برخورد با مانع وصل مي شود و باعث اعمال پتانسيل مثبت به ورودي مونواستابل ساخته شده با گيت هاي 3 و 4 IC1 مي شود . بنابراين با بسته شدن ميكروسوئيچ خروجي اين مونواستابل به مدت حدود 15 ثانيه در وضعيت 1 مي ماند كه اين مدت براي چرخيدن آدم آهني و تغيير مسير آن كافي است . خروجي اين مونوستابل از طريق دو عدد گيت AND به مدار فرمان حركت ارتباط دارد . بدين ترتيب اگر فرض كنيم آدم آهني به خاطر برخورد با مانع با پاي چپ در حال چرخيدن به طرف راست باشد مونوستابل مربوط به اين عمل به مدت 15 ثانيه مونوستابل مدار فرمان حركت موتور راست را در حالت غير فعال نگه مي دارد و اين مدت آدم آهني نيم دور مي چرخد و بعد از آن به حركت خود به طور عادي ادامه مي دهد .

با اعمال يك پالس مثبت به نقطه ي CEX مي توان مونوستابل چرخش را از فعاليت باز داشت . اين نقطه جهت فرمان از دور در نظر گرفته شده است كه مي توان در صورت تمايل به مونتاژ اضافه كرد .

مدارات نوري :

گيت هاي 1 و 2 آي سي 3 بصورت مولتي ويبراتور آستابل مونتاژ شده است . در خروجي آن مولتي ويبراتور پالس هايي با طول حدود نيم ثانيه وجود دارد . اين پالس ها به دو شاخه تقسيم مي شوند . يك شاخه مستقيما بيس ترانزيستور T4 را از طريق R18 تغذيه مي كند و شاخه ديگر از طريق يك عدد گيت NAND معكوس شده و بيس ترانزيستور T3 را از طريق R17 تغذيه مي كند . سر راه كلكنور هر دو ترانزيستور ديودهاي نوراني L1, L2  قرار گرفته اند كه به دليل معكوس بودن پالس هاي اعمال شده به دو ترانزيستور متناوبا روشن و خاموش مي شوند . اين ديودها به منزله دو چشم آدم آهني مي باشد .

مدارات صوتي :

به كمك يك آي سي 555 كه همه با آن آشنا هستيد آدم آهني ما ناطق مي شود . اين آي سي به كمك دو گيت 1و 2 IC4   دو فركانس صوتي مي سازد كه در حقيقت از مدار نوري فرمان مي گيرد و همزمان با روشن و خاموش شدن ديودهاي نوراني دو فركانس صوتي كوتاه مدت توليد مي شود كه به آد م آهني روح و جلوه ي بيش تري مي بخشد . كليد آدم آهني روح و جلوه ي بيش تري مي بخشد . كليد 12 به منظور خاموش كردن صوت دستگاه در نظر گرفته شده است .

مدار هدايت اتوماتيك :

همانطور كه قبلا گفته شد مسير حركت آدم اهني را بوسيله يك روبان سفيد روي يك زمينه ي سياه مشخص مي كنيم . در هر طرف اين آدمك يك ديود فرستنده ي امواج مادون قرمز و يك ترانزيستور نوري بعنوان گيرنده قرار دارد . بديهي است كه روبان سفيد امواج ارسالي را با درصد بيشتري منعكس مي كند و برگشت نور از سطح سياه تقريبا صفر است . در اينجا به ذكر اين نكته بسنده مي كنيم كه اگرهر جفت عناصر گيرنده و فرستنده چند ميليمتر بالاي سطح سفيد مثلا يك صفحه كاغذ سفيد قرار گرفته باشند روي اميتر T5 ولتاژي بين 7 تا 8 ولت ظاهر مي شود در صورتي كه با همين شرايط روي يك زمينه سياه اين ولتاژ تقريبا صفر است.

 

ساخت مدار هدايت اتوماتيك :

عناصر اصلي اين مدار دو عدد آي سي معمولي 741 مي باشد . فرض كنيم كه هر دو جفت عناصر گيرنده و فرستنده در هر دو طرف مسير روي سطح روشن باشند . بهمين جهت اميتر T5, T6 پتانسيلي بالاتر از حالت زمينه ي مشكي دارا بوده و به خاطر مقاومت هاي تقسيم كننده R29 , R31 از طرفي و R30 و R32 از طرف ديگر +Ue->Ue  خروجي هر دو آي سي وضعيت صفر منطقي را دارا هستند .

اما اگر مسير حركت انحرافي داشته باشد ، عناصر گيرنده و فرستنده ي يك پهلوي آدمك با زمينه ي سياه روبرو شده و Ue+>Ue- خواهد شد و خروجي آي سي مربوط به همان طرف وضعيت 1 را پيدا كرده و از طريق ديودهاي D3 , D4 مونواستابل مربوط به طرف مقابل را موقتا از تحرك باز داشته وموتور مربوطه خاموش مي شود و در نتيجه آدمك در جهت انحراف تغيير مسير مي دهد .

 

مدار موتورها :

موتورها با 5/4  ولت يعني 3 عدد باطري علمي 5/1 ولتي كار مي كنند . با اتصال هر يك از رله هاي راست يا چپ موتور مربوطه مستقيما توسط اين باطري ها تغذيه مي شوند . مصرف اين موتورها حدود 400 تا 500 ميلي آمپر است .

ادامه دارد ....

 

                                                           

                                                           



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5827583

نظرات

 

عنوان :  

 

 

كنترل از طريق برق شهر

در اين طرح با استفاده از يك دستگاه كنترل مركزي مي توان به چهار دستگاه گيرنده براي روشن و خاموش كردن دستگاه هاي الكتريكي كه مستقيما از طريق برق شهر تغذيه مي گردند فرمان داده سيگنال هاي فرمان كه توسط يك اسيلاتور ساخته مي شوند از طريق خطوط برق به دستگاه گيرنده مي رسند و از طريق يك رله 10 آمپر قادر به كنترل دستگاه هايي با توان 2000 وات  ميباشد . اين دستگاه درابتدا براي راه اندازي وسايل الكتريكي از طريق كامپيوترهاي خانگي ( نظير سينكلر آتاري ...) و بدون نياز به سيم كشي هاي اضافه ساخته شده ولي از آن مي توان بصورت يك فرمان از راه دور معمولي و بدون استفاده از كامپيوتر نيز استفاده كرد. نكاتي كه بايد به آن توجه داشت :

1-    اين دستگاه براي استفاده در فواصل طولاني مناسب نيست و در محدوده يك منزل معمولي برد دارد .

2-    فاز برق دستگاه هاي كنترل مركزي و گيرنده ها بايد مشابه باشد .

3-  طرح اصلي اين دستگاه بر مبناي استفاده از سيم كشي سه رشته اي ( سيستم اروپايي ) كه داراي  سيم زمين جداگانه اي هستند مي باشد . بنابراين در ايران كه اين نوع سيم كشي معمول نيست بايد دقت و توجه بيشتري در ساخت و استفاده از اين دستگاه مبذول داشت تا احتمال خطر برق گرفتگي به صفر برسد . شماي بلوكي اين دستگاه در شكل 1 ديده مي شود كه شامل قسمت كنترل مركزي و يك دستگاه از چهار دستگاه گيرنده مي باشد . قسمت فرستنده كنترل مركزي شامل يك اسيلاتور استكه محدوده فركانس نوسان آن حدود 200 كيلو هرتز است و بطور عادي در حالت خاموش است ولي مي تواند توسط يكي از چهار كليد الكترونيكي روشن گردد ، هر يك ازاين كليدها فركانس خاصي را براي اسيلاتور مشخص ميكند وچون هر يك از چهار گيرنده تنها به يكي از اين فركانس ها حساس است ، دستگاه مورد نظر روشن مي گردد بدون آنكه در بقيه تأثيري داشته باشد . گيرنده ها قادر به دريافت و واكنش به پالس ها يي به كوتاهي تا 5/0 ثانيه هستند با هر پالس يكبار تغيير وضعيت در طريق نول به خطوط برق وارد مي شود . ورودي هر گيرنده شامل يك فيلتر كه يك ترانسفورمر است براي كاهش نويز همراه سيگنال و نيز افزايش امپدانس و ولتاژ و تطبيق امپدانس با طبقه بعدي است .

طبقه بعدي يك (PHASE LOCKEDLOOP)=PLL مدار قفل كننده فاز است كه تا حدودي مدار پيچيده اي محسوب مي شود . شكل 2 شماي بلوكي آي سي PLL است كه در اين مدار از NE567 فيلتر پايين گذر و اسيلاتوري است كه فركانس CCO = (CURRENT CONTROLLED OSC )  مقايسه كننده فاز خروجي CCO را با ورودي IC  مقايسه مي كند . اگر فركانس CCO  كمتر از فركانس ورودي يا فاز آن عقب تر از فاز ورودي يا فاز آن جلوتر باشد برعكس عمل خواهد شد تا جايي كه فاز و فركانس CCO نظير سيگنال ورودي گردد و اين حالت را اصطلاحا قفل كردن PLL مي نامند . NE567 در محدوده بسيار باريكي از فركانس ورودي (5%مثبت و منفي ) قادر به قفل كردن است به همين خاطر هم مي تواند درحوالي چندين فركانس مختلف تنها روي يكي از فركانس ها تنظيم گردد و نسبت به بقيه بي اثر باشد . فيلتر پايين گذر براي يكنواخت نمودن  خروجي مقايسه كننده  فاز است تا جريان كنترل نسبتا ثابتي را براي CCO فراهم آورد .

سيگنال ورودي و خروجي CCO در يك طبقه ديگر بنام مقايسه فاز QUADRATURE  مقايسه مي شود. اين بخش كه در واقع يك سوئيچ الكترونيكي است تنها در لحظاتي به ورودي اجازه عبور مي دهد كه سيگنال CCO با لبه مثبت اغاز به كار كرده باشد . خروجي اين بخش بشدت تضعيف مي شود و اگر اختلاف فاز 180 درجه باشد، خروجي هم صفر خواهد شد . ولي اگر اختلاف فازي نداشته باشيم سيگنال ورودي بصورت يكسو شده نيم موج در خروجي ظاهر خواهد شد و بعد از صاف شدن ولتاژ مثبتي را پديد مي آورد كه با يك ولتاژ مرجع V.REF مقايسه مي شود و نتيجه آن مي تواند يك ترانزيستور PNP را كه بعنوان خروجي اين آي – سي بكار مي رود به راه بياندازد .

باز مي گرديم به شكل 1 خروجي  PLL از طريق يك فيلتر( براي گرفتن اغتشاشات ناشي از تغيير ناگهاني جريان برق كه ممكن است در خروجي PLL  نيز ظاهر شود ) به يك فيليپ فلاپ تقسيم بر دو رفته است . بطوريكه بعد از هر بار كه خروجي PLL يك پالس منفي ( نشانه قفل شدن PLL) توليد مي كند ، اين فيليپ فلاپ هم تغيير وضعيت مي دهد و مي تواند يك رله را بكار يا از كار بياندازد و نهايتا دستگاه مورد نظر را روشن يا خاموش كند .

مدار فرستنده كنترل مركزي :

اين مدار  از طريق ولتاژ 5/7 ولت غير رگوله تغذيه مي گردد . خروجي آي سي 555 ( كه بصورت يك نوسان ساز عمل مي كند ) از طريق  C12  به نول برق شهر كوپل شده است . مقاومت R6 و يكي از چهار مقاومت 7-9-11-13 كه از طريق سوئيچ الكتريكي انتخاب مي شوند . اين سوئيچ خود از مجموع دو ترانزيستور (6-2) و (3-7) و (4-8) و (5-9) تشكيل شده است . علت استفاده از تركيب دو ترانزيستور ( با توجه به بهره زيادي كه به اين صورت پيدا ميكنند ) اينست كه فركانس خروجي كاملا از تغييرات جريان هاي ورودي كه توسط اين درايوها پيش مي آيد مصون باشد . براي راه اندازي اين سوئيچ ها  توسط كامپيوتر از IC5  كه يك عايق ساز فوري است استفاده شده بطوريكه با اعمال ولتاژ مثبتي به هر يك از پايه هاي 8-5-4-1 يك LED مادون قرمز در درون آي سي روشن مي شود و به يك ترانزيستور نوري كه خروجي آن پايه هاي 16-13-12-9 مي باشد مي تابد و از اين طريق سوئيچ الكترونيك عمل ميكند ( هر بار تنها يكي از سوئيچ ها بايد عمل كند ) .

مدار گيرنده :

مدار گيرنده كه تغذيه آن از دو بخش رگوله 5 ولت براي PLL ( حداكثر ولتاژ كارش 10 ولت است ) و 12 ولت غير رگوله براي بخش هاي ديگر تشكيل يافته است . ولتاژ رگوله توسط IC1 تأمين مي شود . سيگنالي كه از طريق نول براي گيرنده مي رسد با خازن C1 به اوليه فيلتر و ترانسفورمر T2 مي رسد . T2 يك  ترانسفورمر 455 كيلوهرتز مربوط به آخرين طبقه IF است كه در اين جا بطور معكوس از آن استفاده شده و در واقع سيگنال ورودي به سيم پيچ ثانويه آن داده شده است . خازن C5 فركانس تشديد T2 را به حدود 200 كيلوهرتز كاهش مي دهد . C6 خازن كوپلاژ IC2 20 ميلي ولت بايد باشد كه خروجي T2 به اندازه كافي براي آن زياد هست . VR1 , R1 , C7  براي مشخص كردن فركانس كار CCO بكار مي رود . با VR1 فركانس اين اسيلاتور را به حد فركانس ورودي آي – سي ( يكي از 4 فركانس فرستنده  اصلي ) مي رسانند C8 خازن باي پاس است و C9 خازن صاف كننده در مدار سوئيچينگ است R2 نيز بار ترانزيستور خروجي PLL محسوب مي شود .C10 و R3 نيز بعنوان آخرين مراحل تضعيف نويز و اغتشاش در سيستم بكار مي رود .

IC3 كه يك تقسيم كننده چهارده مرحله اي است در اين جا تنها از اولين طبقه آن و بعنوان يك فيليپ فلاپ استفاده مي شود . C11 و R4 بعنوان ريست (RESET) خودكار مدار در لحظه روشن كردن دستگاه بكار مي رود . TR1 براي راه اندازي رله است و D3 نيز ديود محافظ است . رله RLA براي قطع و وصل فاز بكار مي رود .

سيگنال هايي كه براي راه اندازي سيستم بكار مي رود نبايد كوتاه تر از 0/5  ثانيه باشد . در هنگام تنظيم هر گيرنده VR1 را به آرامي مي چرخانيم تا جايي كه رله براحتي با قطع و وصل شدن سيگنال عمل كند . بطور معمول T2 احتياج به تنظيم ندارد اما اگر لازم باشد ، مي توان تا حدودي تنظيم را با آن انجام داد .

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5822775

نظرات

 

عنوان :  

 

 

چشم الكترونيك

 

 

دستگاهي كه هم اكنون به شرح آن مي پردازيم يك چشم الكترونيك غير قابل رؤيت با اشعه مادون قرمز است كه مي تواند فاصله ي بين 10 الي 15 متر مانع ايجاد كند . هر گونه انقطاعي كه در اين مانع ايجاد شود و موجب بكار افتادن دستگاه بطور خودكار ميشود . استفاده ا زاين دستگاه براي محافظت هر آنچه كه ايجاب مي كند تا از دسترس فرد در امان باشد ضروري و منطقي است . از اين مانع قابل اطمينان مي توان جهت مغازه ها ، مناطق ممنوعه خطر ناك و يا انبارهاي كالا و همچنين حفاظت اپراتورهاي دستگاههائي نظير گيوتين پرس و ... د رمقابل اتفاقات غير قابل پيش بيني استفاده نمود .

 

اصول كار :

اشعه مادون قرمز :

اين اشعه كه در تمام شعاعهاي نوري وجود دارد داراي طول  موج 950 نانومتر ( هر نانومتر برابر يك ميلياردم متر ) مي باشد . اشعه فوق در پرتوهاي  حرارتي نيز وجود دارد . براي توليد آن ميتوان از ديودهاي مادون قرمز استفاده نمود ، كه در اين صورت براي بدست آوردن انرژي كافي تغذيه مداوم آنها الزامي است . در صنعت براي اين منظور از پالس هاي ضربه اي استفاده مي كنند ، بدين ترتيب كه ديود را براي زمان كوتاهي تحت ولتاژي با فركانس ده ها كيلوهرتز قرار ميدهند . با اين روش ، ديود در مدت اعمال ولتاژ پرتوي دقيق و قوي منتشر مي كند .

اصول كار دستگاه:

در اميتر پاس فرمان با فركانس پائيني بوجود مي آيد كه پس از تقويت به سوي ديودها رفته و آنها را آماده انتشار ميسازد . اشعه ي تابشي سپس توسط فتوديود دريافت شده و تقويت ميگردد . مجموعه ي اين سيگنال ها حالت هاي منطقي بالا يا پائين را براي تابش يا قطع اشعه ي مادون قرمز بوجود مي آورند .

با روشن شدن دستگاه عملكرد آن آغاز مي شود بدون اينكه عنصر اعلام خطر را بكار اندازد . با قطع اشعه رله خروجي بايد تا مدتي بسته باشد كه اعلام خطر بطور متوالي صورت گيرد و لذا در اين مدت بايد قابل تنظيم باشد . هنگامي كه اشعه قطع مي شود پاس ايجاد شده و يك LED روشن ميشود . يك LED  ديگر با روشن شدنش اجراي حكم و يا به عبارت ديگر عمل رله را نشان مي دهد . بديهي است كه براي عملكرد در دستگاه بيك كليد نياز است .

طرز كار :

تغذيه :

يك ترانسفورماتور كاهنده ولتاژ برق شهر را تا 12 ولت پائين آورده و سپس توسط يك پل ديود به موج يك طرفه تبديل مي شود . خازن C1 , C2 براي حذف پارازيت هاي برق شهر تعبيه شده اند . خازن C3 اولين صافي را تشكيل ميدهد . ترانزيستور توان متوسط T1 براي تثبيت ولتاژ كار گرفته شده است . ديود زنري كه در بيس اين ترانزيستور قرار گرفته موجب ميشود كه ولتاژ اميتر آن در سطح ثابت 5/9 ولت باقي بماند . خازن هاي C4 و C5 تغييرات احتمالي را صاف مي كند .

توليد پالسهاي فركانس پائين :

در اين قسمت در مورد اجزائي صحبت مي كنيم كه با آنها آشنائي كامل داريد مثل آي سي 555 . با در نظر گرفتن مقادير R2 , R3  و نيز خازن C6 ملاحضه خواهيد كرد كه زمان تناوب پالس هاي بدست آمده در خروجي شماره 3 از IC1 برابر 50 ميلي ثانيه مي باشد كه با فركانس 20 هرتز مطابقت دارد .

تقويت سيگنال و انتشار اشعه :

پالس هاي ايجاد شده در قسمت فوق الذكر به دو ترانزيستور T2 , T3 كه بصورت درالينگتون بيكديگر متصل شده اند وارد شده و پس از تقويت وارد ديودهاي مادون قرمز سري واقع در كلكتور ترانزيستور ها مي شوند .

ديودهاي مادون قرمز اين دستگاه براي انعكاس ، تمركز و گسترش بهتر اشعه به شلجمي هاي كوچكتر مجهز شده اند از اين منعكس كننده ها نمي توان صرفنظر نمود زيرا برد اشعه بدون استفاده از انها از 5 تا 7 متر تجاوز نمي كند .

دريافت و تقويت پالس ها :

راندمان دريافت يك فتوديود هنگامي به حداكثر خود مي رسد كه اشعه تابشي عمودي به آن تابيده شده باشد .

ترانزيستورهاي T4 , T5  دو طبقه پيش تقويت كننده هستند كه توسط مدار R7 و C10  به ولتاژ تغذيه متصل شده اند پس از تقويت از ترانزيستور T6 , T7  وارد ترانزيستور T8 كه از نوع PNP است ميشود .

ارتعاشات جديد در كلكتور اين ترانزيستور ظاهر مي گردد . حضور خازن C21 موجب ميشود فركانس 20 كيلوهرتز در A بوجود آيد كه در برابر فركانس پائين اميتر ناچيز است .

انتگرال گيري پالس ها :

گيت هاي نور شماره 1 و 2 از IC3 بصورت مولتي ويبراتور مونوستابل سوار شده اند بين دو پالس متوالي فرمان ورودي گيت شماره 1 و خروجي گيت شماره 2 در حالت پائين قرار دارند . خروجي گيت 1 و ورودي هاي گيت 2 در حالت بالا قرار ميگيرند . خازن C22 تخليه ميشود .

همچنين وروديهاي گيت 2 نيز در حالت بالا قرار مي گيرند و عمل C22 در لحظات اول همانند اتصال كوتاه  است . وقتي پالس فرمان قطع شد خروجي اين گيت به حالت پائين مي رود . خازن C22 از طريق R29  آنقدر شارژ مي شود تا به ولتاژ مثبت تغذيه گيت 2 برسد .

خروجي گيت 1 از سطح منطقي 1 عبور كرده و C22 خالي مي شود . بطريقي كه دستگاه براي دريافت پالس بعدي فرمان آماده شود . طول مدت زمان پالس خروجي با حاصلضرب R29*C22 مطابقت دارد . نتيجه اين عمل بايد زماني بين 25 تا 30 ميلي ثانيه باشد يعني اين مقدار همواره بايد زير 50 ميلي ثانيه قرار بگيرد .

اين پالس هاي طولاني خازن C23 را از طريق R30 , D2 شارژ مي كنند . با ظاهر شدن قسمت هاي منفي پالس ها خازن C23 به دليل وجود ديود D2 از طريق R30  تخليه ميشود . مقاومت R30  در ارتباط با مقاومت R31  عمل كنترل جريان شارژ C23 را داشته و يك تقسيم كننده ولتاژ را بوجود مي آورند . و همچنين در ورودي شماره 1 از گيت NOR شماره 3 از IC4 بطور دائم و يكسان براي مدت زيادي حالت بالا وجود داشته و باعث ميگردد كه فتو ديود تحت تأثير اشعه مادون قرمز قرار گيرد .

هدايت T9 موجب روشن شدن يك LED شده و دريافت سيگنال را نشان ميدهد . در حالت قطع اشعه باريك مادون قرمز ، ورودي شماره 9 گيت سوم NOR در حالت بالا قرار گرفته و L1 خاموش ميشود .

تنظيم زمان T1:

از هنگامي كه دستگاه تحت ولتاژ قرار ميگيرد خازن C24 از طريق R33 تا آنجا شارژ ميشود كه ورودي هاي گيت سوم NOR از IC4 كه اولين لحضات در حالت پائين قرار داشتند ، به حالت بالا ميروند . خروجي اين گيت به مولتي ويبراتور مونوستابل متشكل از گيت هاي NOR سوم و چهارم از IC3 فرمان ميدهد . مدت زمان پالس خروجي توسط پتانسيومتر A1 از چند دهم ثانيه تا 25 ثانيه قابل تنظيم است .

با قطع شدن اشعه مادون قرمز در خروجي گيت NOR سوم از IC4 يك ظاهر ميشود . اين خروجي به ورودي يك مولتي ويبراتور متشكل از گيت هاي NOR شماره 1 و 2 از IC4 متصل مي گردد .

ا زهنگام بروز يك انقطاع در اشعه مادون قرمز يك حالت بالا و روي ورودي مولتي ويبراتور مونوستابل ظاهر ميگردد . طول مدت دوام پالس مثبت با (R37+A2)*C26  متناسب است . اين مقدار مي تواند بازاي مقادير پالس خروجي از گيت هاي NAND شماره 1 و 2 از IC5 كه بصورت اشميت تريگر بسته شده بوجود مي آيد .

هنگاميكه تايمر t2 توسط مولتي ويبراتور مونوستابل تشكيل شده ازگيت هاي يك و دو از IC3 مشاهده ميشود و گيت چهارم از IC6 اين سيگنال ها را معكوس ميكند بطوريكه حالت  هاي قطع اشعه مادون قرمز براي نتيجه ي كار داراي لبه بالا رونده در خروجي گيت باشند و اين كار پس از t2 كه بوسيله پتانسيومتر A2 تنظيم شده است انجام خواهد گرفت .

ادامه دارد ...



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5819891

نظرات

 

عنوان :گيرنده و فرستنده (۳)  

 

 

فرستنده ها و گيرنده ها :

 

انتشار و توزيع امواج :

براي شناخت و فهم كامل مخابرات راديويي ، رادار ، موقعيت كشتي ها و بطور كلي ارتباطات در سيستم هاي الكترونيك مطالعه انتشار و توزيع امواج و آنتن ها اساس كار است .

امواج راديويي يا الكترومغناطيسي كه توسط دستگاههاي فرستنده توليد مي شوند از طريق خطوط مخصوص انتقال ( كابل ، ويوگايد و …) به آنتن داده شده و آنتن اين انرژي را با سرعت سير نور يعني حدود 300000 كيلومتر در ثانيه (186000 مايل در ثانيه ) در فضا منتشر مي كند . يك سيستم كامل از ارتباط اطلاعات از طريق امواج الكترومغناطيس شامل بخشهاي زير مي باشد :

الف – فرستنده Transmitter

ب- خط انتقال Transmission line

ج – آنتن فرستنده Transmitting Antenna

د- محيطي كه موج در آن منتشر مي گردد ( آتمسفر Medium  )

ه – آنتن گيرنده Receiving Antenna

و – خط انتقال ( از آنتن گيرنده به فرستنده )

ز – گيرنده Receiver

يك ارتباط صحيح راديويي بستگي تام به قدرت فرستنده ، فاصله بين فرستنده و گيرنده و حساسيت گيرنده دارد . عوارض طبيعي زمين كه بين فرستنده و گيرنده قرار دارند و همچنين توانايي جو ( آتمسفر ) زمين در هدايت اين انرژي الكترومغناطيسي در انتخاب فركانس موثر است . اغتشاشات محيط ( نويز ) و تلفات خطوط انتقال در كيفيت دريافت امواج اثرات نامطلوب دارد . درك صحيح اينگونه عوامل مستلزم تحقيق و بررسي در طبيعت امواج راديويي و عواملي كه در انتشار موثرند مي باشد .امواج راديويي مجموعه اي از بردارهاي الكتريكي و مغناطيسي هستند كه برهم عمود بوده و جهت انتشار نيز عمود بر اين دو مي باشد . از اينجا كاربرد لفظ امواج الكترومغناطيس مشخص مي شود .

 

شدت ميدان :

شدت يك موج راديويي توسط دامنه هاي ميدان هاي الكتريكي و مغناطيسي مشخص مي گردد . اگر يكي از اين اجزاء نباشد ديگري نيز وجود نخواهد داشت . نتيجه ميدانهاي الكتريكي و مغناطيسي ولتاژ جريان است .

هر محيط انتقال داراي امپدانس مشخصه مربوط به خود است كه برابر است با مولفه الكتريكي (ولتاژ) تقسيم بر مولفه مغناطيسي (جريان ) كه معمولا بصورت E/H نشان داده مي شود .

امپدانس مشخصه فضاي آزاد (اتر) برابر 377 اهم است . شدت ميدان يك موج راديويي بر حسب شدت ميدان الكتريكي آن موج بيان مي شود . معمولا شدت ميدان الكتريكي برحسب ولت ، ميلي ولت يا ميكروولت بر متر اندازه گيري مي شود .

اندازه گيري شدت ميدان معمولا با آنتني به ارتفاع معين اندازه گيري يا محاسبه مي شود . عملا اين آزمايش در يك محدوده براي فرستنده بخصوصي انجام ميگيرد و حدود شدت ميدان را رسم ميكنند . هر چند فاصله آنتن گيرنده و فرستنده بيشتر باشد شدت موج ضعيفتر مي باشد . هر گيرنده بسته به حساسيت خود و نوع و ارتفاع آنتن اش به يك حداقل شدت ميدان براي دريافت رضايت بخش سيگنال احتياج دارد .

 

پلاريزاسيون:

معمولا مولفه ميدان الكتريكي يك موج راديويي بعنوان نقطه مرجع تلقي مي شود و چنانكه در بالا هم ذكر شد شدت ميدان نيز بر حسب شدت ميدان الكتريكي اندازه گيري مي شود . همچنين جهت يابي موج در فضا بر حسب جهت حركت موج و سوي ميدان الكتريكي آن در نظر گرفته مي شود . بويژه جهت ميدان الكتريكي يك موج ، پلاريزاسيون موج را نيز تعيين مي كند .

بنابراين اگر خطوط ميدان الكتريكي عمودي باشد ، موج را با پلاريزاسيون عمودي مي گويند و هنگامي كه خطوط ميدان الكتريكي افقي باشد ، موج داراي پلاريزاسيون افقي است . برا ي دريافت حداكثر انرژي از امواج راديويي مي بايد آنتن گيرنده همان جهت مولفه ميدان الكتريكي ( پلاريزاسيون موج ) را داشته باشد . بنابراين براي دريافت حداكثر انرژي از موجي كه داراي پلاريزاسيون عمودي است بايستي يك آنتن قائم ( آنتني كه بر سطح زمين عمود باشد ) نصب نمود و به همين نحو براي اخذ ماكزيمم انرژي از موجي با پلاريزاسيون افقي بايد آنتن افقي باشد ( آنتني به موازات سطح زمين ) . قرار بر آنست كه جهت انتشار موج در هر دو حالت فوق به موازات سطح زمين باشد .

پلاريزاسيون هاي دايروي و بيضوي نيز وجود دارند كه بعلت كمي استفاده از آنها در اينجا بحثي به ميان نمي آوريم .

آنتن ها ي فرستنده ، دو موج اصلي ارائه مي دهند يكي موج زميني (Ground Wave ) كه در امتداد سطح زمين حركت مي كند و ديگري موج آسماني ( Sky Wave ) كه در قسمت هاي بالا  جو منتشر مي گردد .

شدت موج زميني با دور شدن ار آنتن فرستنده كاهش مي يابد در واقع انرژي آن متدرجا توسط زمين جذب مي شود .افت انرژي موج زميني با بالا رفتن فركانس ، افزايش مي يابد و بالاتر از حدود 5/1 مگاهرتز اين افت ها آنقدر زياد مي شوند كه برد فرستنده از 3-5 كيلومتر بيشتر نخواهد بود . البته در انتشار اين امواج روي سطح دريا اين افت ها كم مي باشد و بالنتيجه ارتباط بين كشتي ها و يا كشتي و ايستگاه ساحلي در باندهاي MF , HF به بيش از 150-300 كيلومتر مي رسد .

 

يونسفر :

ارتباطات راه دور در فركانسهاي كمتر از 30 مگاهرتز در اثر خاصيت شكست اين امواج توسط طبقه هايي از اتمسفر بنام يونسفر (Ionosphere ) است . اين طبقه در فاصله حدود 100 تا 300 كيلومتري از سطح زمين قرار دارد و شامل الكترون و يون به اندازه اي است كه براي تغيير جهت انتشار امواج كافي باشد .

تعداد يونهاي اين طبقه بستگي تام به تشعشع ماورابنفش خورشيد دارد . بنابراين ، اين خاصيت طبقه يونسفر در شب و روز متفاوت خواهد بود .

طبقات يونسفر :

يونسفر طبقات مختلف دارد . نزديكترين طبقه يونسفر به زمين بنام لايه E معروف است . اين لايه توانايي دارد كه فقط در حضور تابش آفتاب امواج راديويي را منعكس كند به عبارت ديگر مقدار يونيزاسيون آن در ظهر حداكثر است .

در ساعاتي از روز لايه ديگري بنام " لايه D" وجود دارد كه مقدار يونيزاسيون آن بستگي به ارتفاع خورشيد دارد. انرژي موج در دو باند آماتوري 8/1 و 5/3 مگاهرتز تقريبا "تماماً " توسط اين لايه جذب مي گرد. فقط تشعشعي كه با حداكثر زاويه صورت مي گيرد مي تواند ازاين لايه عبور كرده و به لايه E برسد كه توسط اين لايه بطرف زمين برگشت داده مي شود .

بنابراين ارتباطات در اين دو باند در ساعات روز فقط در فواصل كوتاه امكان دارد . محدوده اي كه در ارتباطات راه دور مؤثر است " لايه F" است . ارتفاع اين لايه از سطح زمين در شب 280 كيلومتر است . در روز اين لايه به دو لايه F1 ,F2  تقسيم مي شود . لايه F2 دراراي بالاترين فركانس بحراني است و در مخابرات راه دور از آن استفاده مي شود .

حال كمي در خصوص انتشار امواج در فركانسهاي مختلف بحث مي كنيم :

الف – امواج هزار متري ( موج بلند ) :

باند امواج هزار متري كه در اروپا براي پخش برنامه هاي راديويي استفاده مي شود از 150 تا 285 كيلوهرتز گسترده است . در اكثر قسمتهاي جهان اين باند براي پخش برنامه هاي راديويي مورد استفاده قرار مي گيرد . برد يك فرستنده پر قدرت راديويي در اين باند ممكن است به 200 كيلومتر برسد .

ب- امواج صد متري ( موج متوسط ) :

باند اين امواج از 525 تا 1605 كيلوهرتز است و اختصاص به پخش برنامه هاي راديويي دارد . برد فرستنده ها در اين باند بطور قابل توجهي در روز و شب تغيير مي كند . باند آماتوري 8/1 مگاهرتز در اين محدوده است كه برد آن در روز حداقل 80 كيلومتر است . در شب هاي زمستان اين برد به صدها كيلومتر مي رسد .

ج – امواج ده متري ( موج كوتاه ) :

اين باند از 3/2 مگاهرتز (130 هرتز ) تا 1/26 مگاهرتز (11متر) گسترده است . باندهاي فركانسي در محدود 3/2 تا 06/5 مگاهرتز اختصاص به پخش راديويي فرستنده هاي محلي دارد . فركانسهاي محدوده 05/6 مگاهرتز تا 1/26 مگاهرتز براي پخش راديويي فواصل دور و بسيار دور منظور شده اند . گرفتن امواج ده متري كاملا وابسته به موج آسماني است زيرا در اين باندهاي فركانس موج زميني بسيار سريع تضعيف مي شود و تا چند كيلومتر بيشتر از محل فرستنده گسترش نمي يابد .

باند آماتوري 5/3 مگاهرتز در اين محدوده براي   فواصل كمتر از 300 كيلومتر استفاده مي شود ( در روز ).باند آماتوري 7 مگاهرتز مشخصه اي شبيه باند 5/3 مگاهرتز دارد با اين تفاوت كه برد آن خيلي بيشتر است . باند 14 مگاهرتز برا ي فواصل خيلي دور استفاده مي شود . باند  آماتوري 21 مگاهرتز نيز در اين محدوده قرار دارد .

د- امواج متري ( وي – اچ – اف ):

فركانسهاي مورد استفاده در اين باند در قسمتهاي مختلف جهان بين 5/65 تا 108 مگاهرتز تغيير مي كند . در بيشتر كشورهاي اروپاي غربي از 5/87 تا 100 مگاهرتز است و در كشورهاي اروپاي شرقي و روسيه از 5/65 تا 5/72 مگاهرتز مي باشد .

انتشار سيگنالهاي VHF با اموج فركانسهاي پايين تر متفاوت است . اين امواج مستقيما از آنتن فرستنده به گيرنده انتشار مي يابند و وجود پستي و بلندي ( كوهستانها ) زمين در بردآنها موثر است . در واقع اين امواج از كوهستان ها عبور نمي كند و به اصطلاح گويند بين آنتن گيرنده و فرستنده در اين باند بايد ديد مستقيم وجود داشته باشند .

اين امواج در برخورد با موانع و ساخنمان ها منعكس شده و بدين ترتيب امكان دارد سيگنال از دو يا سه راه مختلف به آنتن گيرنده برسد . در اينصورت چنانچه سيگنال تصويري ( تلويزيون )  باشد ، تصوير تلويزيون سايه دار خواهد بود . چنانچه سيگنال صوتي باشد ، صداي حاصل از گيرنده اعوجاج خواهد داشت . يك راه برطرف يا حداقل كم كردن اين اشكال جابجا كردن  و تغيير جهت آنتن است .

باندهاي آماتوري اين محدوده عبارتند از 50 تا 54 مگاهرتز ، 148-144 مگاهرتز و 200 مگاهرتز . در اين باند محدوده 41 تا 230 مگاهرتز به امواج تلويزيوني اختصاص يافته است  . براي سهولت مراجعه به زوج فركانس تصوير  و صدا كه توسط هر فرستنده ي تلويزيوني مورد استفاده قرار گرفته ، باندهاي تلويزيون به "كانال" تقسيم شده كه هر كانال بوسيله ي عدد يا حرف مشخص مي شود . در اين باند روش مخصوصي براي ارسال علائم ( سيگنال ) مورد استفاده قرار مي گيرد كه همان " مدولاسيون فركانس " (FM) مي باشد . اين روش ارسال از نظر جريانهاي مزاحم مصونيت بيشتري را تأمين ميكند و مي تواند صداي بهتر از " مدولاسيون دامنه " (AM) ، كه در باندهاي ديگر بكار مي رود ، ايجاد كند .

يك فرستنده قوي  تلويزيون با دكل بلند آنتن مي تواند 80 كيلومتر برد داشته باشد ، اما چون اين برد تقريبا محدود به ديد مستقيم (Line of sight ) بين آنتن فرستنده و آنتن گيرنده است ، احتمال دارد در اثر وجود موانع طبيعي ( مثل كوه ) كاهش پيدا كند .

البته جالب توجه است كه بدانيد در اين محدوده فركانسي ، علائم مي توانند در فواصلي خيلي دور از منطقه كار خود منتشر گردند و شدت امواج نيز بحدي باشد كه گرفتن آنها توسط گيرنده ممكن باشد . اين شرايط معمولا وقتي ايجاد مي شود كه شرايط جوي بنحوي باشد كه امواج بتوانند در منطقه بالاي جو كه بنام "تروپسفر " شناخته شده منتشر شوند . اين پديده ي بخصوص تحت شرايط غير عادي يونسفر ، وقتي كه قعاليت لكه هاي خورشيد با بالاترين ميزان خود مي رسد ، بوجود مي آيد .

 

ه – امواج دسيمتري ( يو- اچ – اف ):

انتشار سيگنالهاي اين باند شبيه انتشار باند VHF ميباشد . آنتن فرستنده علائم مستقيما بطرف آنتن گيرنده مي فرستد . اين امواج آسانتر از امواج متري بوسيله موانعي چون تپه ها قطع مي شوند و با عبور از ساختمان ها و جنگلها تضعيف مي گردند . همچنين اين امواج به سادگي در برخورد با موانع منعكس مي شوند . آنتن ها ي گيرنده در اين باند جهت دار هستند . در پايان خلاصه اي از مشخصات انتشار امواج الكترومغناطيس در زير آورده مي شود .

باند

فركانس (طول موج )

كاربرد

فركانسهاي خيلي پائين (VHF)

20-30 كيلوهرتز

(10000-20000 متر )

فرستنده هاي برد زياد مخابرات

فركانسهاي پايين (LF)

30-300 كيلوهرتز ( 10000-1000 متر )

فرستنده هاي با برد زياد ( دريايي – هوانوردي )

فركانسهاي متوسط (MF)

300-3000 كيلوهرتز (1000-100 متر )

سخن پراكني ، پليس ، مكالمات هواپيما ، كشتي ها

فركانسهاي بالا (HF)

3-30 مگاهرتز (100-10 متر )

ارتباطات راه دور

فركانسهاي خيلي بالا ( VHF)

30-300 مگاهرتز (10-1 متر )

تلويزيون اف – ام ، سخن پراكني ، رادار ، هواپيما ، ارتباطات راه نزديك

فركانسهاي خيلي خيلي بالا (UHF)

300-3000 مگاهرتز ( 100-10 سانتيمتر )

تلويزيون ، رادار ، مايكروويو ، ارتباطات راه نزديك

فركانسهاي مافوق بالا (SHF)

3000-30000 مگاهرتز ( 10-1 سانتيمتر )

رادار ، مايكروويو ، ارتباطات راه نزديك



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5790329

نظرات

 

عنوان :فرستنده و گيرنده (۲)  

 

 

فرستنده  و گيرنده مادون قرمز :

 

شايد با كنترل از راه دور مادون قرمز آشنا باشيد . اين سيستم ها در كنترل هاي تلويزيون ، VCD و سيستم هاي صوتي و تصويري ديگر استفاده مي شوند .

همه اين كنترل هاي از راه دور ، مثل همين سيستمي كه در اين مقاله مي آيد ، به خواص يك گروه كوچكي از عناصر نيمه هادي متكي است . اين عناصر نيمه هادي انرژي الكتريكي را به نور مادون قرمز تبديل مي كند يا اينكه انرژي نوراني نور مادون قرمز را به پتانسيل الكتريكي تبديل مي كند .

 

محدوده فركانسي :

همانطور كه مي دانيد نور مادون قرمز در طيف الكترومغناطيس در پائين نور مرئي قرار دارد . تمام اجسام نوراني و درخشنده از خود  مادون قرمز ساطع مي كنند و بزرگترين منبع مادون قرمز  خورشيد است .

همانطور كه ميدانيد ديود داراي يك پيوند PN مي باشد ، هنگامي كه جريان پيشرو در پيوند جاري مي شود ، الكترونها به ناحيه p تزريق شده و با حفره ها تركيب مي گردند . وقتي اين اتفاق مي افتد الكترونها از باند هدايت ( تراز انرژي بالا ) به باند ظرفيت يا والانس ( داراي تراز انرژي پائين ) مي جهند .

اضافه انرژي الكترون در اين عمل به تشعشع الكترومغناطيس تبديل مي شود .اكثر ديودهاي مادون قرمز از ماده آرسنيد گاليوم (GaAs) هستند و طول موج نور منتشر شده توسط آنها در محدوده 800 تا 1000 نانومتر است . در يك گيرنده ماون قرمز نيز از يك ديود بخصوص استفاده مي شود . عملكرد ديود در گيرنده عكس فرستنده است . بعبارت ديگر پيوند نيمه هادي در معرض نور قرار مي گيرد و در نتيجه يك جريان الكتريكي ( جريان فتو الكتريك ) توليد مي شود . در واقع اصابت فوتونها به پيوند سبب صدور بار الكتريكي ميگردد . سيستم هاي مادون قرمز بردكوتاه دارند .

در گيرنده پس از آشكار سازي سيگنال دريافتي يك رله عمل مي كند . رله مي تواند يك سيستم ديگر را راه اندازي كند . موارد استفاده از اين سيستم بسيار است كه  در پايان بدانها اشاره خواهد شد .

 

شماي بلوكي :

شكل 1 شماي بلوكي يك فرستنده – گيرنده ( حلقه ) مادون قرمز را نشان مي دهد . فرستنده شامل يك اسيلاتور ( نوسانگر ) 5 كيلوهرتز و يك ديود مادون قرمز است .

گيرنده نيز شامل يك طبقه تقويت كننده ، يك آشكار ساز سيگنال دريافتي و يك طبقه واسطه جهت رله مي باشد . هنگامي كه ارتباط  فرستنده و گيرنده قطع شود ( شعاع مادون قرمز قطع گردد ) گيرنده با خبر شده و رله عمل مي كند و مدار خارجي متصل شده به رله خاموش يا روشن مي شود .

 

الف – فرستنده :

مدار فرستنده تشكيل مي شود از يك تايمر 555 كه بصورت مولتي ويبراتور آستابل سيم بندي شده است . فركانس اين اسيلاتور ( مولتي ويبراتور ) 5 كيلوهرتز است كه دراثر كار كردن آن ديود مادون قرمز چندين بار خاموش و روشن مي گردد .

استفاده از يك شعاع پالسي ( پالس شده ) چندين مزيت دارد :

1-   مي توان اين شعاع را بصورت رمز در آورد تا گيرنده اين شعاع را از ديگر سيگنالهايي كه به آن مي رسد ( نظير نورهاي الكتريكي محيط ) تميز دهد .

2-   با استفاده از فركانس بالا ، ميتوان از كوپلاژ AC در مدار گيرنده استفاده نمود و بدين ترتيب آن را درمقابل تغييرات آهسته نور محيط ( مثل رسيدن روز به شب و بر عكس ) مصون داشت .

3-     مصرف جريان نيز در فرستنده هاي سيگنال ممتد است .

با پتانسيومتر قابل تنظيم RV1 مي توان فركانس نوسانگر را تغيير داد. اين تغييرات مي تواند در هنگام تنظيم فرستنده و گيرنده انجام شود .

 

ب – گيرنده :

ديود  نوراني يا LED1 ديود گيرنده مادون قرمز است كه توسط R1 بطور معكوس گرايش داده مي شود . وقتي نور مادون قرمز به ديود مي تابد افزايشي در حامل هاي اقليت پيدا شده و بنابراين هدايت ديود بالا مي رود .اين سبب افت ولتاژ در محل اتصال مقاومت R1 و ديود LED1 مي گرد د .

سيگنال حاصل از ديود مادون قرمز توسط خازن C1 به IC1 ( تقويت كننده عملياتي ) كوپله مي شود . وجود خازن C1 ( كوپلاژ AC) سبب مي شود تا مدار در مقابل تغييرات نور محيط و اثرات نور الكتريكي نور الكتريكي و لامپ هاي فلوئورسنت مصون بماند .

IC2   بصورت يك تقويت كننده عمل مي كند . مقاومت هاي R2 و R3 گرايش ورودي را تأمين مي كند . بهره تقويت كننده توسط شبكه R4   و R5  و C2  و تنظيم و مشخص مي گردد .

در فركانسهاي پائين بهره تقويت كننده حدود واحد است . با بالا رفتن فركانس سيگنال ورودي ، امپدانس C2 پائين آمده و در نتيجه بهره تقويت كننده افزايش مي يابد . در فركانس 5 كيلو هرتز ، كه فرستنده عمل مي كند ، بهره اين تقويت كننده چندين هزار مي باشد .

بنابراين وقتي سيگنال فرستاده شده توسط گيرنده دريافت مي شود ، خروجي IC1 يك سيگنال توسط خازن C3 به شبكه دو برابر كننده ولتاژ ( D1 , D2 ) اعمال مي گردد . بدين ترتيب خازن C4 تا حدي شارژ مي شود كه ترانزيستور Q1 روشن شده و رله عمل نمايد .

چنانچه سيگنال ارسالي توسط فرستنده قطع گردد ، خازن C4 از طريق R7 دشارژ شده و رله قطع مي گردد. مقاومت R6  و خازن C5 در سر راه تغذيه IC1 قرار گرفته اند و نوسانات ناگهاني حاصل در تغذيه ( در اثر عملكرد رله ) را حذف مي كنند . ديود D3 كه در دو سر سيم پيچ رله قرار گرفته براي حفاظت ترانزيستور Q1 ميباشد ( در هنگام قطع جريان گذرنده از سيم پيچ رله ولتاژي در دو سر آن توليد مي شود و ديود با وجود اين ولتاژ هادي شده و سيم پيچ را اتصال كوتاه مي كند . بدين صورت ترانزيستور حفاظت مي شود ) .

 

ساخت سيستم :

مدارهاي فرستنده  و گيرنده روي فيبر مدار چاپي مونتاژ مي شوند . در هنگام مونتاژ به پلاريته خازنهاي شيميايي و ديودهاي مادون قرمز توجه كنيد . همچنين توجه داشته باشيد كه ديودهاي مادون قرمز گيرنده و فرستنده را با هم اشتباه نفرمائيد . ديود مادون قرمز گيرنده شفاف است .

 

آزمايش مدار :

 

ولتاژ تغذيه مدار فرستنده 8 تا 9 ولت است . چون تشعشع مادون قرمز نامرئي است كه نمي توان كار كرد فرستنده را با چشم مشاهده كرد . براي تست كار كردن مدار فرستنده مي توان يك گوشي امپدانش بالا را به پايه 3 آي سي 555 متصل كرد . چنانچه اسيلوسكوپ در اختيار داريد نوسان مدار را ميتوان بر صفحه آن مشاهده كرد .

عمل گيرنده را ميتوان با قطع و وصل شدن كنتاكت هاي رله در اثر قطع و وصل شدن شعاع مادون قرمز فرستنده را در مقابل گيرنده قرار دهيد . اگر مدار عمل نكرد قطعات آن را مورد آزمايش قرار دهيد . يك راه ديگر آزمايش مدار گيرنده اين است كه انگشت خيس خود را در پايه 3 آي سي ( محل اتصال R2,R3) قرار دهيد و در اين حال بايد هام بوجود آمده بقدري باشد كه رله عمل كند در غير اين صورت مدار بايد مورد بررسي قرار گيرد . در اين آزمايش خازن C2 بايد با يك خازن 10 ميكروفارادي موازي گردد .

چنانچه ديود گيرنده را در انتهاي لوله كوتاهي قرار دهيد ، مدار جهت دار خواهد شد ، بعبارت ديگر فقط با دريافت نور مادون قرمز از جهت مشخصي عمل خواهد كرد .برد عملي اين سيستم حدود 5/3 متر مي باشد و با تنظيم RV1 مي توان به بيشترين برد ممكن دست يافت .

 

كاربرد :

موارد  استفاده از اين سيستم بسياراست كه به سه مورد مهم آن اشاره مي شود :

1-     دزدگير ( هشدار دهنده ورود افراد غير مجاز ):

فرستنده را در يك طرف در ورودي و گيرنده را در طرف ديگر قرار دهيد . به محض اينكه سد مادون قرمز ( شعاع مادون قرمز ) شكسته شود ( قطع گردد ) رله عمل كرده و آلارمي بصدا در مي آيد .

 

2-     عكسبرداري از حيوانات و ...

در اين مورد سد مادون قرمز را در محل عبور حيوانات قرار دهيد ، رله را به فلاش دوربين متصل نمائيد و شاتر دوربين را باز بگذاريد ، وقتي حيواني از آن محل عبور كند ، سد مادون قرمز قطع شده ، رله عمل كرده ، فلاش روشن شده و عكس گرفته مي شود .

 

و ...

 

شكل 1 – شماي بلوكي فرستنده / گيرنده مادون قرمز . در اثر عبور يك جسم از ميان دو ديود و قطع سد مادون قرمز رله عمل مي كند .

 

                          گيرنده                                                                                   فرستنده

 


نوسانگر 5 كيلوهرتز

رله خروجي  طبقه واسط       آشكار كننده      تقويت كننده   ديود نوري               ديود نوراني

                                                                             مادون قرمز             مادون قرمز



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5788003

نظرات

 

عنوان :فرستنده ها و گيرنده ها (۱)  

 

 

فرستنده ها و گيرنده ها :

 

به علت حجم بالاي مباحث فرستنده ها و گيرنده ها ، اطلاعات در اين مورد طي سلسله مقالاتي ارائه مي شود.

مباحثي كه در اين سلسله مقالات مورد بحث قرار مي گيرند عبارتند از :

  • انتشار و توزيع امواج راديويي .

  • قسمتهاي مختلف فرستنده راديويي.

  • قسمتهاي مختلف گيرنده راديويي .

  • تشريح مدارهاي فرستنده و گيرنده .

 

انتشار و توزيع امواج :

طول موجها و فركانس ها :

 

تعداد فرستنده ها در دنيا بسيار زيادند كه هر كدام براي هدف معيني فعاليت دارند و امواج راديويي پخش مي كنند . اهداف اين فرستنده ها عبارتند از :

-         پخش برنامه هاي راديويي و تلويزيوني .

-         ارتباطات تلفني و تلگرافي .

-         ارتباطات با كشتي ها ، هواپيماها و بطور كلي ارتباطات وسايط نقليه هوايي ، دريايي و زميني .

-         ارتباطات ماهواره اي .

هر فرستنده امواجي كه مي فرستد داراي آهنگ فركانس بخصوصي است و گيرنده براي دريافت آن امواج بايد با آن تطبيق داده شود .

وقتي به صفحه درجه بندي شده يك راديو نگاه مي كنيد به يك سري اعداد بر مي خوريد . اين اعداد يا فركانس را نشان مي دهند و يا طول موج را تعيين مي كنند . فركانس بر حسب كيلو هرتز (khz) يا مگا هرتز (mhz , mc/s) نشان داده شده است . طول موج معمولا بر حسب متر (m) است .

براي مشخص كردن يك فرستنده معمولا طول موج يا فركانس آن را بيان مي كنند مثلا مي گويند اين فرستنده روي رديف 49 متر برنامه پخش مي كند .

هر موج راديويي طول موجي دارد كه به فركانس نيز وابسته است . اگر فركانس داده شود ، طول موج مشخص مي شود و بر عكس . رابطه بين فركانس و طول موج بصورت زير است :

سرعت انتشار = فركانس * طول موج

امواج راديويي از جنس امواج الكترومغناطيسي هستند و امواج الكترومغناطيسي داراي سرعت نور هستند كه برابر است با 300000 كيلومتر در ثانيه .

با توافق بين المللي باندهايي از فركانس به خدمات گوناگون راديويي از جمله پخش راديو و تلويزيون اختصاص داده شده است . حدود باندي كه اكنون براي پخش برنامه هاي راديويي و تلويزيوني بكار مي رود ، در بخشهاي مختلف جهان كمي متفاوت است ، اما همه ي آنها در امواج هزار متري ، صد متري ، متري و دسي متري هستند .

برد حقيقي ايستگاههاي فرستنده ، كه باندهاي مختلف را بكار مي برند ، هم به فركانسشان و هم به قدرت آنها بستگي دارد . همچنين طبيعت، مسير ، درجه اغتشاش ايجاد شده توسط فركانسهاي مجاور فعاليت دارند ، همينطور جريانهاي مزاحمي كه در نتيجه كار انواع  گوناگون دستگاههاي برقي و يا بوسيله خود گيرنده بوجود مي آيند نيز در برد فرستنده مؤثر است .

                                                        



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5783602

نظرات

 

عنوان :  

 

 

 انتقال بي سيم

 
متداولترين روش اتصال كامپيوترها در يك شبكه استفاده از كابل است. كابل‌ها علي‌رغم ساده و ارزان بودن داراي محدوديت‌هايي نيز هستند. مثلاً  نمي‌توان دو دفتر يك شركت را كه در دو نقطه از يك شهر واقع هستند، توسط كابل به هم ارتباط داد. به علاوه استفاده از كابل در بسياري از مواقع دست‌وپا‌گير است.

براي غلبه بر اين محدوديت‌ها در بعضي از شبكه‌ها، از محيط واسطه انتقال راديويي يا  بي‌سيم استفاده مي‌شود. تكنولوژي بي‌سيم به عنوان جايگزين سيستم كابل‌كشي به سرعت در صنعت نرم‌افزار و سخت‌افزار مطرح شده است. در بعضي از شبكه‌ها، از سيستم بي‌سيم براي پشتيباني از شبكه در هنگام آسيب‌ديدگي كابل‌ها استفاده مي‌شود. شبكه‌هايي كه از تكنولوژي بي‌سيم براي ارتباط استفاده مي‌كنند، شبكه‌هاي بي‌سيم‌‌ ‌‌(Wire less) نام دارند.

در شبكه‌هاي بي‌سيم از امواج راديويي به عنوان محيط انتقال استفاده مي‌شود. امواج راديويي مورد استفاده در شبكه‌هاي بي‌سيم را از نظر فركانس به كار رفته به سه گروه تقسيم مي كنند . امواج راديويي، مايكروويو و مادون قرمز.

 

امواج راديويي ‌(Radio Ferequency)

فركانس امواج راديويي‌‌ ‌‌(RF) به كار رفته در شبكه‌هاي بي‌سيم بين محدوده 10 كيلوهرتز تا چند گيگاهرتز قرار مي‌گيرند. امواج‌ ‌RF به‌خودي خود در تمام جهت‌ها منتشر مي‌شوند، اما مي‌توان به كمك آنتن‌هاي ويژه جهت انتشار اين امواج را محدود به يك سمت خاص نمود.

بُرد انتشار امواج راديويي بسيار زياد است ضمن آن كه مي‌توان به كمك دستگاه‌هاي فرستنده - گيرنده
‌‌(
Transceiver
) راديويي، اين امواج را براي ارسال به نقاط دورتر تقويت كرد.
سرعت انتقال داده در سيستم‌هاي راديويي بين ‌‌1 تا‌‌ 11
Mbps است. سيستم راديويي‌ ‌RF مي‌تواند در سيستم‌هاي شبكه‌اي سيار يا Mobile ‌نيز مورد استفاده قرار گيرد.  ارتباطات در اين محدوده نيازي به مجوز ندارند.

 

مايكروويو ‌‌‌(Microwave)

نوع ديگر شبكه‌هاي بي‌سيم از امواج راديويي در باند فركانسي مايكروويو براي محيط انتقال استفاده مي‌كنند. امواج مايكروويو برخلاف امواج‌ ‌RF فقط در يك جهت منتشر مي‌شوند. اين امواج در برابر تداخل حاصل از فعاليت‌هاي الكتريكي اتمسفري نظير رعد و برق بسيار حساس هستند.
در سيستم‌هاي مايكروويو نيز همانند امواج
‌‌RF، سرعت انتقال داده به فركانس سيگنال بستگي داشته و در ناحيه اي بين يك تا ‌‌ده ‌‌ Mbps قرار مي‌گيرد. فركانس سيگنال در سيستم‌هاي مايكروويو بين 4‌‌ تا 14 گيگاهرتز‌  مي‌باشد.

سيستم‌هاي مايكروويو به دو صورت مورد استفاده قرار مي گيرند: سيستم‌هاي زميني و سيستم‌هاي ماهواره‌اي. سيستم‌هاي مايكروويو زميني از آنتن‌هاي بشقابي دوطرفه براي رله امواج استفاده مي‌كنند و بايد داراي مجوز  باشند.

سيستم‌هاي ماهوارهاي مايكروويو از طيف فركانس باند كوتاه استفاده كرده و براي رله آن‌ها از ماهواره ها كمك گرفته مي‌شود.

تضعيف در سيستم هاي راديوي‌ ‌RF و مايكروويو نيز وجود دارد. در اين سيستم‌ها، تضعيف به اندازه آنتن و فركانس سيگنال بستگي دارد.

 

مادون قرمز‌ ‌‌(IR)

نوع سوم شبكه‌هاي بي‌سيم از امواج راديويي در فركانس امواج نور در ناحيه مادون قرمز براي محيط انتقال استفاده مي‌كنند. براي توليد امواج مادون قرمز از ديودهاي نورگسيل‌ ‌(LED) يا ديودهاي ليزري‌ ‌(ILD) استفاده مي‌شود. استفاده از امواج نوري مادون قرمز براي محيط‌هاي سربسته بسيار مناسب است. هزينه تجهيزات اين سيستم به كيفيت مورد استفاده و توليدكننده آن‌ها بستگي دارد.
از آن جايي كه فركانس امواج راديويي در ناحيه مادون قرمز بالا است، سرعت انتقال داده در سيستم‌هاي مادون قرمز نيز بالا بوده و بين ‌‌‌1
Mbps تا‌‌  16Mbps مي‌باشد.

 

 انواع شبكه هاي بي‌سيم

شبكه‌هاي بي‌سيم براساس كاركرد خود مي‌توانند به سه طبقه تقسيم شوند. اين انواع عبارتند از: سيستم‌هاي رايانه‌اي سيار ‌(Mobile Computing)، شبكه‌هاي‌ ‌LAN بي‌سيم يا ‌‌WLAN و شبكه‌هاي محلي توسعه يافته ‌(ELAN) يا Extended LAN .

 شبكه‌هاي ‌رايانه‌اي سيار از واسطه‌هاي عمومي نظير خطوط تلفني براي انتقال داده استفاده مي‌كنند. سرعت انتقال داده در اين روش بين 8 تا 36.6Mbps است .

با استفاده از اين شبكه‌ها كاربران مي‌توانند حين سفر به مبادله نامه‌هاي الكترونيكي و اطلاعات بپردازند. خطوط تلفني تنها محيط‌هاي انتقال اين شبكه‌ها نيستند. در اين شبكه‌ها نيز مي‌توان از سيستم‌هاي راديويي نظير آن چه كه در تلفن‌هاي سيار و تلفن‌هاي ماهواره‌اي به كار مي رود، نيز استفاده كرد.

داده‌ها در شبكه‌هاي ‌‌WLAN همانند شبكه‌هاي ‌ ‌LAN ارسال مي‌شوند. در شبكه‌هاي‌ ‌WLAN يك نقطه مركزي موسوم به نقطه دسترسي مركزي يا‌ ‌Central Access Point به‌كمك تجهيزات فرستنده و گيرنده تمام كامپيوترهاي شبكه را به هم متصل ميكند. در شبكه‌هاي ‌ ‌WLAN از مادون قرمز، ليزر و امواج راديويي براي انتقال داده استفاده مي‌شود.

شبكه‌هاي نوع سوم يا  ‌ELAN با اتصال دو يا چند شبكه ‌ ‌LAN به‌كمك پل يا ‌Bridge هاي بي‌سيم ايجاد مي‌شوند. براي فواصل بيشتر مي‌توان از ‌Bridge‌هاي بي سيم برد بلند استفاده كرد. برد اين پل‌ها حدود 50 كيلومتر است.

در شبكه‌هاي ‌ELAN، داده و صوت با سرعت‌‌ 1.544Mbps انتقال داده مي‌شوند.

 

علت مقبوليت شبكه‌هاي

WLAN 
‌WLAN يا Wireless LAN شبكه‌ محلي‌ بدون‌ كابل‌ است‌ كه‌ همان‌ مزايا و وضعيت‌ تكنولوژي ‌LAN را دارد. شبكه‌هاي‌ محلي‌ بي‌سيم‌ به‌ جاي‌ استفاده‌ از  كابل‌هاي‌ هم‌ محور، به‌ هم‌ تابيده‌ يا فيبرنوري‌ از فركانس‌هاي‌ راديويي‌ (RF)  استفاده‌ مي‌كنند.‌

 شبكه‌هاي‌ بي‌سيم‌ با اتكا به امواج طيف‌ گسترده ‌(Spreed Spectrum) كه‌ حساسيت‌ كمتري‌ نسبت‌ به‌ نويز راديويي‌ و تداخل‌ دارند عمل‌ مي‌كنند. لذا براي‌ انتقال‌ اطلاعات‌  بسيار مناسب‌ مي‌باشند.‌

 
‌ حركت‌ از LAN كابلي‌ به‌ بي‌سيم

 اترنت‌ تكنولوژي‌ حكمفرما در دنياي‌ كابلي‌ است‌ كه‌ توسط‌ سازمان ‌IEEE با استاندارد 802.3 تعريف‌ شده‌ است‌ و يك‌ استاندارد كامل، با سرعت‌ بالا و  قابليت‌ دسترسي‌ گسترده‌ مي‌باشد. اترنت‌ امكان‌ انتقال‌ اطلاعات‌ با سرعت‌ ده‌ مگابيت‌ در ثانيه‌ را دارد و نوع‌ سريع‌تر آن‌ با سرعت‌ صد مگابيت‌ در ثانيه‌  اطلاعات‌ را انتقال‌ مي‌دهد.‌

 اولين‌ فناوري‌ شبكه‌ محلي‌ بي‌سيم‌ در باند 900 مگاهرتز و سرعت‌ پائين‌ (1 تا 2 مگابيت‌ بر ثانيه) متولد شد. عليرغم‌ كمبودها و به‌ خصوص‌ سرعت‌  پايين، آزادي‌ و انعطاف‌پذيري‌ بي‌سيم‌ باعث‌ شد اين‌ فناوري‌ تازه‌ راه‌ خود را به‌ خرده‌فروشي‌ها و انبارهايي‌ كه‌ دستگاه‌هاي‌ قابل‌ حمل‌ در دست‌ را براي‌  مديريت‌ و دريافت‌ اطلاعات‌ استفاده‌ مي‌كردند، باز كند.‌

 در سال‌ 1991 شبكه‌هاي‌ بي‌سيم‌ از اقبال عمومي گسترده برخوردار شدند. يك‌ سال‌ بعد شركت‌ها به‌ توليد دستگاه‌هاي‌ شبكه‌هاي‌ بي‌سيم‌ كه‌ در باند 4/2  گيگاهرتزي‌ كار مي‌كردند، روي آوردند. ‌
در ژوئن‌ 1997،
IEEE استاندارد 802.11 را براي‌ شبكه‌هاي‌ محلي‌ بي‌سيم‌ ارائه‌ داد. استاندارد 802.11 از انتقال‌ با نور مادون‌ قرمز و دو نوع‌ انتقال‌  راديويي‌ با پهناي‌ باند 4/2 گيگاهرتز و سرعت‌ انتقال‌ داده ‌2Mbps پشتيباني‌ مي‌كند. در سپتامبر سال‌ 1999 نيز استاندارد 802.11b براي‌ انتقال‌ اطلاعات‌ به‌صورت‌ بي‌سيم‌ با سرعت 11Mbpsمعرفي‌ گرديد.‌

 

 مزاياي‌ شبكه‌هاي‌ بي‌سيم‌

 انعطاف‌پذيري:‌ دسترسي‌ به‌ اطلاعات‌ بلادرنگ‌ در هركجا و در هر زمان‌ در يك‌ ساختمان‌ و يا در چند ساختمان‌ بدون‌ انجام‌ كابل‌كشي.‌

  نرخ‌ سرعت‌ بالا در حد شبكه‌هاي‌ كابلي: امروزه‌ كاربران‌ با سرعت‌ 11 مگابيت‌ در ثانيه‌ به‌ اطلاعات‌ مي‌توانند دسترسي‌ داشته‌ باشند كه‌ همانند سرعت‌ اترنت‌ معمولي‌ است.

نصب‌ آسان : نصب‌ شبكه‌ محلي‌ بي‌ سيم‌ سريع‌ و آسان‌ است‌ و نياز به‌ سيم‌ كشي‌ و ايجاد مسير روي‌ ديوارها و سقف‌ها را از بين‌ مي‌برد.‌

  نگهداري آسان و ارزان:  در طي‌ زمان‌ نگهداري‌ از شبكه‌ محلي‌ بي‌سيم‌ هزينه‌ كمتري‌ دارد. در ضمن‌ تعميرات‌ كابل‌ها، مسيرها و هزينه‌هاي‌ گسترش‌ مسير كابل‌كشي‌ نيز از  ميان‌ رفته‌ است. ‌
WEP براي‌ حفاظت‌ از داده‌ها: ‌ همانند شبكه‌هاي‌ كابلي، نسبت‌ داده‌ها از طريق‌ (Wired Equivalent Privacy (WEP تضمين‌ مي‌گردد.‌



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5781620

نظرات

 

عنوان :  

 

 

آدم مصنوعي كارگر قرن بيست و يكم :

هزاران سال قبل ساكنان سياره اي مبادرت به ساختن ماشين متفكر ( انديشه و رز ) مي نمايند . اين دست افزار متفكر ، رفته رفته تحول يافته و ضمن گسترش تدريجي ساكنان سياره را در انجام امورشان مساعدت و كمك مي رسانده است . طي هزاره ها " ماشين " تكاملي چشمگير مي يابد و همواره بر قلمرو نفوذ و كاروري آن افزوده مي شود تا بدانجا كه نقش موثر و حضور پر قدرت آن در كليه كارهاي سياره نمايان مي گردد . در اين زمان است كه مرحله جديدي در روند پويايي ماشين بوجود مي آيد ، زيرا "ماشين " مفهوم و پي آمد نافرماني را دريافته و ديگر دستور را اجرا نمي كند ، و اين عمل ، نژاد و موجوديت سياره را به مخاطره مي اندازد . نسل هاي متوالي ساكن سياره ، بي آنكه شناخت دقيق و لازم از ماشيني كه بوسيله پدرانشان ساخته شده بود كسب نمايند ، همچنان براي انجام امورشان از آن بهره گيري مي نمودند . سرانجام ماشين انديشه ورز ، ساكنان سياره را بحال خود رها مي كند و بقصد جلوگيري از انحطاط و انهدام موجودات سياره پيش از آنكه قابليت و توان انجام كارها و اداره امور خود را بيابند ، با وحشيگري و بي نظمي به نابودي كشانده مي شوند .

اين تعبير توسط : ( جان كمپبل ) در كتابي بنام " ماشين " آورده شده است .

كامپيوتر عليرغم مغز انسان ، قادر به تفكر و استدلال نيست و نمي تواند به تفسير نمودارها و تصورات بپردازد . كامپيوتر ، مستقلا و مستقيما قادر به تصميم گيري نمي باشد و نمي تواند در زمينه هاي گوناگون ارائه نظر و طريق نمايد .

ژاپني ها در روزگار فعلي تلاش مجدانه اي در تغيير و تعويض وضعيت و كيفيت كاربرد اين ماشين دارند هم اكنون طراحي و ساختن كامپيوتر نسل پنجم را تدارك ديده اند. كاربرد و گستره فعاليت هاي كامپيوتر اخير را بسيار وسيع و سازنده پيش بيني نموده اند ، بطوريكه داعيه آن را دارند كه اين كامپيوتر نقش سازنده تر و مؤثرتري در عرصه روابط و فعاليت هاي انسان ظهور نمايد ، و انجام وظايف عمده تري نظير : سخن گفتن ، ديدن ، شنيدن و غيره را عهده دار شود ، ژاپني ها براي كامپيوتر  نسل پنجم كاروري و توانمندي پر اهميتي ، همسان و همانند مغز انسان متصور شده اند .

در آغاز مطالعات و ترويج دانش فني كامپيوتري ، در داستان هاي علمي ، تخيلي ، تمايز و انفكاك مغز مكانيكي از آدم مكانيكي ، قابل پذيرش نبود و تباين و تفاوت بارز پذيرفته شده امروزين بين آدمك هاي مصنوعي و كامپيوتر وجود نداشت ( آيزاك آسيموف ) در اوايل دهه 1940 با نوشتن " مغزهاي پوزيتروني " اختراع آدمكهاي مصنوعي را غير قابل ترديد و قطعي پنداشت .

در اين زمينه در نيمه اول دهه 1960 پژوهش هاي متعددي بويژه در كشورهاي آمريكا ، ژاپن و اروپا صورت گرفته است . از دهه 1970 حاصل مطالعات و نيز آگاهي هاي تكنيكي پيرامون ساخت آدمك هاي مصنوعي در دسترس اهل فن قرار گرفت و اين اطلاعات و دانش فني پشتوانه شكستن سد انتظار و واقعيت بخشيدن به آرزوي ديرينه بشر جهت دست يافتن به آدم ماشيني شد .

ساختمان كلي آدمك ماشيني با سر گرد و چشم هاي درشت ، در اولين نگاه آدمهاي برقي را تداعي مي كند . آدم آهني به تعريفي ، عبارت از يك دستگاه مكانيكي است كه قادر به فراگيري و انجام وظايف پيچيده اي مي باشد . مسأله عمده در ساخت آنها مقرون به صرفه نبودن بهاي قطعات و اجزاء ساختمان آنها مانند " ميكروپروسسورها " بوده است . اما پيشرفت و استفاده از سيليكون ها ، دست يابي به ساخت آدمك هاي كامپيوتري را ميسر و تكنولوژي آدمكهاي كامپيوتري نيز به كمك دو رشته مهندسي الكترونيك و مكانيك به معرض اجرا درآمد .

از آغاز نحقيقات تاكنون روند تكامل آدمكهاي كامپيوتري در سه دوره 19670-1960 و1980-1970 و 1980 به بعد طبقه بندي ميشود . در نظر است آدمك هاي كامپيوتري با قابليتهاي تصميم گيري پيشرفته و مستقل ساخته شود تا براي كار در پروژه هاي صنعتي مورد استفاده قرار گيرند .

آدمك مصنوعي نسل پنجم همانند كامپيوتر نسل پنجم يكي از توليدات استراتژيك ژاپن محسوب مي شود . آدمك هاي كامپيوتري دهه ي 1980 اولين نسل آدمكهاي كامپيوتري باهوش را تشكيل مي دهند . آدمكهاي كامپيوتري ساخته شده تابحال قادر به انجام كارهاي هماهنگ نبوده و صرفا قادر به انجام كارهاي مجرد بوده اند . آدمك هاي مصنوعي نسل پنجم بايد داراي قابليتهاي كار مستقل و متحرك و نيز سيستم كنترل از راه دور باشند تا قادر به انجام وظايفي كه قرار است در آينده بعهده آنها گذارده شوند باشند . ماموريت هاي فضايي ، كار در زير دريا و كارهاي مشكل ديگر از جمله وظايفي هستند كه قرار است كامپيوتر نسل پنجم از عهده آنها برآيد . با تكميل مكانيسم هاي تحرك ، سيستم ادراك ، ديد ، لمس ، سيستم جهت يابي در روند تكاملي آدمك مصنوعي گامهاي اساسي ديگري برداشته خواهد شد .

با پيشرفت هاي صنعت كامپيوتر و آدمكهاي كامپيوتري سؤالاتي بدين شرح مطرح مي شود :

  1. آيا تركيب و شكل و رخساره كنوني شهر ها دستخوش تغييراتي خواهد شد ؟

  2. چه ارزشهايي جاي خود را به چگونه ارزشهاي نويني خواهد داد؟

  3. رهآورد فرهنگي اين پديده نو تا چه حد قابل جذب خواهد بود و در چه مواردي مقاومت ها و برخورد هايي را موجب خواهد شد ؟

  4. كامپيوتر عامل از بين رفتن و بي اعتبار شدن چه مشاغلي خواهد بود و در مقابل چه شغل ها و درجات و نيازهاي كاري را ايجاد خواهد كرد .

  5. كامپيوتر بتدريج برروي زندگي و افكار افرادي كه از آن استفاده مي نمايند و يا بطور مستقيم و غير مستقيم با آن سر و كار دارند تأثير بسزايي خواهد داشت ، حال اين اشخاص چگونه و با چه ايده و تفكري اين برخورد را آسان و مطلوب خواهند كرد تا احيانا عوارض سويي دامنگيرشان نشود ؟

  6. نخستين نسل از كودكان كه در بطن روابط فرهنگي ، اقتصادي ، كامپيوتري و بازيهاي كودكانه كامپيوتري رشد يافته و به مرحله بالندگي و سازندگي مي رسند ، تا چه حد و در چه زمينه هايي مغاير و متفاوت و يا منطبق با همسالان خود از نسل هاي پيشين خواهند بود ؟

 

اگر چه علم با پيشرفت اعجاب بر انگيز كنوني خود قادر به پيش بيني بسياري مسائل در حيطه زندگي انسان و عرصه طبيعت شده است ، با اين همه پيش بيني و داوري دقيق در زمينه ي نقش هاي آينده كامپيوتر آسان و شايد در حال حاضر ممكن نمي نمايد . البته پيش بيني آينده نزديك پيرامون كامپيوتر چندان دشوار نيست ، بديهي است كه در سير تحولي و تكاملي خود يقينا دچار دگرگوني خواهد شد . بدين معني كه در آينده نه چندان دور شاهد ماشين هايي در حجم و ابعاد و اندازه هاي مختلف و با بهاء درخور خواهيم بود . شايد در آتيه بتوانيم به اين آدمك ها چگونه فكر كردن را بهتر بياموزيم ، شايد بتوانيم ماشين هايي بسازيم كه دقيق تر و ماهر تر و مؤثر تر در پهنه زندگي انسان حضور يابند . شايد اين آدمك ها بتوانند با هوش و تلاش خود دست كم آيندگان را از تنگناهاي همه جانبه اي كه انسان كنوني دچار آن است بر حذر و به دور دارند و شايد انسان آينده به كمك اين دوست لازم نداشته باشد كه براي زندگي كردن ، زندگي خود را فدا كند .

نوشته : جمشيد مدرس

اينها حرفها و نظرات و دغدغه هاي انساني است كه دردهه ي 80 ميلادي ميزيسته ، شما چي فكر مي كنيد ؟ آيا اتفاقاتي كه پيش بيني مي شده رخ داده ؟ آيا علم كامپيوتر توانسته به قدري كه انتظار مي رفته پيشرفت كند و به دنبال آن رباتيك پيشرفتي داشته ؟

 

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5777309

نظرات

 

عنوان :  

 

 

نخستين روبات ايراني  

نخستين ربات ( آرم آهني ) ايراني توسط گروهي از پژوهشگران سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران طراحي و ساخته شد .

ماهنامه " نوآوران " ، نشريه سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران در شماره 26 مورخ مرداد 67 خود ، طي گزارشي در اين مورد مي نويسد : كاربرد نخستين  روبات ايراني كه نيروي محركه آن پنوماتيك يا فشار باد است ، در جابجايي مواد و بوته هاي ريخته گري – بارگذاري و باربرداري و تغذيه ماشينهاي ابزار كنترل عددي است .

اين روبات قابليت جابجائي قطعاتي تا وزن 10 كيلوگرم را دارد و مي تواند در هر ساعت 300 قطعه را پرس كاري كند .

فعاليت نخستين ربات ايراني در حال حاضر با كمك يك برنامه كامپيوتري ( نرم افزار ) ابتكاري كه روي يك كامپيوتر آي .بي.ام شخصي كوچك (PC) پياده شده صورت مي گيرد ، ضمن انكه طراحان اين ربات ، يك برد كامپيوتري بسيار كوچك ساخته اند كه 8 كيلو بايت حافظه دارد و بزودي جاي كامپيوتر فوق را خواهد گرفت .

يكي از ويژگيهاي قابل توجه ربات ساخته شده توسط پژوهشگران سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران – مطالعه اين نكته است كه اگر حين كار ربات ، برق قطع شد ، اتفاق سوئي نيافتد ، مشكلي كه كمتر طراح ربات در جهان با آن دست به گريبان است .

ساخت نخستين ربات ايراني كه از حمايت و تشويق مالي و معنوي وزارت صنايع سنگين برخوردار بوده تنها 800 هزار تومان ريالي و 400 دلار ارزي هزينه در برداشته كه به مراتب ارزانتر از انواع خارجي آن است  ( زياد تعجب نكنيد اين مطالب مربوط ميشه به ۱۸ سال پيش يعني سال 6۷ ) .

طراحي و ساخت اين ربات را گروهي از انديشمندان ايراني مركب از دكتر محمود هوشمند – دكتر پيروز دروي – دكتر محسن بهرامي – دكتر محسن رستمي – مهندس فرزين كياني – مهندس محسن قاضي مرادي و منوچهر آقائي بر عهده داشته اند و قطعات مختلف آن هر يك در مركز تحقيقات صنايع سنگين در تبريز – كارگاه جهاد سازندگي در تهران – كارگاه سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران و يك كارگاه تراشكاري خصوصي ساخته شده است .

قابل ذكر است نخستين آدم آهني ايراني در غرفه سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران در چهاردهمين نمايشگاه بين المللي تهران در معرض تماشاي علاقمندان گذارده شد كه مورد استقبال فراوان بازديدكنندگان قرار گرفت .

مجله علم الكترونيك / شماره نود و دو

 



منبع: http://www.persianblog.com/posts/?weblog=adamahanieman.persianblog.com&postid=5774908

نظرات

 



لينک هاي ورودی

 


Copyright by Farsitools co 1385 - 2006 AM طراحی و سرمایه گذاری شده در گروه طراحان ایران - ايران رباتیک . کام
 

قیمت لحظه ای طلا و اونس - سایت طلا